“من تو را خیلی دوست دارم، از همان ابتدا می دانستم، اما عشق من چنان است که نمی توانم قلبم را کنترل کنم” -آلما کوگان
عاشق بودن و رابطه جنسی و صمیمیت همراه با آن تجربه ارزشمندی است. اما آیا می توان بیش از حد دوست داشت؟ اگر بگوییم که آنها خیلی قوی پیش می روند، شریک ما چه واکنشی نشان می دهد؟
آیا ما می توانیم خیلی دوست داشته باشیم؟
“عشق زیاد مرد را دیوانه می کند، شما اراده ام را شکست، اما چه هیجان انگیز است” جری لی لوئیس
دوست داشتنی خیلی زیاد با دوست داشتن فرق داره خیلی زیاد مردم، عاشق شدن بیش از حد اغلب، یا دوست داشتن خیلی عمیق. دوست داشتن بیش از حد زمانی است که عشق تعادل ظریف را در روابط عاشقانه ما بر هم می زند. اغلب، زمانی است که یک یا هر دو شریک نمی توانند در نتیجه کار کنند و شکوفا شوند.
می توانیم تمایز قائل شویم شدت عاشقانه، تصویری از یک اوج لحظه ای از میل پرشور، اغلب جنسی، و ژرفای عاشقانه، که به رفتار و نگرش وسیعتر و پایدارتر عاشق اشاره دارد. تغییرات بیرونی در ایجاد شدت رمانتیک بسیار مهم است، در حالی که ایجاد عمق عاشقانه، آشنایی، ثبات و توسعه بسیار مهم است. در حالی که تازگی رمانتیک در آن مفید است جلوگیری می کند بی حوصلگی، آشنایی عاشقانه ارزشمند است ترویج شکوفایی (Ben-Ze'ev, 2019).
زوج عاشق
منبع: pexels-leeloothefirst-4541710
همانطور که یک نویسنده را به خاطر نوشتن یک کتاب بسیار عمیق سرزنش نمی کنیم، از عاشقی نیز به خاطر اینکه خیلی عمیق عشق می ورزد انتقاد نمی کنیم. با این حال، اگر چنین عمقی ما را به غفلت از سایر فعالیتهای ارزشمند سوق دهد، ممکن است بگوییم که «بیش از حد» عمیق است. این عدم تعادل است که غالباً استقلال عاشق یا معشوق را نقض می کند، نه زیاده روی در عمق، مشکل است. یک مثال افراطی در مورد شوهران قاتل است که ادعا می کنند همسران خود را که سعی در ترک آنها داشته اند را کشتند زیرا “بیش از حد آنها را دوست داشتند”. این نشان دهنده ماهیت تحریف شده این پدیده است. قتل عشق واقعی نیست. بلکه یک رفتار بیمارگونه است که استقلال را نقض می کند (Ben-Ze'ev & Goussinsky, 2008; and here).
اتحاد در عشق عاشقانه ایده آل است، اما گذراندن زمان زیاد با معشوق ممکن است احساسات ما را کاهش دهد. مقداری فاصله، فراهم کردن فضای شخصی بیشتر، برای شکوفایی رمانتیک مهم است. بنابراین، در حالی که فاصله جغرافیایی و زمانی قابل توجه ممکن است برای یک رابطه مضر باشد، فاصله محدودتر می تواند سودمند باشد. همانطور که راجر دو رابوتین میگوید: «غیبت یعنی دوست داشتن، همان چیزی که باد برای آتش زدن است. کوچک را خاموش می کند و بزرگ را روشن می کند.»
در واقع، مطالعات نشان میدهد که زوجهای راه دور معمولاً از روابط خود رضایت بیشتری دارند و عاشقتر از زوجهایی هستند که زیر یک سقف زندگی میکنند، و روابط از راه دور از نرخ بقای بالاتری برخوردار هستند (جیانگ و هنکوک، 2013؛ کلمر و همکاران. 2013) روابط از راه دور که شامل ارتباطات و ملاقات های مکرر است، توجه ما را بر جنبه های عمیق رابطه و زندگی ما متمرکز می کند و در نتیجه به شرکای زندگی کمک می کند تا جنبه های سطحی را نادیده بگیرند.
به همین ترتیب، تماس اجتماعی، که برای یک زندگی شاد و رضایت بخش مهم است، دارای حد مطلوبی است. مشخص شد که اثر کمیت تعامل اجتماعی غیرخطی است: در مقادیر زیاد چنین تعاملی، ممکن است اثرات مثبت آن کاهش یا حتی معکوس شود (رن و همکاران، 2022). به طور مشابه، مردان و زنان از نظر جنسی جذب افراد باهوش می شوند، اما نه به باهوش ترین افراد (Gignac & Starbuck, 2019؛ و اینجا)
ریچارد تالر و کاس سانستاین (2009) استدلال میکنند که یک مشکل مهم با این مفهوم – که در اقتصاد و در زندگی عادی رایج است – وجود دارد که هرگز نمیتوانید با داشتن انتخابهای بیشتر وضعیت شما را بدتر کنید زیرا همیشه میتوانید برخی از آنها را رد کنید. آنها استدلال می کنند که این اصل از در نظر گرفتن خودکنترلی، وسوسه و تضاد بین خواسته های کوتاه مدت و رفاه بلندمدت ناتوان است. آنها تمایل به داشتن بیشتر را مورد انتقاد قرار می دهند، زیرا تمایل دارد به بسیاری از خواسته های سطحی و کوتاه مدت امتیاز دهد و نیازهای کمتر و عمیق درازمدت ما را نادیده بگیرد. به طور مشابه، بری شوارتز (2004) ادعا می کند که تمایل بی پایان بیشینه سازها برای بیشتر منجر به نارضایتی عمومی و کاهش رفاه می شود. در واقع، جاناتان دی آنجلو و کاتالینا توما (2007) دریافتند که قرارهای آنلاینی که از میان مجموعه بزرگی از شرکای بالقوه (یعنی 24 نفر) انتخاب میکنند، نسبت به کسانی که از یک مجموعه کوچک انتخاب میکنند (یعنی 6 نفر) کمتر از انتخاب خود راضی هستند. و احتمال بیشتری داشت که انتخاب خود را تغییر دهند.
آیا می توانیم بیش از حد سکس داشته باشیم؟
“رابطه جنسی مانند پول است. فقط زیاد کافی است” جان آپدایک
مانند سایر اعتیادها، اعتیاد جنسی نیز مضر است. با این حال، اگر رابطه جنسی اجباری نیست اما مکرر است، آیا باز هم زیاده روی آن مضر است؟
تحقیقات نشان می دهد که رابطه جنسی مکرر با رفاه بیشتر همراه است و هر چه بیشتر رابطه جنسی داشته باشید، احساس شادی بیشتری خواهید داشت (Ben-Ze'ev, 2023). با این وجود، ایمی مویز و همکارانش (2016) نشان دادند که ارتباط بین تناوب جنسی و رفاه به بهترین وجه توسط یک ارتباط منحنی (در مقابل یک خطی) توصیف میشود: جنسیت جنسی در روابط عاشقانه دیگر با رفاه در یک فرکانس مرتبط نیست. بیش از یک بار در هفته (این فرکانس ممکن است به سن، جنسیت یا طول رابطه حساس باشد). مویس و همکارانش این ادعا را رد می کنند که مزیت های بی حد و حصری در رابطه جنسی وجود دارد و اینکه رابطه جنسی بیشتر همیشه بهتر است. درعوض، رابطه جنسی ممکن است مانند پول باشد – فقط کم بودن آن بد است.
به طور مشابه، چلوم لیویت و همکارانش دریافتند که کسانی که ثبات ارگاسم را تجربه می کنند، عموماً از نظر جنسی رضایت بیشتری دارند و روابط شادتری دارند. با این حال، در حالی که ثبات ارگاسم مردان به طور خطی با رابطه و رضایت جنسی مرتبط است، زنانی که ارگاسم مداوم را تجربه می کنند، رضایت جنسی و رابطه جنسی را تا حدی افزایش می دهند. با این حال، پس از آن مرحله، افزایش رضایت جنسی و رابطه به تدریج کمتر می شود (Levitt et al., 2021).
آیا صمیمیت زیاد میل جنسی را کاهش می دهد؟
“احساس واقعی رابطه جنسی احساس یک صمیمیت عمیق است، اما مهمتر از همه یک همدستی عمیق.“جیمز دیکی
صمیمیت (یا نزدیکی) برای روابط عاشقانه ضروری است. با این حال، همانطور که گوریت بیرنبام (2018) ادعا می کند، لزوماً به این معنا نیست که صمیمیت بسیار بالا میل جنسی را خفه می کند یا افزایش صمیمیت در طول زمان پیش نیازی برای تجربه میل جنسی است. عامل مهم در ارتباط صمیمیت با میل جنسی، نیاز به خود صمیمیت است تا میزان آن. صمیمیت میل جنسی را افزایش می دهد زمانی که داشتن رابطه جنسی بر روی رابطه ایجاد می شود یا آن را ترمیم می کند (بیرنبام، 2018).
به طور مشابه، ایمی مویز و سوفی گاس (2024) ادعا میکنند که فرآیندهای رابطهای که صمیمیت (یا صمیمیت) را تقویت میکند با میل جنسی بالاتر همراه است و به زوجها کمک میکند این میل را در طول زمان حفظ کنند. در بررسی اینکه آیا نزدیکی بیش از حد میل را خفه می کند، آنها پیشنهاد می کنند که تعادل بین نزدیکی و متمایز بودن (یعنی فضای بین شرکا که مشارکت منحصر به فرد هر یک از طرفین در رابطه را تایید می کند) در یک رابطه برای حفظ میل جنسی مهم است. مویز و گوس صمیمیت بیش از حد را اینگونه توصیف می کنند که زوج ها احساس کمبود فضا و زمان تنها، تمایل به علایق جداگانه، احساس خفگی، زمان بیشتری با دوستان و نیاز به استقلال دارند.
احساس نزدیکی بیش از حد به یک شریک ممکن است ناشی از عدم استقلال یا متمایز بودن از یک شریک باشد، و نه تنها به این دلیل که شرکا سطح بالایی از صمیمیت را تجربه می کنند. در حالی که نزدیکی ممکن است زمینه را برای میل فراهم کند، تمایز بین شرکا باعث رشد و حفظ میل می شود. نزدیکی زیاد بدون تمایز کافی یکی از دلایلی است که میل در طول زمان کاهش می یابد.
در نتیجه، نگرشها یا رفتارهای خوب زمانی میتوانند افراطی شوند که به شکوفایی کلی فرد کمکی نکنند، و به طور بالقوه حتی به آن آسیب میرسانند، عمدتاً با جلوگیری از تعقیب فعالیتهای کمتر لذتبخش اما معنادارتر که باعث پیشرفت شکوفایی میشوند. داشتن بسیاری از چیزهایی که از آن لذت می بریم تا یک نقطه صادق است، پس از آن فرد می تواند چیزهای بسیار خوبی داشته باشد. رابطه جنسی به طور معمول فوق العاده است، اما رابطه جنسی بیش از حد مضر است. به همین ترتیب، عشق بیش از حد زمانی است که تعادل ظریف بین استقلال عامل و شریک زندگی و شکوفایی شخصی مختل شود. مانند سایر جنبه های زندگی، یک رژیم غذایی عاشقانه متعادل ما را به سمت فرصت های عاشقانه خوشمزه و سالم تر هدایت می کند.