رئیس جمهور ترامپ گفت در صبحانه نماز ملی این که او معتقد است مردم “بدون دین نمی توانند خوشحال باشند ، بدون آن اعتقاد …. بیایید دین را برگردانیم. بیایید خدا را به زندگی خود برگردانیم.”
آیا این درست است که شما نمی توانید بدون دین خوشحال باشید؟
در تجربه من نیست من ملحد را می شناسم که خوشحال هستند ، اما شاید نمونه من کمرنگ باشد. از این گذشته ، یک نمونه علمی نیست. شاید من تمایل داشته باشم که با افراد خوش بین و خوش بینانه ارتباط برقرار کنم ، که برخی از آنها غیر مأمور هستند.
بنابراین چه تحقیقاتی در مورد رابطه بین خوشبختی و دین نشان می دهد؟ آیا این درست است که شما نمی توانید بدون دین خوشحال باشید؟ و اگر ما یک ملت شاد را می خواهیم ، آیا خدا را به زندگی ما بازگرداند؟
رئیس جمهور نمی گوید که کدام دین را ارتقا می بخشد ، اگرچه می توان فرض کرد که این تنها یکی از سه دین ابراهیمی است. دور از ذهن نیست که آیا خدای ترامپ در ذهن داشته باشد ، انتقام جویانه یا مهربان ، یک همراه نزدیک یا قاضی دور ، دوست داشتنی یا خواستار است. کنار گذاشتن این مسائل نهادی و کلامی کنار ، ما از رابطه بین خوشبختی و اعتقاد مذهبی به طور کلی چه می دانیم؟
اگر فرض کنیم که مجرمان محکوم عمدتاً افراد خوشحال نیستند و برعکس ، افراد غیرقانونی خوشحال نیستند ، پس انتظار داریم تعداد نامتناسب از ملحدان در پشت میله ها باشد. تحقیق این را تحمل نمی کند نظرسنجی ها حاکی از آن است که ملحدان و آگنوستیک به طور جمعی تقریباً 10 درصد از جمعیت ایالات متحده را تشکیل می دهند.
اگر جمعیت زندان منعکس کننده ملت باشد ، بنابراین افراد غیرقانونی باید حدود 10 درصد از جمعیت زندان را تشکیل دهند ، اما این دور از تعداد واقعی نیست.
با توجه به دفتر آمار دادگستری، ملحدان و آگنوستیک کمتر از 1 درصد از زندان را تشکیل می دهند. آنچه داده ها نشان نمی دهد این است که چه تعداد از زندانیان ممکن است هنگام ارتکاب جرم ، افراد غیرقانونی بوده اند و خدا را در حالی که در زندان بودند پیدا کردند.
شاید آنچه رئیس جمهور ترامپ به این معنی نبوده است که خوشبختی به اعتقاد به خدا بستگی دارد بلکه چنین عقیده ای برای داشتن یک فرد خوب ضروری است.
یک مکان برای جستجوی پاسخ به این ادعا در اروپا تحت اشغال نازی است. از آن زمان افرادی به عنوان ملت های صالح معرفی شدند که در معرض خطر زیادی برای زندگی خودشان بودند و بدون انتظار پاداش یهودیان نجات یافتند. اوا فوگلمن ، از بنیاد یهودی برای امدادگران مسیحی، پیشینه امدادگران یهودیان در اروپا نازی را برای یافتن پاسخ بررسی کرد. او به ملیت ، طبقه اجتماعی ، دین ، وابستگی سیاسی و رابطه جنسی نگاه کرد. هیچ یک از این عوامل در رابطه با امدادگران برجسته نبود. برخی به شدت مذهبی بودند ، برخی دیگر ملحد و برخی دیگر مسیحیان غیر عملی بودند. امدادگران از همه کلاس ها و مشاغل آمده بودند – زرشک ، مدیران ، پزشکان ، آهنگران ، مددکاران اجتماعی ، لباس سازان و سرایت داران. جنسیت و سیاست نیز عواملی نبودند.
میزان دینداری یک شخص با نجات دهنده ارتباط نداشت. قوه های صالح ، همانطور که نجات دهنده ها شناخته می شدند ، به عنوان مثال ، از ساکنان روستای کوهی لو چامبون ، در فرانسه ، با الهام از ارادت مشترک خود به مسیحیت ، تا یک طرح شناس سینما آتئیست در شهر لیون که گرفت ، بود. نشانه های او از تعهد به ارزش های عدالت اجتماعی.
اظهارات رئیس جمهور در مورد دین و انتقاد ضمنی از ملحدان به عنوان ناراضی و غیراخلاقی است عقاید مشترک در سراسر جهان اما ، همانطور که بسیاری از مطالعات نشان داده اند ، چنین اعتقادات تعصب بی اساس است. اگر نحوه برخورد با دیگران با ارزش های اجتناب از آسیب و انصاف اندازه گیری شود ، پس افراد غیرقانونی به احتمال زیاد اخلاقی هستند به اندازه کسانی که به یک قدرت ماوراء طبیعی اعتقاد دارند (و ممکن است مکالمه نیز صادق باشد). این نتیجه گیری است که توسط بنیامین بیت حلال، استاد روانشناسی برجسته در دانشگاه هیفا ، که از منظر تاریخی و روانشناختی دین را مطالعه کرده است.
آنچه مشهود است این است که در حالی که دین ممکن است برخی از افراد را به خوبی ترغیب کند ، اما همه افراد خوب مؤمن نیستند. جان Lovejoy الیوت ، اصلاح طلب اجتماعی قرن بیستم و رهبر انجمن فرهنگ اخلاقی نیویورک ، این دیدگاه را خلاصه کرد وقتی که گفت: “من افراد خوبی را می شناسم که به خدا و افراد خوبی اعتقاد دارند ، اما من “هرگز افراد خوبی را که به مردم اعتقاد نداشتند ، نمی شناختند.”