انسان شناسان فرهنگی به ما می گویند که برداشت از زمان در گروه های فرهنگی متفاوت است. گفته می شود که برخی از جوامع تک رنگ هستند (با تمرکز روی یک کار در یک زمان) در حالی که برخی دیگر پلی کرونیک هستند (به طور همزمان درگیر فعالیت های متعدد) هستند. گفته می شود برخی از جوامع زمان را خطی (به جلو مانند فلش) می بینند در حالی که برخی دیگر زمان را به صورت چرخه ای (با الگوهای تکراری) می بینند.
در مورد یک موضوع مرتبط بسیار کمتر شناخته شده است – چگونه زمان تقسیم فرهنگ. آیا افراد در واحد های مختلف فرهنگ های مختلف متفاوت هستند؟ آیا یک ساعت در ساعت یک سری از 60 بسته یک دقیقه ای ، مجموعه ای از دوازده بسته پنج دقیقه ای یا چیز دیگری در نظر گرفته شده است؟
در کتاب جذاب او جغرافیایی از زمان (1997) ، روانشناس اجتماعی رابرت لوین اظهار داشت که بیشتر آمریکایی ها از نظر فواصل پنج دقیقه ای دقیق بودن را ارزیابی می کنند ، در حالی که بیشتر اعراب از نظر فواصل 15 دقیقه ای دقیق بودن را ارزیابی می کنند. به عنوان مثال ، یک آمریکایی ممکن است بگوید کسی پنج دقیقه دیر شده است. گفتن شش دقیقه عجیب به نظر می رسد. از طرف دیگر ، یک عرب ممکن است بگوید کسی یک چهارم ساعت دیر شده است. گفتن 20 دقیقه عجیب به نظر می رسد. حداقل این همان چیزی است که لوین ادعا کرد.
ادوارد تی. هال ، انسان شناس برجسته در کتاب خود مشاهدات مشابهی را انجام داد زبان ساکت (1959/1981). به گفته هال ، برای اکثر آمریکایی ها ، “هشت مجموعه زمانی در رابطه با دقت و طول قرارها وجود دارد: به موقع ، پنج ، 10 ، 15 ، 20 ، سی ، 45 دقیقه و یک ساعت زود یا دیر.” با این حال ، عرب مدیترانه ای “تمایزهای کمتری نسبت به ما ایجاد می کند. مقیاس او فقط سه نکته قابل تشخیص دارد … به هیچ وجه بدون هیچ وقت ؛ اکنون (یا حال) ، که دارای مدت زمان متفاوتی است ؛ و برای همیشه (خیلی طولانی).”
اگرچه لوین و هال هر دو اظهار داشتند كه آمریكایی ها زمان تنگتر و دقیق تر از اعراب را تقسیم می كنند ، اما هیچ مدرک تجربی برای حمایت از ادعاهای خود ارائه ندادند. من توسط این ادعاها ، Raivo Valk ، Awdessamad Dialmy ، و من در مورد روانشناسی تقسیم بندی زمان در بین دانشجویان دانشگاه در استونی ، مراکش و ایالات متحده بررسی کردیم (White ، Valk و Dialmy ، 2011).
تقسیم زمانی در سه کشور مختلف
ما از 301 شرکت کننده خواستیم که یک کار برآورد زمان را انجام دهند. روی سیگنال از آزمایشگر ، شرکت کنندگان شروع به بازرسی از یک نمودار پیچیده کردند. پس از دقیقاً 47 ثانیه ، این آزمایشگر به شرکت کنندگان گفت که نمودار را کنار بگذارند و تخمین بزنند که چه مدت (در ثانیه) آنها نمودار را بازرسی کرده اند. تقریباً همه بیش از حد زمانی که سپری شده بود ، گاهی اوقات با ضریب 2 یا 3 ارزیابی می کردند.
ما تعداد دانش آموزانی را که تخمین خود را به عنوان چند برابر 5 گزارش دادند ، شمارش کردیم. به عنوان مثال ، پاسخ 45 ثانیه یا 50 ثانیه ، به عنوان چند برابر از 5 حساب می شود ، اما پاسخ 47 ثانیه ای نخواهد بود. درصد آمریکایی ها ، استونی ها و مراکشی که مدت زمان را به عنوان چند برابر 5 تخمین زده اند ، به ترتیب 93 درصد ، 81 درصد و 74 درصد بودند. اختلافات فرهنگی بزرگ نبود ، اما از نظر آماری معنی دار بود.
در یک کار دوم ، از شرکت کنندگان خواستیم که پنج سناریو را در مورد افرادی که برای انتصاب به نوعی وارد می شوند ، بخوانند. برای هر سناریو ، آنها نشان دادند كه كسی چقدر می تواند قبل از آن شخص وارد شود نامناسب دیر حدود 60 درصد از مراکزان در مطالعه ما گفتند که کسی که 30 دقیقه پس از زمان تعیین شده وارد شده است ، دیر نشده است. در مقابل ، بیشتر شرکت کنندگان آمریکایی گفتند که 20 دقیقه خیلی دیر شده است.
در مورد تقسیم زمان چیست؟ هنگام در نظر گرفتن پنج سناریو ، دو سوم مراكس پاسخ های خود را به عنوان چند 15 (به عنوان مثال 30 یا 45 دقیقه) بیان كردند. کمتر از نیمی از آمریکایی ها همین کار را کردند. (استونی ها تقریباً مانند آمریکایی ها پاسخ دادند.)
زمان ساعت در مقابل زمان روانشناختی
به طور خلاصه ، آمریکایی ها در مطالعه ما به طور معمول زمان را به بلوک های پنج ثانیه یا پنج دقیقه بسته بندی می کنند ، در حالی که مراکشی ها زمان را به بلوک های 15 بسته می کنند. این ممکن است تا حدودی توضیح دهد که چرا مراکسی ها و سایر اعراب اغلب نسبت به آمریکایی ها کمتر دقیق هستند. یک آمریکایی که 10 دقیقه پس از زمان تعیین شده وارد می شود ، در دو واحد زمان روانشناختی دیر شده است. یک مراکش که 30 دقیقه (دو چهارم ساعت) پس از زمان تعیین شده وارد می شود نیز با دو واحد زمان روانشناختی دیر می شود.
هنگام تلاش برای درک اینکه چرا برخی از افراد نسبت به سایر افراد کمتر دقیق هستند ، ممکن است عاقلانه در نظر بگیریم که چگونه مردم دقایقی را در یک ساعت تقسیم می کنند – و تصدیق می کنند که افراد با پیشینه فرهنگی مختلف ممکن است درک متفاوتی از معنای “به موقع بودن” داشته باشند.