04:56 - 2024/09/20

آیا می‌توانیم درمان را به‌عنوان اکتشاف حافظه درک کنیم؟

[ad_1] حافظه بسیار بیشتر از آرشیو گذشته است. این منشوری است که ما از طریق آن خود، دیگران و جهان را می بینیم. این بافت همبند زیربنای آنچه می گوییم، فکر می کنیم، و انجام می دهیم. -چاران رانگانات برای اکثر مردم، کلمه “حافظه” به ت...

آیا می‌توانیم درمان را به‌عنوان اکتشاف حافظه درک کنیم؟

[ad_1]

حافظه بسیار بیشتر از آرشیو گذشته است. این منشوری است که ما از طریق آن خود، دیگران و جهان را می بینیم. این بافت همبند زیربنای آنچه می گوییم، فکر می کنیم، و انجام می دهیم. -چاران رانگانات

برای اکثر مردم، کلمه “حافظه” به توانایی ما در به یاد آوردن چیزهایی که در گذشته آموخته یا تجربه کرده ایم، اشاره دارد. اما حافظه بسیار بیشتر از یادآوری است. در تمام جنبه های زندگی ذهنی ما نقش دارد و به ما کمک می کند اینجا و اکنون را به شیوه ای منسجم تجربه کنیم.

احساس شما از اینکه چه کسی هستید و تاکتیک هایی که برای گذر از زندگی به کار می برید، محصول سوابق عصبی است که ذخیره های حافظه شما را تشکیل می دهد. وقتی با موقعیت‌هایی مواجه می‌شوید که به جنبه‌ای از گذشته شما شباهت دارد، باعث می‌شود به خاطر سپردن متنی: شما تجربه احساس از لحظه حال در زمینه کنونی حتی زمانی که شما آگاهانه این کار را نکنید به یاد بیاور تاریخ شما، یک عنصر وجود دارد به یاد آوردن که نحوه تجربه هر لحظه را دیکته می کند احساس می کند.

در نظر بگیرید که وقتی وارد یک موزه می شوید چه اتفاقی می افتد: شاید یک حالت متفکرانه آرام شما را فرا می گیرد و بسیاری از جنبه های خود ذهنی شما (یعنی تمرکز، خلق و خو، افکار، خواسته ها و اعمال شما) با فضایی که اکنون در بر گرفته است هماهنگ می شود. شما در این مکان، شما ساکت، کنجکاو و ذهن باز هستید.

توجه داشته باشید که نیازی به تلاش ندارید باشد از این طریق هنگامی که از آستانه گالری عبور کردید – زمانی که وارد بافت کنونی شدید، به سادگی وارد آن شدید.

اگرچه ممکن است متوجه تغییرات درونی که هنگام انتقال از یک زمینه به زمینه دیگر می‌شویم، نباشیم، اما این تغییرات برای زندگی موفق حیاتی هستند. آیا می توانید خود را در حال حرکت در گالری تصور کنید که گویی در محل رقص یک کلوپ شبانه است؟ اگر هول کردی با فکر انجام این کار، حافظه شما به شما کمک می کند تا زندگی را به شیوه ای متنی هدایت کنید. این مثال دو جنبه را نشان می دهد به خاطر سپردن متنی:

  1. تجربه فعلی شما مبتنی بر مسیرهای حافظه است که تمرکز، خلق و خوی، افکار، خواسته ها، اهداف و اعمال را هماهنگ می کند.
  2. این مسیرها وابسته به زمینه هستند و الگوهایی از احساس و بودن که به شدت با موقعیت ها یا محرک های خاص هماهنگ هستند.

گاهی ارتباط بین گذشته و حال آگاهانه است. اما اغلب اینطور نیست، زیرا به خاطر سپردن متنی برای فعال کردن شما استفاده می شود غرایز عملیاتی در اینجا و اکنون، نه به یاد گذشته.

این چگونه به درمان مرتبط است؟

هنگامی که در زندگی با چالش های عاطفی روبرو می شوید، در حال تجربه نیز هستید به خاطر سپردن متنی. اضطراب، استرس، اندوه، گناه، شرم و غیره شما همگی از قبل در حافظه ذخیره می‌شوند و غرایز عملیاتی شما را در زمینه‌هایی که این احساسات را تحریک می‌کنند هدایت می‌کنند.

در اینجا یک مثال آورده شده است: رئیس شما در حین صحبت کردن در یک جلسه به شما خیره می‌شود و ناگهان استرس و شرمندگی را تجربه می‌کنید. سرخ می‌شوید، خودآگاه می‌شوید، در صندلی خود جابجا می‌شوید و شروع می‌کنید. همه اینها نشان دهنده حافظه شماست غرایز عملیاتی همانطور که آنها با یک ماشه بسیار خاص هماهنگ هستند. هنگامی که الگوهایی مانند این در زندگی یک فرد تکرار می شود، درمان به فرد کمک می کند تا زمینه را بازیابی کند حافظه های عملیاتی، آنها را بررسی و اصلاح کنید.

چه نوع درمانی مشکل ساز را اصلاح می کند حافظه های عملیاتی?

من استدلال می کنم که پاسخ همه آنهاست. در واقع، من از این باور رو به رشد برای نوشتن این مطلب الهام گرفتم که همه درمان‌های مؤثر یکسان عمل می‌کنند، حتی اگر نظریه‌ها و روش‌های مورد استفاده در یک رویکرد می‌توانند به شدت با رویکرد دیگر متفاوت باشند.

در دو دهه گذشته، گسترش حوزه علوم اعصاب، چشم‌انداز درمانی را که زمانی پراکنده و رقابتی بود، متحد می‌کند، زیرا دانش رو به رشد ما از مغز به ما کمک می‌کند تا تغییرات عاطفی را با شرایط خنثی‌تر از درمان درک کنیم. ایده وحدت‌بخش این است که تغییرات احساسی معنادار زمانی رخ می‌دهد که شبکه‌های حافظه در بدن فعال، پردازش و سیم‌کشی مجدد شوند. همه درمان‌های مؤثر این زنجیره رویدادها را تسهیل می‌کنند، حتی زمانی که نظریه بیان شده یا تمرکز رویکرد نباشد.

من پیشنهاد نمی کنم که همه درمان ها از هر نظر یکسان هستند یا باید باشند. تنوع مدل‌ها و استراتژی‌های درمانی که امروزه وجود دارد، حیاتی است. افراد تجربیات زندگی، شخصیت ها، سبک ها و نیازهای متفاوتی دارند. و مردم از یک نوع رویکرد بیشتر از نوع دیگر سود می برند. اما زمانی که تناسب مناسب باشد، فرآیندهای بهبودی اساسی یکسان است. این واقعیت به درمانگران و مراجعان در نحوه انجام کار تغییر خاطرات انعطاف پذیری می دهد.

به طور خلاصه، درمان را می توان به عنوان یک مکالمه در نظر گرفت که خاطرات زمینه ای را ترسیم می کند – خواه اخیراً یا مدت ها پیش جعل شده باشند – به طوری که ممکن است درک شوند و سیم کشی مجدد برای تسهیل آرامش، رضایت، ارتباط اجتماعی، عزت، تسلط، انعطاف پذیری، اصالت و هدف. این فرآیند می تواند به مشتریان کمک کند تا خود را با عمق بیشتری درک کنند. فرصتی برای آزمایش دیدگاه های جدید فراهم کنید. ایجاد تجربیات جدید برای فراتر رفتن از الگوهای مشکل ساز. به آنها طیف وسیع‌تر و انعطاف‌پذیرتری از پاسخ‌ها به محرک‌ها بدهید. و در نهایت، آنها را با درک روشنی از چگونگی گذر از چالش های عاطفی که با آن روبرو هستند، بگذارید.

از آنجایی که این مراحل در طول درمان اتفاق می‌افتند، شبکه‌های حافظه زیر کاپوت برای ایجاد تغییرات پایدارتر مجدداً بسته می‌شوند. خوشبختانه بسیاری از روش های درمانی مختلف برای دستیابی به این هدف وجود دارد و افراد این فرصت را دارند که رویکرد یا سبکی را انتخاب کنند که برای آنها مناسب است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان