[ad_1]

جبرگرایان که به اراده آزاد اعتقاد ندارند، ادعا می کنند که اعمال ما توسط زیست شناسی و محیط ما تعیین می شود. این دیدگاه نشان می دهد که زندگی ما، از جمله زمان مرگ ما، از پیش تعیین شده است. با این حال، آنها به صراحت ادعا نمی کنند که جبرگرایی لحظه دقیق مرگ را دیکته می کند.
ترس از مرگ منبع اولیه اضطراب انسان در طول زندگی است و این ترس زمانی تشدید میشود که افراد در فرآیند پیری با پایان زندگی مواجه میشوند. چه بپذیریم و چه نپذیریم، علت اصلی افسردگی و اضطراب در سالمندان ترس از مرگ است. اروین یالوم، روانپزشک اگزیستانسیال، معتقد است که ریشه بیشتر بیماری های روانی ترس از مرگ است. این دیدگاه در تضاد با نظریه زیگموند فروید است که معتقد بود اختلالات روانی ریشه در دوران کودکی دارد و نظرات روانشناسان معاصر که اختلالات روانی را منشأ بیولوژیکی می دانند. یالوم معتقد است که مواجهه با مرگ می تواند ما را به تفکر عمیق تر در مورد معنای زندگی و ارزش ها سوق دهد (1).
یافته های جدید در مورد پیری دیدگاه جبرگرایانه زندگی انسان را به چالش می کشد
در طول تاریخ، بیشتر تلاشهای بشری افزایش طول عمر و جلوگیری از پیری بوده است. ادبیات، هنر و حتی فعالیت های علمی اولیه به دنبال کشف چشمه جوانی بودند. اگرچه این تلاشها به رویکردهای مدرنتری تبدیل شدهاند، تلاش برای ابدیت و میل به فرار از مرگ همچنان موضوع اصلی عصر جدید است. امروزه، حجم قابل توجهی از تحقیقات بر درک پیری و افزایش طول عمر سالم متمرکز است. رسانه ها مملو از اخبار روزانه در مورد رویکردهای نوآورانه برای کاهش پیری و بیماری های مرتبط با افزایش سن هستند. مردم مشتاقانه این اخبار را دنبال می کنند. به غیر از افراد معدودی که افسرده هستند و ممکن است مایل به ادامه زندگی خود نباشند، اکثر مردم میخواهند علیرغم جنگها، تغییرات آب و هوایی، بحرانهای پناهجویان و سایر بلایایی که ما را نگران میکنند زندگی کاملی داشته باشند. این تمایل برای جلوگیری از ضعف و مرگ ناشی از پیری ممکن است باعث شود برخی از شرکتها وارد این موج شوند و محصولات خود را به عنوان مکملهای ضد پیری یا سایر داروها به مردم تحمیل کنند. با این حال، تلاش های واقعی برای ارتقای طول عمر سالم تمرکز قابل توجهی در تحقیقات زیست پزشکی است.
دیدگاه جبرگرایانه سرنوشت جهان از یافتههای فیزیک و اخترفیزیک در مورد منشأ جهان، که با انفجار بزرگ آغاز شده و از طریق اعمال قوانین سختگیرانه فیزیکی و ریاضی، شبیه به عملکرد یک ماشین، ادامه مییابد، به دست میآید. کهکشان ها، ستارگان و سیارات در زمان های مشخصی پدید می آیند و در لحظات از پیش تعیین شده می میرند. انتظار می رود ظهور موجودات زنده از جمله انسان در این چارچوب اتفاق بیفتد، در حالی که انقراض دایناسورها نیز نتیجه این جدول زمانی تعیین شده است. بنابراین، سرنوشت انسان نیز توسط قوانین فیزیکی اداره می شود و در نهایت اجتناب ناپذیر است.
شواهد جدید نشان می دهد که روند پیری برگشت پذیر است
سالمندی پدیده ای پیچیده است که تحت تأثیر عوامل مختلف بیولوژیکی، روانی و اجتماعی است و هیچ نظریه واحدی نمی تواند روند پیری را به طور کامل توضیح دهد. به خوبی شناخته شده است که کاهش تعداد سلول های پیر در بدن از روند پیری جلوگیری می کند و طول عمر پستانداران را ارتقا می دهد. برخی از روشها برای کاهش سلولهای پیر پیشنهاد میشوند، از جمله کاهش کالری دریافتی رژیم غذایی، انجام ورزش منظم، و استفاده از ترکیبات شیمیایی خاص که سلولهای پیر را هدف قرار داده و از بین میبرند.
دیوید سینکلر اخیراً در مطالعه ای که در مجله Aging منتشر شده است، نشان داد که می توان از کوکتل های شیمیایی خاص برای معکوس کردن پیری سلولی استفاده کرد. این کوکتلها که کمتر از یک هفته مصرف میشوند، میتوانند حالت جوانی ژنومی را بدون به خطر انداختن هویت سلولی بازیابی کنند. او نشان می دهد که می تواند پیری سلولی را بدون ایجاد تقسیم سلولی کنترل نشده یا تشکیل بالقوه سرطان معکوس کند. از آنجایی که سلولهای پیر حاوی تعداد بیشتری از مولکولهای زیستی آسیبدیده، بهویژه DNA آسیبدیده هستند، وادار کردن آنها به تقسیم و تولید سلولهای جوانتر، خطر تشکیل سرطان را افزایش میدهد. با این حال، روش جدید به سلول های پیر اجازه می دهد تا بدون خطر ایجاد تومور جوان شوند (2).
طبق برآوردهای سازمان جهانی بهداشت، جمعیت سالخورده، که به عنوان افراد بالای 60 سال تعریف می شود، پیش بینی می شود تا سال 2030 از 2.1 میلیارد نفر فراتر رود. افزایش افراد سالخورده در مقایسه با جمعیت جوان تر، برای برخی از کشورهای توسعه یافته یک بحران ایجاد می کند. افزایش امید به زندگی در چند دهه گذشته نشان می دهد که استراتژی های بهداشتی و داروهای جدید با موفقیت به طول عمر بیشتر انسان کمک کرده اند. این نشان می دهد که امکان تأثیرگذاری بر روند پیری وجود دارد. با این حال، مفاهیم جاودانگی و فرار از مرگ صرفاً در حد حدس و گمان باقی مانده است. در قرن نوزدهم، امید به زندگی به طور قابل توجهی کمتر از امروز بود. میانگین امید به زندگی برای مردان تقریباً 36 سال بود، در حالی که زنان می توانستند تا حدود 38 سال عمر کنند.
اگر بپذیریم که طول عمر تحت تأثیر عوامل بیولوژیکی و محیطی غیرقابل کنترل است، که تا حد زیادی درست است، امروز نمیتوانیم بیش از 50 سال زندگی کنیم. در حالی که جبرگرایان ممکن است استدلال کنند که تلاش برای افزایش طول عمر از پیش تعیین شده است، این دیدگاه باید به عنوان یک اشتباه در نظر گرفته شود. در این مدت هیچ حیوانی از جمله شامپانزه ها چنین افزایش قابل توجهی در امید به زندگی را تجربه نکرده است. چه چیزی ما را از شامپانزه ها متمایز می کند؟ من معتقدم این خواست ماست.
[ad_2]