19:54 - 2024/11/07

آیا ما همان چیزی هستیم که می خریم؟

[ad_1] از دهه 1950، بحث های جاری در محافل دانشگاهی در مورد اخلاق و اخلاق فرهنگ مصرف وجود داشته است. در حالی که این بحث عمدتاً توسط جامعه شناسان انجام شده است، می توان دید که چگونه پیامدهای روانشناختی روشنی در این گفتگو وجود دارد. اکثر ما ...

آیا ما همان چیزی هستیم که می خریم؟

[ad_1]

از دهه 1950، بحث های جاری در محافل دانشگاهی در مورد اخلاق و اخلاق فرهنگ مصرف وجود داشته است. در حالی که این بحث عمدتاً توسط جامعه شناسان انجام شده است، می توان دید که چگونه پیامدهای روانشناختی روشنی در این گفتگو وجود دارد. اکثر ما زمان قابل توجهی را صرف دنیای مصرف می کنیم و افکار و رفتارهایمان حول این موضوع است که چگونه پول خود را در بازار خرج می کنیم.

دیدگاه های انتقادی مصرف گرایی

از اواخر قرن نوزدهم به بعد، یک طرف این بحث استدلال می‌کرد که مصرف یک ویژگی متمایز جامعه غربی بوده است، نه به معنای مثبت. منتقدان مصرف‌گرایی استدلال می‌کنند که بازاریاب‌ها ما را تحت فشار قرار داده‌اند تا چیزهایی بخریم که ظاهراً برای بهبود استاندارد زندگی‌مان و آویزان کردن هویج تحرک رو به بالا، تأثیر خالص آن این است که هویت‌های شخصی مربوطه ما اساساً از طریق ویژگی‌های سطحی کسب و مادی‌گرایی تعریف شده است.

این تفسیر انتقادی از فرهنگ مصرف فراتر رفته و طرفداران آن معتقدند مصرف بی حد و حصر بازار محور بسیار فراتر از تعریف انسان به عنوان خریداران کالا و خدمات است. به ما گفته می شود که جامعه دور ریخته شده ما در نقطه ای زمین را به زباله دانی جهانی تبدیل می کند و مصرف گرایی را نه تنها از نظر وجودی ورشکسته بلکه در نهایت از نظر زیست محیطی ناپایدار می کند.

دیدگاه های مثبت مصرف گرایی

با این حال، دیگران چیزها را کاملاً متفاوت دیده اند. این طرف پیشنهاد کرده است که مردم معنای واقعی مصرف کننده بودن را پیدا کرده اند و همه ما را عروسک خیمه شب بازی سرمایه داران نمی کند. مصرف به عنوان وسیله‌ای عمل کرده است که افراد اساساً از سلسله مراتب نیازهای آبراهام مزلو بالاتر رفته‌اند، بنابراین به افراد کمک می‌کند تا به‌عنوان انسان تکامل یابند. ما به دنیای کالاها و خدمات نگاه می کنیم تا هویت شخصی خود را در جامعه پیچیده ای بسازیم، طرفداران مصرف کنندگان با آن مخالفت می کنند، با چه کسی ما اساساً با نحوه ساختن خود منحصر به فرد خود از طریق چیزها و تجربیاتی که برای فروش هستند تعریف می شویم.

جای تعجب نیست که رهبران کسب و کار به سرعت از منافع خود در برابر انتقادات ضد مصرف‌گرا دفاع کرده و ادعا می‌کنند که یک سیستم شرکت خصوصی نتیجه اصل دموکراتیک انتخاب فردی است. آنها استدلال کرده‌اند که دستاوردهای مادی و فراوانی ما موهبتی است که باید به آن افتخار کرد و در تضاد شدید با کنترل‌های کمونیست‌ها توسط دولت قرار دارد. آنها اشاره کرده‌اند که اگر اخلاق مصرف‌گرایانه ما نبود، چراغ‌های برق را روشن نمی‌کردیم، ماشین‌ها را رانندگی نمی‌کردیم، با هواپیماهای جت پرواز نمی‌کردیم، با تلفن صحبت نمی‌کردیم، یا داروهای شگفت‌انگیزی مصرف نمی‌کردیم که جانها را نجات داده‌اند.

آیا ما بیش از هر چیز دیگری مصرف کننده هستیم؟ و اگر چنین است، آیا این یک چیز بد است یا خوب؟

هر کدام از طرفین این بحث را حمایت کنیم، مهم است که بدانیم مصرف‌گرایی یکی از معدود حوزه‌های زندگی مشترکی است که همه ما در آن مشترک هستیم، و به نوعی آن را به نیروی متحدکننده‌ای تبدیل می‌کند که تقسیم‌بندی‌های اجتماعی متعدد ما را پل می‌کند. (مگر اینکه فردی کاملاً خارج از شبکه زندگی کند، هر شهروند یک مصرف کننده است.) درست است که، خوب یا بد، ما تلاش زیادی را صرف ایجاد سبک مصرف خود – یک تلاش خصوصی – کرده‌ایم، اما خود این عمل اساساً است. یکسان و در نتیجه عمومی. به عبارت دیگر، چه چیزی می خریم و چه مقدار خرج می کنیم، بسیار متفاوت است، اما مصرف به طور غیرقابل استدلالی به عنوان یک تجربه مشترک است که همه ما می توانیم به نوعی با آن ارتباط برقرار کنیم.

متقابل انحصاری نیست

بحث طولانی مدت در مورد مصرف گرایی نشان می دهد که چگونه ما از نظر روانی قادر به انطباق دیدگاه های به ظاهر مخالف، هم به عنوان جامعه و هم به عنوان افراد هستیم. ما می‌توانیم با ادعاهای کاملاً موجه منتقدان موافق باشیم که مصرف کنترل‌نشده سطحی، از نظر اخلاقی مشکوک و در نهایت ناپایدار است و در عین حال می‌پذیریم که مصرف در تعریف شخصیت ما نقش داشته است. چنین دیدگاهی حاکی از آن است که دو طرف بحث متقابل نیستند – برای مثال، می‌توانیم نقص‌های فلسفی را در درجه اول و مهم‌تر از همه مصرف‌کننده تشخیص دهیم، اما همچنین آرزو می‌کنیم که ای کاش پول بیشتری داشتیم تا بتوانیم پول بیشتری خرج کنیم.

واضح است که احساسات ما در مورد مصرف گرایی پیچیده است، نمونه بارز ظرفیت نسبتاً عجیب انسان ها برای دستکاری مواضع به ظاهر متناقض و متناقض در مورد یک موضوع خاص. منصفانه است که بگوییم ما رابطه عشق و نفرت با مصرف داریم، بیهودگی و عواقب آن را تحقیر می کنیم و در عین حال از لذت های فراوانی که در آن یافت می شود لذت می بریم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان