ترس یک احساس اولیه است که از طریق تکامل به انسان سخت می شود. این به ما هشدار می دهد که در معرض خطر قرار بگیریم ، بدن خود را برای عمل بدیهی کنید و در نهایت برای بقا بسیار مهم بوده است. با این حال ، در دوران مدرن ، بسیاری با تمایل به دنبال ترس از طریق فیلم های ترسناک ، خانه های خالی از سکنه و ورزش های شدید هستند. این پدیده یک سؤال جالب را ایجاد می کند: آیا یک دوز منظم از ترس درمانی است؟
مبنای تکاملی ترس
ترس به عنوان یک مکانیسم بقا توسعه یافت. در تاریخ اولیه بشر ، پاسخ های ترس به اجداد ما کمک کرد تا از شکارچیان و خطرات زیست محیطی خودداری کنند. آمیگدال ، یک ساختار اصلی مغز ، به سرعت تهدیدات را پردازش می کند و واکنش های سریع لازم برای بقا را فراهم می کند (لدوکس ، 2012). در این نور ، ترس صرفاً یک احساس ناخوشایند نیست بلکه یک سیستم هشدار پیشرفته است که با تکامل تنظیم شده است.
این سیستم باعث ایجاد پاسخ مبارزه یا پرواز می شود-یک واکنش فیزیولوژیکی خودکار که بدن را برای روبرو شدن یا فرار از خطر آماده می کند-افزایش آدرنالین ، ضربان قلب و عضلات برای حرکت سریع. در سناریوهای زندگی یا مرگ ، چنین واکنش هایی صرفه جویی در زندگی است. امروز ، در حالی که تهدیدهایی که با آن روبرو هستیم تغییر کرده است ، سیم کشی بدون تغییر باقی می ماند.
چرا دوست داریم در محیط های امن ترس داشته باشیم
عجیب و غریب ، بسیاری از مردم وقتی بدون خطر واقعی از ترس لذت می برند ، از ترس لذت می برند. تماشای فیلم های ترسناک یا سواحل غلتک سواری ارائه می دهد ترسناک کنترل شده جایی که بدن بدون تهدید واقعی تحت استرس قرار می گیرد. طبق تحقیقات ، این تجربه می تواند منجر به عجله اندورفین ها شود ، یک “بالا” طبیعی که باعث تقویت خلق و خوی می شود و احساس هیجان را ایجاد می کند (کر ، 1991).
در یک زمینه امن ، ترس به جای یک بحران به یک شبیه سازی تبدیل می شود. مغز محرک ها را به عنوان غیر تهدیدآمیز در سطح منطقی تشخیص می دهد ، که به مراکز عاطفی اجازه می دهد بدون نتیجه ترس را تجربه کنند. این لذت پارادوکسیکال رفتارهای هیجان را که در شخصیت های ریسک پذیر مشاهده می شود ، منعکس می کند.
چرا برخی دوست دارند ترسیده باشند و برخی دیگر این کار را نمی کنند
همه حتی در محیط های امن از ترس لذت نمی برند. چندین عامل این تفاوت را توضیح می دهد.
اول ، شخصیت نقش مهمی ایفا می کند. افراد متقاضی ، افراد پر هیجان و جستجوی ماجراجویی ، به احتمال زیاد از فعالیتهای ناشی از ترس لذت می برند (زاکرمن ، 1979). آنها هوس رمان ، تجربیات شدید و ترس را به یک منبع هیجان تبدیل می کنند.
دوم ، تجربیات گذشته و آستانه اضطراب فردی ماده کسانی که سابقه تروما یا اختلالات اضطرابی دارند ، ممکن است محرک های ناشی از ترس را بیش از هیجان پیدا کنند تا هیجان انگیز. پاسخ ترس مغز را می توان در این افراد اغراق کرد و منجر به پریشانی شد تا لذت.
سوم ، شرط بندی فرهنگی و اجتماعی می تواند بر تحمل ترس تأثیر بگذارد. در فرهنگ هایی که شجاعت و ریسک پذیری را جایزه می گیرند ، ترس ممکن است به عنوان یک چالش تلقی شود. دیگران ممکن است ترس را منفی درک کنند و منجر به افزایش رفتارهای اجتناب شوند.
بالاخره ، تفاوت های بیولوژیکی در شیمی مغز می تواند بر نحوه پردازش ترس تأثیر بگذارد. برخی از افراد آمیگدال فعال تری دارند و منجر به پاسخ ترس شدیدتر می شوند. برخی دیگر ممکن است فعالیت قشر جلوی مغز را بیشتر نشان دهند و تنظیم ترس بهتر را تسهیل کنند.
پیشنهاداتی برای قرار گرفتن در معرض ترس مفید
قرار گرفتن در معرض متوسط و کنترل شده در برابر ترس می تواند مفید باشد. در اینجا چند پیشنهاد ارائه شده است:
فیلم ها و کتاب های ترسناک: رسانه ای را انتخاب کنید که منطقه راحتی شما را به چالش بکشد بدون اینکه شما را تحت الشعاع قرار دهد. با ژانرهای ملایم تر شروع کنید و به تدریج به محتوای شدیدتر بروید.
جاذبه های خالی از سکنه: خانه های خالی از سکنه یا اتاق های فرار تجربیات ترس ایمن و ساختاری را ارائه می دهند.
ورزش های ماجراجویی: Sildiving ، Bungee پریدن یا قایقرانی با آب سفید می تواند دوزهای کنترل شده و کنترل شده ترس را فراهم کند.
قرار گرفتن در معرض درمانی: درمان شناختی رفتاری از قرار گرفتن در معرض استفاده برای درمان فوبیا و اختلالات اضطرابی با مقابله به تدریج و ایمن با ترس ها استفاده می کند (Craske and همکاران ، 2008).
با مقابله منظم با ترس در محیط های کنترل شده ، افراد می توانند تاب آوری ایجاد کنند ، حساسیت به اضطراب را کاهش داده و مهارت های تنظیم عاطفی خود را تقویت کنند.
پایان
ترس می تواند هیجان انگیز و درمانی در هنگام مواجهه در محیط های ایمن و کنترل شده باشد. این سیستم به سیستم های بقا باستان ضربه می زند و بدون خطر واقعی ، عجله ای از برانگیختگی فیزیولوژیکی را ارائه می دهد. دوزهای کنترل شده ترس می تواند به افراد کمک کند تا مقاومت عاطفی ایجاد کنند ، محدودیت های شخصی را به چالش بکشد و سلامت روانی کلی را تقویت کنند. با این حال ، لذت بردن از ترس جهانی نیست. با توجه به شخصیت ، تجربه و زیست شناسی متفاوت است. درک این اختلافات به ما کمک می کند تا درک کنیم که چرا برخی به دنبال هیجان ترس هستند در حالی که برخی دیگر خجالت می کشند.