[ad_1]
پیوند قلب
منبع: VCHAL/Shutterstock
پیوند عضو اغلب به عنوان یک پیشرفت معجزهآسا پزشکی اعلام میشود و به افرادی که اندامهایشان از کار افتاده فرصتی دوباره برای زندگی میدهد. با این حال، در کنار چالشهای فیزیکی و پزشکی پیوند، گزارشهای جالبی درباره تغییرات شخصیتی و هویتی پس از این عمل منتشر شده است. این گزارشها که گاهی به «حافظه سلولی» نسبت داده میشود، باعث کنجکاوی و بحث در جوامع علمی و غیر روحانی شده است.
مفهوم تغییرات شخصیتی پس از پیوند
شخصیت الگوهای بادوام تفکر، احساس و رفتار فرد را در بر می گیرد. تغییرات شخصیتی پس از پیوند به صورت حکایتی و در مطالعات مشاهده ای توسط گیرندگان و خانواده های آنها گزارش شده است. این تغییرات از تغییرات ظریف در ترجیحات و رفتارها تا تغییرات عمیق در هویت متغیر است. گیرندگان از دستیابی به ذائقه ها، سرگرمی ها یا حتی خاطراتی که ظاهراً جنبه هایی از اهداکنندگان عضو آنها را منعکس می کند، توضیح داده اند. این پدیده محققان را مجذوب خود کرده و فرضیه هایی را در مورد مکانیسم های بالقوه این تغییرات ایجاد کرده است.
شواهد حکایتی: حساب های زندگی واقعی
برخی از برجستهترین شواهد برای تغییرات شخصیتی از داستانهای شخصی ناشی میشوند. این داستانها شامل مواردی است که گیرندگان تغییرات غیرمنتظرهای را در ترجیحات، عادتها یا خاطرات خود گزارش کردهاند.
- پسر 5 ساله قلب یک کودک 3 ساله را دریافت کرد. گیرنده گفت: «من اسم پسر را گذاشتم. من او را تیمی صدا می کنم. وقتی زمین خورد خیلی آسیب دید. فکر می کنم او پاور رنجرز را بسیار دوست دارد، درست مثل من. هر چند من دیگر آنها را دوست ندارم.» نام اهداکننده توماس بود، اما خانوادهاش او را «تیم» صدا میکردند، و او در تلاش برای رسیدن به یک اسباببازی Power Ranger که روی لبه پنجره افتاده بود، افتاد، جان باخت.
- یک مرد 17 ساله سیاه پوست قربانی تیراندازی شد. دریافت کننده قلب او یک کارگر مرد سفیدپوست 47 ساله بود. همسر دریافتکننده گفت: «او با موسیقی کلاسیک مرا دیوانه میکند. او نام یک آهنگ را نمی داند و هرگز، هرگز آن را گوش نکرده است. حالا ساعت ها می نشیند و به آن گوش می دهد. او حتی آهنگهای موسیقی کلاسیک را که هرگز نمیدانست، سوت میزند.» اهداکننده مادر گزارش داد: «پسر ما در حال رفتن به سمت کلاس ویولن بود که ضربه خورد. هیچ کس نمی داند گلوله از کجا آمده است، اما فقط به او اصابت کرد و او افتاد. او همانجا در خیابان در حالی که جعبه ویولن خود را بغل کرده بود جان سپرد.
- در کتاب او تغییر قلبکلر سیلویا، گیرنده پیوند قلب و ریه، تشریح کرد که ولع ناگهانی برای ناگت مرغ و آبجو پیدا کرده است، غذاهایی که بعدا فهمید که مورد علاقه اهداکننده مرد جوانش هستند.
- مامور پلیس 34 ساله در حین دستگیری یک فروشنده مواد مخدر مورد اصابت گلوله به صورتش قرار گرفت. دریافتکننده، یک استاد کالج 56 ساله، گزارش داد که تنها عارضه جانبی جراحی پیوند خود، دیدن جرقههای نور در صورتش بود.
چنین گزارشهایی سؤالاتی را در مورد پتانسیل اندامها برای انجام عملکردهای فیزیولوژیکی و آثار روانشناختی یا تجربی مطرح میکنند.
علم پشت حافظه سلولی
یک فرضیه برای توضیح چنین تغییرات شخصیتی، مفهوم حافظه سلولی است که نشان می دهد اندام های اهدا کننده ممکن است نوعی از حافظه یا اطلاعات رمزگذاری شده در سلول های خود را حفظ کنند. در حالی که این ایده ممکن است دور از ذهن به نظر برسد، مکانیسم های بیولوژیکی متعددی وجود دارد که می تواند به طور قابل قبولی به چنین پدیده هایی کمک کند.
DNA
منبع: ناتالی دولیتل/ با اجازه استفاده شد
- رمزگذاری مولکولی: سلول ها از مسیرهای مولکولی برای رمزگذاری و ذخیره اطلاعات استفاده می کنند. به عنوان مثال، پروتئینها و آنزیمهای دخیل در سیگنالدهی سلولی میتوانند «نشانهایی» از فعل و انفعالات یا حالتهای گذشته داشته باشند که ممکن است در صورت پیوند به بدن جدید بر رفتار سلولی تأثیر بگذارد.
- تغییرات اپی ژنتیک: نشانگرهای اپی ژنتیکی مانند متیلاسیون DNA و استیلاسیون هیستون به عنوان شکلی از “حافظه” در سلول عمل می کنند. این نشانگرها می توانند بر الگوهای بیان ژن تأثیر بگذارند و به طور بالقوه صفات اختصاصی دهنده را به گیرنده منتقل کنند.
- انتقال RNA: RNA های غیر کد کننده، مانند microRNA ها، می توانند اطلاعات تنظیمی را بین سلول ها حمل کنند. این مکانیسم میتواند به سلولهای اهداکننده اجازه دهد تا با تغییر فعالیت ژنتیکی یا متابولیکی، بر سلولهای گیرنده تأثیر بگذارند.
- عملکردهای شبه عصبی: انواع خاصی از سلول ها، مانند کاردیومیوسیت ها و نورون های روده ای، خواصی شبیه به نورون های مغز دارند، از جمله توانایی ذخیره و انتقال سیگنال ها. این نشان می دهد که اعضای پیوندی حاوی این سلول ها ممکن است به تغییرات رفتاری یا روانی کمک کنند.
- تعاملات سیستم ایمنی: خود سیستم ایمنی دارای قابلیت های حافظه است. سلولهای اهداکننده ممکن است با سلولهای ایمنی گیرنده به روشهایی تعامل کنند که بر رفتار یا ادراک تأثیر بگذارد، بهویژه اگر سلولهای اهداکننده اطلاعاتی درباره تجربیات یا ترجیحات میزبان اصلی خود داشته باشند.
- تشدید بیوشیمیایی: سلولها ممکن است از طریق سیگنالهای بیوشیمیایی یا الکترومغناطیسی ظریف ارتباط برقرار کنند و سلولهای مجاور را به روشهایی تحت تأثیر قرار دهند که به تغییرات سیستمیک در گیرنده کمک کند.
- حافظه آب: لوک مونتانیه، دانشمند برنده جایزه نوبل، نشان داده است که آب توانایی رمزگذاری و ذخیره اطلاعات را دارد. این نشان می دهد که آب موجود در اندام های پیوندی ممکن است اطلاعات را از اهداکنندگان به گیرندگان منتقل کند.
مفاهیم اخلاقی
این ایده که اندام های اهدا کننده ممکن است بر شخصیت تأثیر بگذارند چندین سؤال اخلاقی را ایجاد می کند. به عنوان مثال، آیا اهداکنندگان یا خانواده های آنها باید از احتمال تغییرات شخصیتی مطلع شوند؟ آیا این اطلاعات باید در اختیار گیرندگان قرار گیرد؟ اگر تغییرات شخصیتی با ویژگیهای اهداکننده همسو باشد، آیا این اتفاق میتواند ناخواسته جزئیات خصوصی اهداکننده را فاش کند؟ گیرندگانی که تغییر هویت را تجربه می کنند ممکن است برای هدایت این تغییرات به حمایت روانی نیاز داشته باشند. ادغام خدمات سلامت روان در مراقبت های پس از پیوند ممکن است به گیرندگان کمک کند تا اندام جدید خود را بهتر بپذیرند و ادغام کنند.
جهت گیری های آینده در پژوهش
تحقیقات دقیق تری برای کشف پدیده تغییرات شخصیتی پس از پیوند مورد نیاز است. برخی از توصیه ها عبارتند از:
- مطالعات آینده نگر که شخصیت را قبل و بعد از پیوند بررسی می کنند، می توانند تغییرات احتمالی ناشی از جراحی پیوند را روشن کنند.
- مطالعات با شرکت کنندگان بیشتر می تواند داده های قوی تری ارائه دهد.
- تکنیک های پیشرفته در ژنتیک، اپی ژنتیک و علوم اعصاب می توانند مکانیسم های بالقوه حافظه سلولی را روشن کنند.
- ردیابی گیرندگان در طول زمان می تواند به تمایز اثرات روانی موقت از تغییرات طولانی مدت کمک کند.
- همکاری بین روانشناسان، متخصصان مغز و اعصاب و متخصصان پیوند برای به دست آوردن درک جامع از این پدیده ضروری است.
نتیجه گیری
ایده تغییرات شخصیتی پس از پیوند اعضا هم جذاب و هم بحث برانگیز است. در حالی که گزارش های حکایتی و مطالعات مشاهده ای نشان می دهد که چنین تغییراتی ممکن است رخ دهد، تحقیقات علمی بیشتری مورد نیاز است. شواهد مربوط به حافظه سلولی قانعکننده است و مطالعات بیشتر احتمالاً راههای متعددی را که سلولها میتوانند اطلاعات را رمزگذاری و ذخیره کنند، روشن خواهد کرد.
همانطور که تحقیقات ادامه دارد، درک تغییرات شخصیتی پس از پیوند می تواند کیفیت مراقبت از گیرندگان پیوند را افزایش دهد و نه تنها به سلامت جسمی بلکه به سلامت روانی آنها نیز توجه کند. صرف نظر از مکانیسم های درگیر، پدیده تغییرات شخصیتی پس از پیوند ما را به بازنگری در ارتباطات پیچیده بین ذهن، بدن و هویت دعوت می کند.
[ad_2]