احساس تضاد در مادری
[ad_1] مادر شدن یک سفر عمیق پر از احساسات متضاد است. این پدیده ، معروف به احساس کنتراست ، یا “گگنتسژفل“در آلمانی ، تجربه نگه داشتن احساسات مخالف را به طور همزمان ، مانند شادی و غم ، رضایت و تنهایی یا تحقق و از دست دادن توصیف م...
[ad_1] مادر شدن یک سفر عمیق پر از احساسات متضاد است. این پدیده ، معروف به احساس کنتراست ، یا “گگنتسژفل“در آلمانی ، تجربه نگه داشتن احساسات مخالف را به طور همزمان ، مانند شادی و غم ، رضایت و تنهایی یا تحقق و از دست دادن توصیف م...
[ad_1]

مادر شدن یک سفر عمیق پر از احساسات متضاد است. این پدیده ، معروف به احساس کنتراست ، یا “گگنتسژفل“در آلمانی ، تجربه نگه داشتن احساسات مخالف را به طور همزمان ، مانند شادی و غم ، رضایت و تنهایی یا تحقق و از دست دادن توصیف می کند.
مادری زنان را با یک فضای بینابینی و بین فردی منحصر به فرد معرفی می کند. آنها باید به همراه فرزندشان خواسته ها ، احساسات و انگیزه های خود را حرکت دهند. در نتیجه ، احساس تضاد اغلب بوجود می آید ، اما آنها غالباً بدون توجه یا سوء تفاهم می شوند.
در طی یک جلسه اخیر ، مشتری من ، یک مادر اولین بار ، در مورد چشم انداز عاطفی پیچیده ای که در حال حاضر در حال حرکت است ، باز کرد. او تجربه خود را با صداقت قابل توجه به اشتراک گذاشت و دوگانگی را به دست آورد که بسیاری از مادران جدید اغلب بیان می کنند اما بندرت کاملاً واضح بیان می کنند.
او مادر بودن را “یکی از بزرگترین شادی ها و عمیق ترین مبارزات داخلی من” توصیف کرد ، با اشاره به فشار عظیمی که او در ایجاد نقش های متعدد احساس می کند – یک مادر پرورش دهنده و عاطفی موجود ، حفظ خانه و در دسترس بودن نیازهای شریک زندگی خود. این مسئولیت چند لایه او را به لحظاتی از خستگی شدید و خستگی عاطفی سوق داده است.
لحظه ای از تأمل در حالی که او در حال تمیز کردن آشپزخانه بود فرا رسید. او به اشتراک گذاشت که هدفون را درآورد و شروع به رقصیدن به موسیقی کرد که زمانی شادی او را به همراه داشت. در آن لحظه کوتاه ، او از موجی از غم و اندوه برخورد کرد – “اندوهی که بر قلب من گذاشته شده بود ،” او گفت – به رسمیت شناخته شده که چقدر او بخش هایی از خودش را که اکنون احساس دور می کند از دست می دهد: عشق او به رقص ، احساس خودکشی و بیان “روح زیبا” او.
او به طرز فجیعی اضافه کرد ، “من فکر می کنم شریک زندگی من هم چنین می کند.” این نشان می دهد که آگاهی از چگونگی تأثیر این تغییرات در روابط او نیز تأثیر می گذارد. سخنان او ، “من خوشحالم اما گاهی اوقات بدبختم … من تنها هستم اما هرگز تنها هستم.” احساسات غالباً متناقض را که مادران جدید دارند ، منعکس کنید – عشق و ضرر عمیق همزیستی.
بازتاب این مشتری یک پنجره قدرتمند به واقعیت های مادری جدید ارائه می دهد ، جایی که هویت ، ارتباط و بهزیستی عاطفی دائماً مورد بحث و گفتگو قرار می گیرند. در حالی که مادران غالباً با فرزند خود ارتباط عمیقی دارند ، اما احساس از دست دادن حس قبلی خود را نیز تجربه می کنند. شادی و غم و اندوه همزیستی است و باعث می شود آنها احساس ناکافی و اشتباه کنند.
یک مادر دیگر با این اصطلاحات ابراز کرد: “من می خواهم استراحت کنم ، اما من همچنین می خواهم از کودک خود مراقبت کنم. کدام یک از این نیازها را باید در اولویت قرار دهم؟ کدام قسمت از من را باید گوش دهم؟”
بارداری و مادر بودن باعث تحولات روانی و جسمی عمیقی می شود که بدن زن در پرورش و محافظت از یک زندگی جدید تغییر می کند. این تحولات منجر به ایجاد طرح های جدید بدنی می شود که مادر و کودک را به هم می پیوندند ، بر هویت حسی حرکتی تأثیر می گذارند و باعث ایجاد تغییرات عصبی در مغز می شوند.
در دوران بارداری ، مادر طرح های جدید جسمی را عمیقاً با بچه های خود در هم تنیده است. هر دو با حضور یکدیگر سازگار هستند و حتی قبل از تولد عادت ها و اتصالات را تشکیل می دهند. این پیوند به دوره پس از زایمان گسترش می یابد ، جایی که تعامل با شیرخوار همچنان به شکل مغز مادر ادامه می دهد و باعث ایجاد سازماندهی عصبی و تقویت ارتباط بینابینی با فرزند خود می شود.
پاسخ به این سوال “کدام قسمت از من را باید گوش دهم؟” بود: هر بار ، آنچه را که برای شما مهمتر است انتخاب کنید. از آنجا که بدن تغییر می کند و عادت های جدید شروع به شکل می گیرد ، مهم نیست که به انتخاب خود توجه داشته باشید ، مهم نیست که چقدر ممکن است به نظر برسند
در مادر بودن ، انگیزه فقط ناشی از اراده شخصی نیست بلکه از چیزی بزرگتر از ما است ، نوعی نیروی ارگانیک Egoless که بدن ما را در جهات غیر منتظره سوق می دهد. انتقال از بارداری به مادر بودن مستلزم سازماندهی مجدد زندگی انگیزشی است ، جایی که شخصیت معمول زن با نیروهای و معانی جدید روبرو می شود که هنوز قابل تشخیص نیستند.
پدیدارشناسی هوسرل نشان می دهد که انگیزه ها ناشی از جریان طبیعی محبت ها و غرایز اولیه است و عادات تشکیل می دهد که هسته اصلی زندگی انگیزشی را تشکیل می دهد. اگر این زن بدون داشتن شرط و انتظارات به نفس جدید خود گوش دهد ، هویت جدید او با هماهنگی با فرزند خود تنظیم می شود و حس درستی جدید را در سفر همزیستی خود کشف می کند.
احساس تضاد در مادری زودرس بیانگر همزیستی احساسات به همان اندازه درست و تعقیب است. در سطح جسمی ، این احساس در صورت نیاز به برخورد ، مانند استراحت در مقابل مراقبت از کودک ، بوجود می آید. پاسخ های شبکه پشتیبانی مادر می تواند حس سردرگمی ، انزوا و از دست دادن را تقویت کند.
درک این تضادها مستلزم پذیرش تنش بین ارواح برتر و فرومایه است ، جایی که انگیزه ها ، ارزش ها و تصمیمات کار می کنند. این زن از طریق برخوردهای خود به خود با بدن ارگانیک خود و ایجاد عادت های جدید به یک موضوع تبدیل می شود.
احساس کنتراست تولد جنبه جدیدی از آگاهی عاطفی را برجسته می کند ، جایی که هر دو احساسات معتبر و شایسته مورد توجه هستند. مادران با تصدیق این دوگانگی ، می توانند با شفقت و درک سفر خود را طی کنند.
احساس تضاد در مادری زودرس یک تجربه طبیعی و معتبر است که نباید به عنوان تغییرات هورمونی صرفاً برکنار شود. درعوض ، این نشان دهنده ظهور یک بدن بینابینی است ، هویت جدیدی که از طریق تعامل انگیزه ها ، خواسته ها و ارزش ها شکل می گیرد. مادران جدید با در آغوش گرفتن این پیچیدگی و تمرین مراقبت از خود ، می توانند تعادل و تحقق را در سفر تحول آمیز خود پیدا کنند. شناخت این احساس تضاد می تواند به مادران جدید کمک کند که احساس انزوا و ارتباط بیشتری با دیگران کنند که تجربیات مشابهی را به اشتراک گذاشته اند.
[ad_2]