این جمله را از هنری دیوید ثورو بخوانید: «پسربچه وسایل معبدی را جمعآوری میکند و سپس، وقتی سی ساله شد، به این نتیجه میرسد که یک انبار چوب بسازد.»(من)
ثورو فقط در یک جمله چیز خارق العاده ای را انجام می دهد. او از چهار تکنیک برای به یاد ماندنی کردن پیام خود استفاده می کند: (1) ساختن یک روایت، (2) به حداکثر رساندن قابلیت تصویرسازی، (3) تحریک احساسات، و (4) ارتباط با تازگی.
هر تکنیک رمزگذاری حافظه را تسهیل می کند. او البته این را نمی دانست. او فقط آن را حس کرد. اما تحقیقات روانشناسان و عصب شناسان امروزه قدرت این چهار عمل را در بهبود یادآوری خوانندگان و شنوندگان نشان می دهد.
منبع: cottonbro studio / Pexels
ممکن است به اندازه ثورو آرزوی برقراری ارتباط را نداشته باشید، اما آیا آرزو ندارید که بتوانید؟ با چنین انبوهی از معنایی که در این چند کلمه انباشته شده است؟
با درک علم، می توانید در آن جهت شروع کنید – و فقط به نتیجه آن فکر کنید. دیگر مردم ایمیلها، گزارشها و مقالههای شما را نمیخوانند و وقتی از آنها در مورد آنچه گفتهاید میپرسید خالی میمانند.
1. ساختار یک روایت
اولین تکنیک برای بهبود حافظه این است که پیام خود را با یک روایت منتقل کنید. تحقیقات نشان می دهد که وقتی آنچه را که می گویید در ساختار داستان جاسازی می کنید، یادآوری افراد بهبود می یابد. (ii)
این توضیح می دهد که چرا یکی دیگر از نیوانگلندی ها، رابرت فراست، نیز شعرهای به یاد ماندنی زیادی سروده است: “دو جاده در یک جنگل از هم جدا می شوند، و من-/من جاده ای را که کمتر از آن سفر کرده ام، انتخاب کردم/و این همه تفاوت را ایجاد کرده است.” (iii)
حتی اگر نمی توانید به طور فشرده ارتباط برقرار کنید، همچنان می توانید برای بهبود یادآوری افراد، از ساختار داستان ضربه بزنید. یا، به بیان آن در عبارات علوم اعصاب، می توانید یاد بگیرید که بنویسید تا معنای شما بهتر در مرکز حافظه اصلی مخاطبان، هیپوکامپ، رمزگذاری شود.
ریموند مار، روانشناس دانشگاه یورک و صاحب نظر در زمینه روایت، 37 مطالعه را با 33000 شرکتکننده برای بررسی این نکته بررسی کرد. انتقال اطلاعات در یک داستان با یک مقاله چگونه مقایسه می شود؟ مار میگوید: «در تمام مطالعات مزیت مشخص و مشخصی برای اطلاعاتی که بهعنوان یک روایت ارائه میشوند، هم از نظر درک و هم از نظر حافظه وجود داشت.» (iv)
به نظر می رسد که ساختار پلات این مزیت را توجیه می کند. محققان پیشنهاد میکنند که مردم داستانها را بهتر به خاطر بسپارند، زیرا روایت به آنها کمک میکند توالی منسجمی از رویدادهای مرتبط را ذخیره کنند. (v) طبق تحقیقات، داستانها همچنین به جلب توجه مردم کمک میکنند. (vi)
در اینجا نمونه ای از کارآفرین مایکل ونتورا در کتابش آورده شده است همدلی کاربردی: «اگر دچار مشکل نشوید، هرگز یاد نخواهید گرفت که چگونه از آن خلاص شوید. این توصیه ای بود که پدر یکی از دوستانم در سال 2003 به من داد. من بیست و سه ساله بودم، کمی کمتر از دو سال سابقه تبلیغات داشتم و به تازگی شغلم را از دست داده بودم.» (vii)
رویکرد ونتورا مستقیماً به مرکز حافظه شما جذب میشود، زیرا او توجه شما را با اولین عنصر در ساختار بسیاری از داستانهای قانعکننده جلب میکند: یک شخصیت (خود) در یک جام.
2. قابلیت تصویر را به حداکثر برسانید
راه دوم برای اینکه مردم آنچه را که می گویید به خاطر بسپارند این است که بنویسند تا بتوانند نظر شما را «ببینند». سینمای ذهنی آنها را روشن کنید. ثورو این کار را کرد و فراست هم همینطور. آنها با تصاویر نظر خود را بیان کردند.
یا به قول محققین آن را با تصویرپذیری بالا منتقل کردند که طبق آزمایشات بسیاری باعث بهبود فراخوان آزاد می شود. برای مثال میبل لاو و همکارانش در دانشگاه ملی سنگاپور از مردم خواستند کلماتی را که در فهرست ها خوانده بودند به خاطر بیاورند. یکی از ثابتترین پیشبینیکنندههای یادآوری، تصویرپذیری بود. (viii)
نویسنده کارلوس ایر از تصاویری استفاده کرد تا سرما را در شیکاگو به تصویر بکشد: «هوا یک چاقوی بزرگ و فراگیر بود. حتی از میان ضخیمترین لایههای پشم، باد از دریاچه میشیگان، دو بلوک دورتر، تیغه را در عمق شما فرو میبرد. حدود منفی ده درجه فارنهایت بود. آنقدر سرد است که تف در عرض دو دقیقه منجمد شود…» (ix)
قدرت تصویرپذیری تا حدی ناشی از عینی بودن آن است. (پست قبلی من را ببینید).
3. برانگیختن احساسات
راه سوم برای اینکه مردم آنچه را که می گویید به خاطر بسپارند، نوشتن با احساس است. این به معنای هیاهو کردن چیزی نیست که شما می گویید. هیچ کس درام ساختگی را دوست ندارد. این فقط به این معنی است که شور و اشتیاق واقعی را در نوشتار خود قرار دهید – به تبدیل عبارت، تصاویر و طرح داستان.
اگر به آنچه می گویید اهمیت می دهید، زبانتان باید آن را نشان دهد. پزشک Atul Gawande با شور و شوق در مورد موضوع خود نوشت فانی بودن، کتاب او در مورد شکاف های مراقبت های بهداشتی برای سالمندان. حرف او ساده بود: «امکانات مراقبت طولانیمدت از سالمندان در حد وظیفه آینده نیست. . . “
اما این چیزی نیست که او گفت. در اینجا او چنین است: “شما فکر می کنید مردم شورش می کردند. شما فکر می کنید ما خانه های سالمندان را به خاک و خون می سوزاندیم. با این حال، این کار را نکردهایم، زیرا به سختی میتوانیم باور کنیم که چیز بهتری ممکن است. . . (xii)
کلمات دارای عاطفه (مثل محرک های پر هیجان به طور کلی) بهتر در حافظه افراد جای می گیرند و به یادآوری کمک می کنند. (دوباره، بیشتر را در پست قبلی من مشاهده کنید.) در یک مطالعه، افراد 5.7 کلمه انتزاعی را از لیست 20 تایی که قبلا دیده بودند، اما 7.75 از یک لیست کلمات مشخص و 9.1 از یک لیست پر از احساسات را به یاد آوردند. xiii)
اینجا لوئیس توماس است زندگی یک سلول، با اشتیاق در مورد سیستم ایمنی می نویسم: «وقتی لیپوپلی ساکارید را حس می کنیم، احتمالاً از هر دفاعی که در اختیار داریم استفاده می کنیم. ما تمام بافتهای منطقه را بمباران میکنیم، برگزدایی میکنیم، محاصره میکنیم، میبندیم و نابود میکنیم.
4. به دنبال تازگی باشید
راه چهارم برای بهبود حافظه این است که پیام خود را به روشی بدیع منتقل کنید. توجه کنید که چگونه ثورو چیز زیادی نگفت که قبلاً گفته نشده بود: رویاهای باشکوه یک پسر جوان در بلوغ محو می شوند. اما او آن را به روشی جدید گفت و بنابراین احتمال اینکه آن را به خاطر بسپارید بیشتر است.
در اینجا خطی از DH Lawrence وجود دارد که به طور مشابه از تازگی استفاده می کند تا نکته ای را بیان کند: “…در مناظر قدیمی، مانند افراد مسن، گوشت فرسوده می شود و استخوان ها برجسته می شوند.” (xv)
و در اینجا دانشمند مرلین شلدریک است: بینی ها ابزارهایی هستند که به خوبی کوک می شوند. حس بویایی شما میتواند مخلوطهای پیچیده را به مواد شیمیایی تشکیلدهندهشان تقسیم کند، همانطور که یک منشور میتواند نور سفید را به رنگهای تشکیلدهندهاش تقسیم کند.» (xvi)
ترکیب کلمات بدیع، تصاویر بدیع، داستانهای بدیع، ایدههای بدیع – در واقع، انواع محرکهای بدیع در حافظه بلندمدت ماندگارتر میشوند. (xvii)
یک نکته: اگرچه جملاتی که با معنای بدیع ساخته شده اند حافظه را بهبود می بخشند، اما جملاتی که با ساختار جمله های بدیع ساخته شده اند این کار را انجام نمی دهند. از خوشبختی،» هنری جیمز نوشت. (xix) تصاویر، نه ساختار جمله بدیع، نظر او را به یاد ماندنی می کند.
البته، شما می توانید با استفاده از این چهار تکنیک نوشتن، کلمات خود را به یاد ماندنی کنید. تکرار، همخوانی، متمایز بودن کلمات، سؤالات کنجکاوکننده، ارائه اطلاعاتی که بینشهایی را ایجاد میکند، همه در آزمایشها نشان داده شدهاند تا حافظه را نیز افزایش دهند. (xx)
اما اگر ابتدا روی روایت، تصویرپذیری، احساسات و تازگی تمرکز کنید، نمی توانید اشتباه کنید. اگر کلمات خود را با شور و اشتیاق بسیار کم، تصاویر بسیار کم، تازگی بسیار کم و داستان بسیار کم بیان کنید، ممکن است مردم اصلاً به یاد نداشته باشند که شما چیزی گفته اید. آنها ممکن است فقط به یاد داشته باشند که شما ارزش گوش دادن را ندارید.