[ad_1]

افراد بیشتری بیش از هر زمان دیگری به دنبال درمان “برای تروما” هستند. اما تروما درمانی چگونه کار می کند؟ آیا بهبودی پس از یک رویداد آسیب زا امکان پذیر است؟ شفا چگونه به نظر می رسد؟
پاسخ به این سوالات حتی در میان روان درمانگران پیچیده و بحث برانگیز است. با این حال، رشته های مشترکی بین درمان های ایجاد شده برای رسیدگی به اثرات تروما وجود دارد. آنچه در زیر می آید پنج موضوع از این قبیل است.
1. مواجهه با تجربه
قبل از اینکه یک رویداد آسیب زا پردازش شود، ما تمایل داریم که نسبت به هر یادآوری وقوع آن بسیار حساس شویم. درست مانند اینکه وقتی بازوی خود را میشکنید، هر مقدار فشاری میتواند باعث درد شدید شود، استرس پس از سانحه نیز میتواند باعث شود حتی برخورد غیرمستقیم با حافظه غیرقابل تحمل شود. طبیعی است که از این چیزها اجتناب کنید، مثلاً با صحبت نکردن در مورد آنچه اتفاق افتاده یا تغییر زندگی خود برای جلوگیری از یادآوری. گاهی اوقات، مسدود کردن پژواک های ذهنی تروما می تواند شامل نوشیدن، پرخوری، زیاده روی، و سایر اعتیادها و رفتارهای اجباری باشد (لوین و همکاران، 2021).
قرار گرفتن در معرض، یا فرآیند مواجهه تدریجی با تجربه، جزء اکثر درمان های تروما است. این می تواند شبیه به اشتراک گذاشتن داستان خود در یک مطب درمانی، نوشتن آن، یا کاوش آن با اطلاعات حسی دو طرفه برای کمک به پردازش باشد، مانند حساسیت زدایی حرکات چشم و درمان پردازش مجدد (شاپیرو، 2001). برخی از درمان ها نیز از واقعیت مجازی برای ایجاد فضایی فراگیر برای یادآوری استفاده می کنند. شواهد اولیه با استفاده از واقعیت مجازی در درمان تروما برای افراد مبتلا به ترومای مربوط به جنگ، امیدوارکننده بوده است (Beidel et al., 2019).
2. به اشتراک گذاری داستان ها
وقتی داستانها ساکت میشوند، جمعآوری کلیدوسکوپی از احساسات دلخراش معمول است. احساس گناه، خشم و شرم می تواند ما را تحت الشعاع قرار دهد. به اشتراک گذاشتن یک داستان در حضور شخص دیگر می تواند آزاد کننده باشد. بیشتر درمانهای تروما شامل جنبهای از به اشتراکگذاری داستان است که میتواند شبیه هر چیزی باشد، از بازتاب گروهی گرفته تا بحث درباره یک گزارش مکتوب. ایجاد و بازگویی روایت همچنین میتواند وسیلهای برای شناسایی مواردی باشد که درمان پردازش شناختی بهعنوان «نقاط گیر کرده» (Resick et al., 2017) یا مناطقی که به طور کامل پردازش نشدهاند، برچسبگذاری میکند و با درمانگر کار میکند تا آسیبهای ناشی از تروما را به چالش بکشد. باورها
3. یافتن صلح
پس از یک تجربه آسیب زا، می توانیم در حالت آماده باش بالا قرار بگیریم. سیستم تهدید بدن می تواند بیش از حد فعال شود تا از ما در برابر آسیب های بیشتر محافظت کند و آرامش را به شدت چالش برانگیز می کند. رواندرمانیهایی مانند درمان متمرکز بر شفقت و تجربه جسمانی سرنخی از این جنبه اضطرابآور تروما دارند. تمرینات درمانی متمرکز بر شفقت، سیستم تسکین دهنده-وابستگی ما را ایجاد می کند تا به ما کمک کند دوباره آرامش پیدا کنیم و به سمت اهداف ارزشمند خود حرکت کنیم (گیلبرت، 2009). به طور مشابه، تجربه جسمانی موجهای تروما در بدن را هدف قرار میدهد (لوین، 1997).
4. دیدگاه های جدید
به ویژه در مورد آسیب های دوران کودکی، آموزش روانی اغلب بخشی از درمان تروما است. پس از تجربیات شدید، ممکن است ندانیم چه چیزی از نظر روابط، خشونت یا سایر خطرات “عادی” است. برای مثال، ممکن است کسی فکر کند که آنها مستحق آزار آنها بودند، زیرا استفاده از انضباط بدنی به عنوان تنبیه “بسیار خوب” است. درمان هایی مانند درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما از فعالیت هایی برای بحث در مورد این موارد استفاده می کنند، از جمله اینکه چه چیزی سالم است و چه چیزی نیست (کوهن و همکاران، 2012). به این ترتیب، باورهای مضر را می توان از بین برد و باورهای جدید را شکوفا کرد.
5. اتصال مجدد
متأسفانه انزوا پس از یک تجربه آسیب زا رایج است و می تواند استرس پس از سانحه را بیشتر کند (Vlachos et al., 2012). به این ترتیب، درگیر شدن مجدد با جهان اغلب بخشی از شفا است. مرحله نهایی اکثر روان درمانی ها برای استرس پس از سانحه شامل تمرکز بر روابط و تجربیات جدید است.
بسته شدن
انواع رویکردهای روان درمانی برای کمک به التیام اثرات تروما وجود دارد. بسیاری از این درمان ها عوامل مشترکی دارند. چیزی که ممکن است برای یک نفر خوب باشد، ممکن است برای دیگری ایده آل نباشد. بهبودی یک فرآیند پیچیده است، اما ممکن است.
[ad_2]