18:10 - 2024/09/10

آیا فرهنگ رسانه ای جهان را برای قلدرها به عنوان رهبر آماده می کند؟

[ad_1] در سرتاسر جهان، از سال 2004، تغییری از دولت‌های دموکراتیک به سمت دولت‌های استبدادی با یک رهبر قدرتمند صورت گرفته است. چرا این اتفاق در این برهه از تاریخ رخ می دهد، زمانی که 60 سال قبل تحت سلطه کشورهایی بود که از دیکتاتورها به سمت د...

آیا فرهنگ رسانه ای جهان را برای قلدرها به عنوان رهبر آماده می کند؟

[ad_1]

در سرتاسر جهان، از سال 2004، تغییری از دولت‌های دموکراتیک به سمت دولت‌های استبدادی با یک رهبر قدرتمند صورت گرفته است. چرا این اتفاق در این برهه از تاریخ رخ می دهد، زمانی که 60 سال قبل تحت سلطه کشورهایی بود که از دیکتاتورها به سمت دموکراسی دور می شدند؟ مطالب زیر شامل گزیده هایی از کتاب من است دنیای جدید ما از قلدرهای بزرگسال: چگونه آنها را شناسایی کنیم – چگونه آنها را متوقف کنیم.

adeelkhan80/Shutterstock

منبع: adeelkhan80/Shutterstock

تغییر در سراسر جهان

شاخص تحول بنیاد برتلزمن (BTI) یک گزارش بین المللی از پیشرفت دموکراتیک است که 137 کشور را بر اساس 18 عامل اندازه گیری می کند. BTI نتیجه همکاری نزدیک به 300 کارشناس کشوری و منطقه ای از دانشگاه ها و اتاق های فکر پیشرو در سراسر جهان است.1 در گزارش سالانه 2022 خود، «برای اولین بار از سال 2004، شاخص تحول ما (BTI) بیشتر از دموکراسی ها، ایالت هایی را که به طور مستبدانه اداره می شوند، به حساب می آورد. در میان 137 کشور مورد بررسی، تنها 67 کشور هنوز دموکراسی هستند، در حالی که تعداد حکومت‌های استبدادی به 70 کشور رسیده است.2

از قضا، این در حالی رخ داده است که جهان در چندین دهه گذشته به پیشرفت کلی در بیشتر زمینه ها از جمله بهداشت عمومی و آموزش، طول عمر، و کاهش فقر، جرم و جنایت و خشونت ادامه داده است.3 البته، مناطق خاصی از خشونت و فقر وجود دارد که برجسته است (مانند جنگ در اوکراین و غزه)، اما به طور کلی جهان در مقایسه با قرن قبل پیشرفت شگفت‌آور خوبی داشته است. با این حال چیزی در سراسر جهان در حال وقوع است. چه چیزی تغییر کرده است؟

رسانه با احساسات بالا

در دنیای امروز، ما اخبار خود را از وضعیت جهان از رسانه‌های بسیار رقابتی، از جمله رسانه‌های اجتماعی دریافت می‌کنیم که بر رفتار افراطی برای جلب توجه و کلیک تکیه می‌کنند. به عنوان مثال، در سال 2004 فیس بوک شروع به کار کرد، در سال 2005 یوتیوب شروع به کار کرد، و در سال 2006 توییتر و ردیت (و آیفون های اپل) با الگوریتم هایی راه اندازی شدند که دیدگاه های شدیدتر و شدیدتری را برای آنلاین نگه داشتن کاربران خود تغذیه می کردند.4

“همبستگی ظهور رسانه های اجتماعی از سال 2004 با عقب نشینی به سمت دولت های استبدادی بدوی تر منطقی است. برخلاف رادیو و تلویزیون، اینترنت و رسانه‌های اجتماعی بسیار گسترده هستند تعاملی جوامعی از افراد همفکر که می توانند افکار افراطی یکدیگر را در مورد افراد خارجی بدون محدودیت به اشتراک بگذارند و تقویت کنند. به یک معنا، هیچ بزرگسالی در اتاق بسیاری از پلتفرم های رسانه های اجتماعی وجود ندارد، بنابراین ابتدایی ترین تفکر می تواند قدرت و تقویت پیدا کند. این می تواند تفکر ساده و باورهای تعداد زیادی از مردم را تقویت کند. با گذراندن ساعات زیادی در روز برای زندگی در دنیای فانتزی بحران‌ها، تبهکاران و قهرمانان قدرتمند، جای تعجب نیست که بسیاری از مردم دیگر به دنیای واقعی دموکراسی‌ها با رهبرانی که می‌توانند پیچیدگی، سازش و همکاری را مدیریت کنند، باور ندارند.5

بعلاوه، رادیو، تلویزیون و رسانه‌های اجتماعی بصری مدرن – برخلاف اطلاعاتی که اکثر کاغذ روزنامه‌ها، کتاب‌ها و گویندگان با اخلاق ارائه می‌دهند – بر چهره‌های افراطی و صداهای افراطی تأکید می‌کنند که مغز راست ما را ناخودآگاه درگیر می‌کند و در عین حال مغز چپ ما را خاموش می‌کند. فرآیندهای تفکر منطقی به عنوان مثال، آمیگدال (مرکز زنگ هشدار) در سمت راست مغز به ویژه به «حالات غیرکلامی چهره» حساس است که «بسیار سریع و زیر سطح هوشیاری» پردازش می‌شوند.6 و قلدرها احساساتی ترین چهره ها و صداها را دارند.

تکرار رسانه ای

به دلیل توانایی رسانه‌های مدرن در تکرار بی‌پایان رویدادها، فرهنگ ما اغلب بیش از حد در معرض بحران‌ها قرار می‌گیرد و بر باورها و استرس ما تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، در سال 2001 تلویزیون بارها حملات 11 سپتامبر به مرکز تجارت جهانی در نیویورک را پخش کرد. قرار گرفتن مداوم رسانه ها در معرض این رویدادهای آسیب زا “با خطر بالای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و سایر احساسات منفی مرتبط بود. ترس از تروریسم در آینده که این قرار گرفتن در معرض تلویزیون باعث ایجاد استرس شدید ظاهری شده و بر سلامت قلب و عروق تأثیر می گذارد.7

مطالعه مشابهی پس از بمب گذاری تروریستی ماراتن بوستون در سال 2013، قرار گرفتن در معرض رسانه ها را با حضور واقعی در بمب گذاری مقایسه کرد. شش ساعت یا بیشتر قرار گرفتن در معرض رسانه‌ای روزانه با بمب‌گذاری ماراتن بوستون (BMB) با استرس حاد بالاتری نسبت به قرار گرفتن مستقیم در معرض BMB همراه بود.8

رسانه های قطبی

متأسفانه، با رسانه های رقیب امروزی، فقط احساس بحران نیست که اغراق می شود. قطبی سازی (ایجاد حس ما در برابر آنها) نیز اغراق آمیز است. مردم می توانند با ایستگاه های رادیویی و تلویزیونی مورد علاقه خود و سایر منابع مانند پادکست ها ارتباط برقرار کنند و افراد مشهور یا استعدادهای مورد علاقه خود را پیدا کنند تا فقط آنچه را که می خواهند بشنوند به آنها تغذیه کنند. این به معنای تکرار عاطفی زیاد در انزوا است.

نتیجه این امر در ایالات متحده به شرح زیر است که ازرا کلاین در کتاب خود شرح داده است چرا ما قطبی هستیم، هنگام گزارش در مورد یک مطالعه در مورد اینکه دموکرات ها و جمهوری خواهان چگونه یکدیگر را می بینند: “مردم هر چه بیشتر به سیاست علاقه مند بودند، رسانه های سیاسی بیشتری مصرف می کردند، بیشتر در مورد طرف مقابل اشتباه می کردند.” او ادامه می دهد که گزارش های سیاسی بر خشم تاکید دارند. زمانی که اعضای گروه های دیگر گروه ما را تهدید می کنند و ارزش های ما را زیر پا می گذارند، خشمگین می شویم. از آنجایی که چنین رسانه های قطبی شده بر مشترکات تأکید نمی کنند، بلکه بر تفاوت ها سلاح می ورزند: بر بهترین های طرف مقابل تمرکز نمی کنند، بلکه شما را با بدترین ها تهدید می کنند.9

اثر حقیقت توهمی

با توجه به ترس های اغراق آمیز و خشم رسانه ها، جای تعجب نیست که تهاجمی ترین قلدرها از رسانه های مدرن برای بزرگنمایی خود به عنوان رهبران قهرمان استفاده کنند. استفاده از «اثر حقیقت توهم‌آمیز» ساده (اینکه تکرار کافی می‌تواند باعث شود جملات نادرست درست به نظر برسند)10 آنها می توانند تصویر فانتزی مورد نظر خود را به عنوان منجی فردی ملت های خود از این بحران ها و دشمنان خیالی ایجاد کنند.

نتیجه گیری

امروزه، ما در ابتدا به فکر بحران‌های ناشی از شرورانی هستیم که به راحتی قابل شناسایی هستند. ما به راحتی جذب قلدرهایی می شویم که خود را به عنوان قهرمان در برابر این بحران ها و تبهکاران معرفی می کنند. با این حال، مشکلات امروزی بسیار پیچیده‌تر از بحران‌های ساده هستند و معمولاً به افراد زیادی برای حل آنها نیاز دارند، مانند تغییرات آب و هوایی و ویروس‌های سراسر جهان. تحقیق در مورد ارتباط بین رسانه های پر احساس و افزایش رهبران خودکامه برای شهروندان و قانونگذاران بسیار مفید خواهد بود. اگر این واقعاً یک مورد علیت است، نه فقط همبستگی، آنگاه آسیب بالقوه به دموکراسی و جامعه مدنی این موضوع را به موضوعی فوری تبدیل می‌کند که باید به آن پرداخت.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان