00:04 - 2025/01/30

آیا کمال گرایی به روابط شما آسیب می رساند؟

[ad_1] من به تازگی با روانشناس بالینی دکتر الن هندریکسن مصاحبه کردم که کتاب او چگونه کافی باشیم: خود پذیرش برای خودمان و کمال گرایان در تاریخ 7 ژانویه بیرون آمد. ما در مورد کمال گرایی و چگونگی تأثیر آن بر روابط ما صحبت کردیم. دکتر ماریسا ...

آیا کمال گرایی به روابط شما آسیب می رساند؟

[ad_1]

من به تازگی با روانشناس بالینی دکتر الن هندریکسن مصاحبه کردم که کتاب او چگونه کافی باشیم: خود پذیرش برای خودمان و کمال گرایان در تاریخ 7 ژانویه بیرون آمد. ما در مورد کمال گرایی و چگونگی تأثیر آن بر روابط ما صحبت کردیم.

دکتر ماریسا G فرانکو (MF): برخی از علائم پنهان نشان می دهد که مردم ممکن است گرایش های کمال گرایانه داشته باشند؟

دکتر الن هندریکسن (EH): کمال گرایی نادرست است. در مرکز تخصصی اضطراب که در آن کار می کنم ، هیچ کس وارد نشده است و گفت: “می دانید ، الن ، من یک کمال گرا هستم. من به همه چیز نیاز دارم تا کامل باشم. ” مردم وارد می شوند و می گویند ، “” من احساس می کنم که شکست می خورم. ” “احساس می کنم عقب افتاده ام.” “من یک میلیون چیز در صفحه خود دارم ، و من هیچکدام از آن را به خوبی انجام نمی دهم”. بعضی اوقات شما کمی طعم خودشیفتگی را می گیرید ، “” من به تمام توان خود نمی رسم “یا” زندگی خود را بهینه نمی کنم “، اما این حس به اندازه کافی خوب نیست. و من فکر می کنم این چیزی است که بسیاری از ما می توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم.

در حقیقت ، من می گویم اکثر مراجعان من در مرکز نمودار ون با همپوشانی مشکلات خود کمال گرایی دارند ، اما تقریباً هرگز آنها را به عنوان کمال گرایان معرفی نمی کنند.

MF: به نظر می رسد که این استحکام خود وجود دارد من باید یک روش خاص برای ارزش باشم ، بنابراین ، من نمی توانم تمام این قسمت های مختلف من را به طور کامل بیان کنم و نتیجه آن یک روش باریک برای بودن یا کاهش بیان کلی است.

آه: مطمئناً این ایده است که ارزش آن را شامل می شود.

MF: چیزی که من در حوزه دوستی با آن سر و کار دارم به دلیل اینکه ارزش آن را به عملکرد وصل می کند ، (مربوط به) عاشقانه و وضعیت تأهل است. اوه ، من باید یک شریک عاشقانه داشته باشم تا در جامعه مدرن قابل قبول باشد، و حتی اگر من این دوستان را داشته باشم ، آنها به عنوان یک جامعه مشروعیت حساب نمی کنند ، زیرا ، آنها چیزی نیستند که تعریف آنچه را کامل می کند ، انحصار می کند.

آه: کاملاً ، منظور من در کمال گرایی است ، ما به قوانین گرایش داریم. این بدان معنا نیست که قوانین باید معنا پیدا کنند یا حتی باید در ارزش های ما باشند. بنابراین فکر می کنم جذب این پیام از جامعه آسان است که عشق عاشقانه ایده آل است و نمی توان همه عشق افلاطونی را در اطراف خود مشاهده کرد.

این حس وجود دارد که بازگشت به کمال گرایی باید یک تعمیرات اساسی باشد. و من می خواهم تأکید کنم که ، اگر کمال گرایی را به عقب برگردانیم ، ممکن است به هیچ وجه کاری متفاوت انجام ندهیم. ما مجبور نیستیم چیزی را تغییر دهیم. ممکن است فقط این باشد که ما بر خلاف قوانین ، ارزش های خود را دنبال می کنیم ، آنچه برای من واقعاً مهم است؟ چه چیزی باعث می شود احساس ارتباط یا دوست داشتن یا پذیرفته شده داشته باشم ، یا از چه چیزی لذت می برم؟

این فقط یک ذهنیت متفاوت است که آن را رانندگی می کند. لازم نیست کار دیگری انجام دهید.

MF: به نظر می رسد ، همانطور که شما آن را توصیف می کنید ، این که کمال گرایی در مورد اجتناب از احساسات خاص مانند شرم یا احساس بد یا اشتباه است. عدم توانایی متابولیزه کردن آن احساسات وجود دارد ، بنابراین شما فقط باید به طور مداوم از آنها فرار کنید. این خسته کننده به نظر می رسد.

آه: اصطلاحی وجود دارد کمال گرایی عاطفی، و این ، یا احساس یا نشان دادن ، فقط چیزهای خوب است. بنابراین من فقط به خودم اجازه می دهم احساس خوشبختی کنم. اگر غم و اندوه یا شرم همراه باشد ، شما کسانی را که فقط احساسات خاصی را نشان می دهند ، می کنید – مهم نیست که ما باید چهره ای شاد بکشیم یا هیجان زده شویم یا احساسات مثبت را انجام دهیم ، صرف نظر از آنچه احساس می کنیم. من فکر می کنم بسیاری از ما مطرح شده اند که احساسات با وضعیت مورد نظر بر خلاف اینکه واقعاً احساس می کنیم ، دیکته می شوند.

MF: بله ، این به نظر می رسد ضد آسیب پذیری است.

من در مورد کمال گرایی فکر می کنم به عنوان چیزی که در درون شما اتفاق می افتد ، اما آیا کمال گرایی نیز وجود دارد که مردم برای دیگران اعمال می کنند – فکر کردن به افراد اطراف من باید کامل باشد یا من (آنها را دوست ندارم)؟

آه: 100 ٪. بنابراین ، سه نوع کمال گرایی وجود دارد. وجود دارد کمال گرایی خود محور، و این همان چیزی است که ما وقتی کلمه کمال گرایی را می گوییم ، به آن فکر می کنیم. بنابراین این برای خودمان سخت است.

اما پس از آن وجود دارد کمال گرایی دیگر گرا، این زمانی است که ما برای افراد اطراف خود سخت هستیم و از قضا معمولاً افرادی نزدیک به ما هستند ، مانند یک شریک زندگی یا بچه ها ، شما می دانید ، گزارش های مستقیم ما در محل کار است. این افرادی هستند که فکر می کنیم به ما تأمل می کنند.

و سپس نوع سوم است کمال گرایی تجویز اجتماعی ، و این فرض بر این است که دیگران برای ما سخت خواهند بود. در یک جامعه خواستار ، این همان چیزی است که به صورت نمایی افزایش می یابد.

کمال گرایی ضروری است

MF: به نظر می رسد هر کجا که سطح کنترل بالایی وجود داشته باشد ، پتانسیل کمال گرایی وجود دارد. اگر می خواهید واقعاً چیزی را کنترل کنید ، کمال گرایی که ممکن است اساسی باشد چیست؟

آه: بله و این می تواند خودکنترلی ، کنترل دیگران باشد ، یا می تواند بهترین پای ما را به پیش ببرد تا دیگران نتوانند ما را کنترل کنند.

MF: خوب ، آیا چیزهای دیگری وجود دارد که احساس می کنید مهم هستند که به اشتراک بگذاریم که ما به آن نرسیده ایم؟

EH: ما در مورد انتقاد از خود صحبت نکرده ایم.

ما لازم نیست که از انتقاد خودمان دست برداریم. در واقع ، ما احتمالاً این کار را نخواهیم کرد ، زیرا خود انتقاد قلب تنظیم انسان است. اگر سعی کنیم از انتقاد از خودمان دست بکشیم ، در حال مبارزه با زیست شناسی و تکامل هستیم.

درعوض ، آنچه ما می توانیم انجام دهیم این است که سعی کنیم رابطه خود را با انتقاد از خود تغییر دهیم. و ، می دانید ، برخی از مغزها خوش بین یا بدبین تر هستند ، برخی درونگرا یا برون گرا تر هستند ، و برخی دیگر فقط سیمی هستند که کمی خود انتقادی تر باشند ، که شامل من است. اما لازم نیست به آن گوش دهم. من می توانم آن را کمتر و به معنای واقعی کلمه کمتر جدی بگیرم و مانند موسیقی در یک کافی شاپ یا موسیقی که در پس زمینه در یک فروشگاه مواد غذایی قرار دارد ، به آن نزدیک شوم. شما می توانید آن را بشنوید ، اما لازم نیست که در کنار هم رقصید. لازم نیست خودم را تغییر دهم یا با خودم متفاوت صحبت کنم. من فقط می توانم آن را رها کنم ، می دانید ، مانند سوشی در یک رستوران گردان. این فقط کاری است که مغز من انجام می دهد ، و این همه است.

وقتی می دانید (خود انتقاد) بخشی از این روند است ، به شما کمک می کند تا آن را برابر نکنید زیرا مانند این هستید که این موج دیگری در روند است.

MF: وای. بنابراین مانند این است که ، پذیرش خود در مورد تشویق خود در تمام مدت نیست ، بلکه فاصله کافی از افکار انتقادی خود دارید ، بنابراین دائماً آنها را درونی نمی کنید.

EH: بسیاری از افراد مبتلا به کمال گرایی چیزهای جدید را امتحان نمی کنند و خطر نمی کنند زیرا آنها نمی خواهند مبارزه کنند یا در چیزی بد باشند.

اگر فکر می کنید اوه این چگونه کار می کند – من قرار است روی شیب اسم حیوان دست اموز بیفتم. من قرار است به صفحه خالی خیره شوم ، هیچ تصوری از نوشتن ندارم (احساس بهتری خواهید داشت). احساسات منفی فقط در صورتی که فکر می کنیم نباید اتفاق بیفتد ، مشکل است.

MF: در پادکست ، شما چیزی در مورد بیتلزهای بیشتری که کمتر یخ زده اند ذکر کردید …

EH: من کمی گوشت گاو با (ایده ای که) شما باید احساسات بد خود را رها کنید. این به معنای عدم تمایل به داشتن آنها است. شما باید آنها را از بین ببرید. و بنابراین ، بله ، برچسب ، کمتر است یخ زده– لازم نیست آن را رها کنید. بیتلز بیشتر – این باشد. این فقط می تواند در آنجا بنشیند. فقط می تواند آنجا باشد. لازم نیست آن را به پایین بکشید ، زیرا فقط مانند یک توپ ساحلی که در زیر آب فشار داده شده است ، ظاهر می شود.

بگذارید آنجا باشد و به سمت آنچه مهم ، معنادار و هدفمند برای شما است ، بروید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان