آیا این به نظر می رسد مانند شما؟ شما به قابلیت اطمینان و مهارت های اساسی اجتماعی تسلط داشته اید. شما ریز و درشت هستید شما پروژه های چالش برانگیز را کامل می کنید و مهلت های مهم را برآورده می کنید. دوستانتان برای مشاوره به شما می آیند. شما می توانید به راحتی در موقعیت های اجتماعی ناخوشایند حرکت کنید. با این حال ، این مهارت ها و خصوصیات شما را از مبارزات سلامت روان محافظت نمی کند.
رویدادهای مهم ، مانند بررسی عملکرد منفی غیر منتظره پس از سالها ستایش مداوم ، می توانند هفته های شایعه و اضطراب را برطرف کنند. حتی رویدادهای جزئی ، مانند این که از یک موضوع ایمیل در مورد پروژه ای که در آن شرکت کرده اید ، کنار بگذارید ، یا شنیدن والدین دیگر از فعالیت غنی سازی که برای فرزندتان در نظر نگرفته اید ، می تواند خودتان را حدس بزند.
این پارادوکس است که بسیاری از دستاوردهای بالا با آن روبرو هستند: قدرت ذهنی بهزیستی ذهنی را تضمین نمی کند.
برای کمک به شما در درک بهتر تمایز ، و دسترسی بهتر هر دو ، بیایید تفاوت های غالباً نادیده گرفته شده بین قدرت روانی و سلامت روانی را تجزیه کنیم.
مبارزه با سلامت روان به این معنی نیست که شما از نظر روحی قوی نیستید
در اینجا پنج تمایز برای به خاطر سپردن وجود دارد.
1. قدرت ذهنی می تواند سلامت روانی ضعیف را نقاب کند
شخصی می تواند در حالی که در داخل کشور تلاش می کند ، مقاومت کند (و) مقاومت کند و تشخیص آن را سخت تر می کند. در حقیقت ، تأخیر شگفت آور طولانی بین زمانی وجود دارد که افراد برای اولین بار علائم سلامت روانی را تجربه می کنند ، مانند اضطراب پریشانی ، و هنگامی که ممکن است در نهایت به دنبال درمان باشند. شکاف زمانی اغلب سالها و نه هفته ها یا ماه ها است.
این مبارزه پنهان عوارض زیادی به همراه دارد. وانمود می کنید که وقتی که نیستید ، خسته کننده هستید و به تجربه در حال حاضر خسته کننده تلاش خود می افزاید. تصور کنید که یک ورزشکار نخبه در حالی که مبارزات عاطفی خود را مخفی می کند یا خستگی انباشته شده از مربی خود را تحت تمرینات شدید قرار می دهد. سرانجام ، وزن آن عملکرد به دست می آید.
برخی از افراد به عنوان پاسخی به مبارزات سلامت روان ، از آن به عنوان نوعی کنترل یا استراتژی بقا استفاده می کنند و مسائل عمیق تری را پوشش می دهند ، مقاومت شدید را ایجاد می کنند.
2. قدرت ذهنی از نظر اجتماعی پاداش می گیرد ، در حالی که مبارزات سلامت روان اغلب نامرئی است
جامعه از مقاومت و استحکام ستایش می کند اما ممکن است مبارزات بهداشت روانی را نادیده بگیرد یا از آن غافل شود. برخی دیگر غالباً نمی دانند چه کسی در چرخه های تفکر اضطراب یا شایعه گیر کرده است-بیش از حد تحلیلی ، حدس دوم یا مکالمه های پخش مجدد در ذهن آنها. همکاران شما غالباً نمی دانند که شما ساعت 3 صبح از خواب بیدار شده اید و در مورد پست LinkedIn دوست دانشگاه خود در مورد تبلیغاتی که تازه در محل کار خود انجام داده اند ، فکر می کنید.
3. قدرت ذهنی می تواند یک احساس نادرست از شکست ناپذیری ایجاد کند
افرادی که از نظر روحی قوی هستند ، ممکن است آسیب پذیری خود را در برابر مبارزات سلامت روان دست کم بگیرند. این محاسبه اشتباه می تواند باعث شود آنها بدون اجازه بهبودی ، خود را از محدودیت های سالم عبور دهند.
این عقیده که قدرت ذهنی می تواند محافظت کامل در برابر سلامت روانی ضعیف ارائه دهد ، می تواند مردم را به سمت غفلت از استراتژی های اثبات شده سوق دهد که ممکن است به آنها مقاومت قوی تری بدهد. به عنوان مثال ، بسیاری از مجریان عالی از خود دلسوزی می ترسند ، و معتقدند که این امر باعث تضعیف لبه آنها می شود و باعث می شود که آنها نسبت به خود نظم کمتری ، با انگیزه کمتری و تنبل تر کنند. اما ، دلسوزی خود واقعاً یک ماده اساسی برای سلامت روان است.
4. سلامت روان بیش از قدرت روانی به عوامل خارجی پاسخ می دهد
وقایع منفی زندگی می تواند به سرعت باعث رونق سلامت روان شود ، در حالی که قدرت ذهنی به تدریج ساخته می شود. به عنوان مثال ، اگر می خواهید یک شکست عمومی را تجربه کنید که با هویت شما به عنوان یک بزرگسال بسیار شایسته مغایرت داشته باشد ، ممکن است سلامت روانی شما را به شکلی که قدرت ذهنی شما نتواند با آن مقابله کند ، بی ثبات کند. یا تصور کنید که یک دوست ناگهان شما را رها می کند. شما فکر کردید که هر دو از دوستی خود لذت می برید اما بعد از این اتفاق می افتد ، می فهمید که آنها به نوعی شما را به نوعی شدید می دیدند. رد آنها و شما اعتماد به درک اجتماعی خود را از دست می دهید ، ماه ها به سلامت روان شما آسیب می رساند.
5. الگوهای مختلف توسعه
قدرت ذهنی چیزی است که با گذشت زمان از طریق چالش ها و تجربه ها و یک ذهنیت رشد به دست می آید. غوطه وری در سلامت روانی اغلب از الگوی اپیزودیک پیروی می کند. همانطور که بحث شد ، سلامت روان می تواند بر اساس استرس ، شرایط و مبارزات داخلی نوسان داشته باشد. این تفاوت توضیح می دهد که چرا کسی می تواند از نظر روحی سخت باشد اما هنوز هم دوره هایی از مشکل سلامت روان را تجربه می کند.
اجازه ندهید که چالش های سلامت روانی به قدرت روانی شما شک کند
مهمترین چیز اصلی این پست این است که مبارزات بهداشت روان نباید باعث شود شما از قدرت ذهنی خود سوال کنید.
در حقیقت ، ما لزوماً انتظار نداریم گروه هایی از افراد فوق العاده قوی ، انضباطی و مصمم مانند المپیک ها ، آتش نشانان و مهرهای نیروی دریایی ، نسبت به بقیه جمعیت ، نرخ های مختلفی از بیماری روانی داشته باشند.
برای کمک به شما در اعتماد به نفس ذهنی خود ، در حالی که بهتر از سلامت روانی خود محافظت و پرورش می دهید ، این استراتژی ها را امتحان کنید:
- هر شرم را در مورد قسمت های شایعه و اضطراب احساس کنید.
- وقتی مضطرب هستید ، دلسوزی خود را امتحان کنید ، حتی اگر می ترسید که منجر به ضعف ذهنی شود.
- انعطاف پذیری ذهنی را تمرین کنید – قوی بودن به معنای سفت و سخت بودن نیست. سازگاری برای حفظ قدرت و سلامت روان مهم است.
- سلامت روانی و قدرت روانی خود را تا حدودی مستقل مدیریت کنید. به عنوان مثال ، در حوزه خود بهبودی ، شما ممکن است در آغوش مبارزات تولیدی کار کنید تا بتوانید یک مهارت بسیار سخت را یاد بگیرید. در حوزه سلامت روان ، شما ممکن است روی مهارت های مدیریت شایعه کار کنید. این شش استراتژی را بررسی کنید.
- آگاهی از محرک هایی که بیشتر بر سلامت روان شما تأثیر می گذارد ، ایجاد کنید و برنامه های مقابله ای را برای این اتفاقات تهیه کنید. به عنوان مثال ، ممکن است بدانید که تغییر سازمانی در محل کار یا انتقاد از مادر شما محرک اصلی شماست. این الگوی کلی را در خاطر داشته باشید: هنگامی که یک رویداد باعث شایعات شدید می شود ، شدت عاطفی که احساس می کنید به طور معمول به طور طبیعی پوسیده می شود – هر روز با فاصله گرفتن از این رویداد ، کمی کمتر می شوید. در حالی که این روند اتفاق می افتد ، از خود مراقبت خوبی کنید.
هم قدرت روانی و هم سلامت روان برای عملکرد پایدار و بهزیستی شخصی بسیار مهم است. درک تفاوتهای آنها به شما امکان می دهد هر دو جنبه را به روش های مکمل توسعه دهید و یک رویکرد پایدار و تحقق بخش تر در مورد چالش های زندگی ایجاد کنید.