00:11 - 2024/10/26

آیا شما بیش از حد در زندگی فرزند بزرگسال خود درگیر هستید؟

[ad_1] حمایت از یک کودک بالغ که در حال مبارزه است، اغلب ناشی از عشق و نگرانی است، اما گاهی اوقات، کمک می تواند بیش از حد پیش برود و منجر به چرخه ای از اضطراب و استرس برای والدین و کودک شود. در حالی که تمایل به ورود و کمک طبیعی است، دخالت ...

آیا شما بیش از حد در زندگی فرزند بزرگسال خود درگیر هستید؟

[ad_1]

حمایت از یک کودک بالغ که در حال مبارزه است، اغلب ناشی از عشق و نگرانی است، اما گاهی اوقات، کمک می تواند بیش از حد پیش برود و منجر به چرخه ای از اضطراب و استرس برای والدین و کودک شود. در حالی که تمایل به ورود و کمک طبیعی است، دخالت بیش از حد می تواند مضر باشد.

دانستن زمان و چگونگی تعیین مرزهای سالم برای شکستن چرخه و تقویت یک رابطه متعادل تر و حمایتی بسیار مهم است. در اینجا نحوه تشخیص زمانی که کمک شما بیش از حد است و اقداماتی که می توانید انجام دهید تا مطمئن شوید که بدون فعال کردن وابستگی کمک می کنید، آمده است.

1. شما برای آنها زندگی می کنید

هنگامی که نوح، 26 ساله، برای سومین بار در دو سال گذشته شغل خود را از دست داد، مادرش، فلیسیا، طاقت دیدن مبارزه او را نداشت. او بلافاصله به او پیشنهاد پرداخت اجاره داد، از طرف او با کارفرمایان احتمالی تماس گرفت و حتی درخواست های شغلی را برای او پر کرد. در حالی که نیت او خوب بود، این سطح از مشارکت بیشتر ضرر داشت تا فایده. فلیسیا با مراقبت از مسئولیت های خود، ناخواسته از مواجه شدن نوح با عواقب اعمال خود و یادگیری انعطاف پذیری لازم برای عبور از فراز و نشیب های زندگی جلوگیری کرد.

نکته برای والدین: کودک بزرگسال خود را با کمک به رشد مهارت های حل مسئله به جای حل مشکلات برای او توانمند کنید. به عنوان مثال، می توانید آنها را تشویق کنید تا زمانی که به دنبال شغل جدید هستند، برنامه ای برای مدیریت هزینه های خود ایجاد کنند. در مورد نحوه شبکه سازی موثر راهنمایی ارائه دهید، اما خودتان تماس برقرار نکنید. هدف حمایت از آنها به گونه ای است که استقلال را تقویت کند نه وابستگی. به این فکر کنید که به آنها ابزاری برای ساختن زندگی خود می دهید نه اینکه آن را برای آنها بسازید.

2. شما لنگر عاطفی آنها هستید – به هزینه خودتان

گابریل، 28 ساله‌ای که با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کرد، اغلب شب‌ها تا دیروقت با پدرش سیمون تماس می‌گرفت تا از مبارزاتش بگوید. سیمون که می‌خواست والدین خوبی باشد، ساعت‌ها گوش می‌داد و سپس جلسات ضروری روز بعد را لغو می‌کرد تا برای گابریل باشد. با گذشت زمان، سیمون به طور فزاینده ای مضطرب و خسته می شد، گویی شادی یا رفاه گابریل به طور کامل بر شانه های او بود. این در دسترس بودن عاطفی مداوم، سایمون را خسته کرد و مرز بین حمایت و مسئولیت پذیری سلامت روان پسرش را محو کرد.

نکته برای والدین: من بر اهمیت تعیین مرزها در مورد زمان و نحوه ارائه حمایت عاطفی در طول فرآیند مربیگری والدینم تأکید می کنم. به عنوان مثال، به جای اجازه دادن به تماس های تلفنی اواخر شب، پیشنهاد می کنم در طول روز در مورد مسائلی که استراحت بهتری دارید، بحث کنید. فرزند بزرگسال خود را تشویق کنید تا به دنبال حمایت اضافی مانند درمان یا گروه همسالان باشد، جایی که آنها می توانند احساسات خارج از پویایی خانواده را پردازش کنند. این می‌تواند بار عاطفی را که بر دوش شما گذاشته می‌شود کاهش دهد و در عین حال به فرزندتان آموزش دهید که مستقلاً با آن کنار بیاید. به یاد داشته باشید، حضور در کنار آنها ضروری است، اما نه به قیمت سلامت روان شما.

3. شما با هر حرکت آنها وسواس دارید

ملینا دائما نگران پسرش زاخاری بود که با اعتیاد دست و پنجه نرم می کرد. افکارش درگیر سوالاتی بود: “آیا دوباره استفاده می کند؟ الان کجاست؟ با کی است؟” او شبکه‌های اجتماعی او را زیر نظر داشت و حتی به مکان‌هایی که فکر می‌کرد ممکن است او باشد می‌رفت تا او را بررسی کند. این رفتار وسواسی نه تنها روابط و زندگی روزمره ملینا را متشنج کرد، بلکه فشار زیادی را بر زاخاری وارد کرد که شروع به احساس خفگی و کنترل کرد.

وقتی انتخاب های فرزند بالغ شما بر افکار شما مسلط است، نشانه آن است که باید یک قدم به عقب بردارید. درگیر بودن بیش از حد یا هوشیاری بیش از حد می تواند پویایی ناسالم ایجاد کند که در آن زندگی شما کاملاً حول زندگی آنها می چرخد ​​و رشد را برای هر دوی شما دشوار می کند.

نکته برای والدین: با درگیر شدن در فعالیت‌هایی که از آن لذت می‌برید، مانند سرگرمی‌ها، معاشرت، یا انجام تمرین‌های تمرکز حواس، تمرکز خود را به زندگی خود تغییر دهید. توسعه علایق و یک سیستم حمایتی خارج از رابطه شما با فرزندتان به شما کمک می کند تا اضطراب خود را مدیریت کنید و به شما امکان می دهد از جایی که قدرت و تعادل داشته باشید در کنار او باشید. گاهی اوقات، جستجوی درمان برای خودتان نیز می‌تواند فضای ارزشمندی برای کشف احساساتتان فراهم کند و تمایل به نظارت بر هر حرکت کودک بزرگسالتان را کاهش دهد.

شکستن چرخه: چگونه به عقب برگردیم و مرزها را تعیین کنیم

فکر عقب نشینی می تواند طاقت فرسا باشد، به خصوص زمانی که احساس می کنید زندگی فرزندتان بدون کمک شما در حال نابودی است. نکته کلیدی این است که فرزندتان را رها نکنید، بلکه باید نقش خود را در زندگی او دوباره تعریف کنید. تعیین حد و مرز به این معنی نیست که کمتر به آن اهمیت می دهید. شما راه سالم تری را برای حمایت از آنها انتخاب می کنید.

با صحبت صریح و صادقانه با فرزندتان در مورد مرزهای جدید شروع کنید. توضیح دهید که چرا آنها را تنظیم می کنید و چگونه آنها برای هر دوی شما مفید هستند. این می‌تواند به معنای تصمیم‌گیری برای عدم ارائه کمک مالی، محدود کردن تعداد تماس‌های روزانه، یا موافقت نکردن در مورد بحث نکردن موضوعات محرک خاص باشد. ثبات ضروری است، بنابراین لطفاً آماده باشید که به مرزهای خود پایبند باشید، حتی اگر در ابتدا احساس چالش کنید.

Boundaries Essential Reads

افکار نهایی: توانمندسازی کنید، فعال نکنید

شناخت این نشانه ها اولین گام برای ایجاد یک رابطه متعادل تر با کودک بزرگسال شماست. توانمندسازی آنها برای به دست گرفتن مالکیت زندگی خود، رابطه ای را تقویت می کند که بر اساس احترام متقابل بنا شده است و توسعه انعطاف پذیری و استقلال را تشویق می کند. مهم است که به یاد داشته باشید که وظیفه شما این نیست که همه مشکلات زندگی آنها را حل کنید. این برای کمک به آنها برای به دست آوردن مهارت هایی است که خودشان مسائل را اصلاح کنند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان