[ad_1]

وقتی به مشتری های خود گوش می دهم ، از پریشانی فعلی شگفت زده می شوم و می ترسم که بسیاری از آنها احساس کنند. به نظر می رسد نگرانی های آنها کمتر به مسائل شخصی و بیشتر بر عدم امنیتی که در یک سطح جمعی در مورد کشور ما و جهان تجربه می کنند ، متمرکز شده اند. با توجه به آنچه از نظر اجتماعی اتفاق می افتد ، همراه با زمینه بحران در حال توسعه آب و هوا ، این جای تعجب ندارد.
چه نگرشی می تواند به رسیدگی به این میزان عظیم استرس کمک کند؟ من فکر می کنم به مطالعه دوست من بالفور مونت ، استاد مراقبت تسکین دهنده در دانشگاه مک گیل. او و همکارانش تحقیقات فوق العاده ای انجام دادند. آنها با 40 بیمار مبتلا به بیماری های تهدید کننده زندگی مصاحبه کردند و آنها را به دو گروه تقسیم کردند. گروه اول 20 نفر رنج و درد و رنج بزرگی را تجربه کردند ، در حالی که گروه دوم احساس لطف و بهزیستی را احساس کردند. این تحقیقات در زندگی درونی هر بیمار در طول بیماری های خود انجام شد تا دلایل چنین واگرایی در تجربه را کشف کنند. این مطالعه ممکن است بینش هایی در مورد افزایش حس معنا و رفاه ما در این شرایط دشوار فراهم کند ، به ویژه با توجه به عدم اطمینان از زمان یا بهبود اوضاع.
نیمی از افراد مصاحبه شده در این مطالعه با وجود بیماری آنها ، بهزیستی و احساس تمامیت را گزارش کردند. آنها در زندگی خود حس معنا پیدا کردند. در مقابل ، فقدان معنا باعث اضطراب در دیگران شد. شرکت کنندگان وقتی آنچه را که محققان خوانده بودند ، معنا می دانستند اتصالات شفابخشبشر از طریق این اوراق قرضه ، افراد احساس زنده ماندن کردند و احساس تعادل و امنیت را ابراز کردند. این ارتباطات شفابخش تفاوتهای قابل توجه بین مصاحبه شوندگان را به خود اختصاص داده است.
اتصال 1: رابطه ما با خودمان
اولین ارتباط شفابخش مربوط به رابطه ما با خودمان است. یک بیمار ، سوزان ، گزارش داد: “من یک انرژی مسالمت آمیز را در درون خود کشف کردم ، شاید واقعی تر از آنچه قبلاً روی سطح زندگی کرده بودم.” وی افزود ، “من اکنون می توانستم خودم را بخاطر اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده بودم ببخشم.”
رابرت ، دیگر ، گزارش داد: “بدون آن درد ، من امروز کسی نیستم و من یاد نمی گرفتم و بزرگ نمی شدم. امروز خودم را دوست دارم.” صلح آمیز به کیفیت زندگی تبدیل شد که ممکن است قبل از محاکماتی که شرکت کنندگان تحمل می کردند وجود نداشته باشد.
اتصال 2: روابط ما با دیگران
ارتباط شفابخش دوم مربوط به رابطه ما با دیگران است. آلن ، که از سرطان رنج می برد ، گفت: “من خوش شانس هستم که همه این افراد دوست داشتنی را در اطرافم قرار داده ام. اگر این برای این بحران نبود ، شاید من از عشق آنها اینقدر تحت تأثیر قرار نگیرم.”
اتصال 3: رابطه ما با دنیای بزرگتر
سومین ارتباط درمانی مربوط به دنیای پدیده است. برای برخی از افراد ، این ممکن است طبیعت باشد. ژان گفت: “وقتی درخت زیبا را در بیرون می بینم ، احساس حضور وجود دارد.” برای دیگران ، درگاه اتصال عمیق ممکن است موسیقی ، نقاشی ، لمسی باشد که در ماساژ دریافت می کند یا حس آرامش بخش که از طریق ذهن آگاهی از تنفس تجربه می شود.
اتصال 4: رابطه ما با معنی
جنبه چهارم شامل اتصال درمانی به معنای نهایی است. در طی چنین تجربه ای ، ممکن است یک احساس عمیق وحدت با کیهان یا “بیشتر” احساس کند که برخی از آنها به عنوان خدا یاد می کنند. احساس تسلیم شدن و درک بخشی از چیزی بزرگتر وجود دارد ، چیزی که از روایت انسانی ما فراتر می رود. این حالتهای موجود اغلب با احساس سهولت و عشق همراه هستند. مراقبه ، دعا یا زمان صرف شده در طبیعت ممکن است در چنین تجربه ای باشد. تحقیقات همچنین نشان می دهد که معنا و بهزیستی اغلب به عنوان فرآورده های جانبی احساس عمیق و بخشی از چیزی بزرگتر و ماندگارتر از شخصی شخصی ما ظاهر می شود. این می تواند به رشد و رشد خرد و دلسوزی منجر شود. در مقابل ، رنج معمولاً با انزوا و بی معنی همراه بود.
نحوه توسعه اتصالات درمانی
چه چیزی می توانیم از این مطالعه که می تواند به ما در بهبود چالش های جمعی و شخصی فعلی خود کمک کند ، کمک کنیم؟ من پیشنهاد می کنم که مهارتهایی که برای مواجهه با یک بیماری تهدیدآمیز نیاز داریم شبیه به مواردی است که ما باید با بحران جمعی خود روبرو شویم. چهار اتصال شفابخش مهمترین زندگی در زمان دشواری است.
- ارتباط با خود: افزایش رژیم های مراقبت از خود ضروری است. همچنین لازم است که درگیری های درونی را از بین ببرد و از هم جدا شود ، زیرا آنها انرژی و تمرکز زندگی را به سر می برند. مفید است که در صورت لزوم با یک درمانگر تماس بگیرید ، زیرا سهولت درونی یک پناهگاه مهم است.
- ارتباط با دیگران: داشتن روابط حمایتی و مهربان با چند نفر دیگر نیز مهم است. این به ما امکان می دهد احساس ارتباط ، مفید و قوی داشته باشیم. بهم پیوسته ماهیت اصلی ماست ، نه انزوا و بیگانگی. هنگامی که ما به دیگران کمک می کنیم ، روابط حمایتی نیز می تواند به عنوان سرویس بیان شود. ایستادن در کنار دوستان ، عزیزان و افراد نیازمند ما می تواند شجاعت و معنی را نشان دهد و به دنیای بهتری کمک کند. بازگشت به وضعیت طبیعی بشر ما و به معنای معنا از طریق دلسوز بودن دیگران به ما این امکان را می دهد تا خودمان را به عنوان کل انسانها تجربه کنیم.
- ارتباط با جهان: رابطه با طبیعت به ما کمک می کند تا وابستگی متقابل ، تمامیت و بخشی از زیبایی را از خود کوچکتر از خود کوچک تجربه کنیم. طبیعت ، موسیقی یا نقاشی نیز به ما امکان می دهد احساس فروتنی و آرامش کنیم. برای بسیاری ، مدیتیشن یک عمل بستر است که به ما کمک می کند تا تمرکز و استراحت کنیم و در شایعات گیر نشویم. در سطح عمیق تر ، مراقبه غیر عادی به ما امکان می دهد تا زمین را لمس کنیم و به مکانی در داخل برسیم ، جایی که چیزی در ما بی دلیل است و نمی میرد.
با ایجاد این چهار ارتباط شفابخش ، می توانیم در دنیای اطراف خود حضور ، درگیر و وصل کنیم.
[ad_2]