داستانهای اجتماعی همراهی همیشگی در سفر والدینی من (با دو پسر عصبی من) بوده است.
من، و همچنین گفتار و کاردرمانگرهایمان، هر زمان که میخواستیم درک پسرانم را در مورد اینکه کدام رفتارها ایمن و مغذی هستند (که میخواستیم آنها انتخاب کنند) و کدامیک کمتر ایمن هستند و با ناراحتی و ناراحتی بیشتری همراه است، توسعه دهیم داستانهای اجتماعی میسازیم. پریشانی (که ما می خواستیم آنها از درگیر شدن در آن دست بردارند، یا حداقل کاهش دهند). یا، ما داستانهای اجتماعی ساختیم تا دستورالعملهای مربوط به نحوه انجام یک کار را تجزیه و تحلیل کنیم، به عنوان مثال، چگونه یک بازی «حدس بزن چه کسی» را با یک دوست انجام دهیم، یا چگونه با کامیونها در گودال شنی در یک تاریخ بازی بازی کنیم.
داستانهای اجتماعی که ما میسازیم همیشه شامل توصیفهای صریح از موقعیتهای مختلف بود و به تعداد بیشماری از پرسشهای “wh” پرداخته بود. شما آنهایی را می شناسید: چه کسی، چه چیزی، کجا، چه زمانی، چرا، و چگونه. آنها همچنین شامل عکس هایی بودند که پسرانم دوست داشتند به آنها نگاه کنند. من عاشق دیدن واکنش های آنها بودم، “این عکس من است!” “این یک کتاب در مورد من است!” ما شخصاً داستانهای اجتماعی را فوقالعاده مؤثر یافتیم، از این رو در طول سالها به استفاده از آنها ادامه دادم.
به عنوان مثال، هنگامی که ما از یک توله سگ جدید به خانه خود استقبال کردیم، یک داستان اجتماعی که توسط گفتار درمانگر ما ساخته شده بود، کمک کرد تا مشخص شود که چه رفتارهایی نسبت به توله سگ ایمن و پرورش دهنده است. ایدههایی را برای بازی مناسب و رفتار ملایم بیان میکند، در حالی که توضیح میدهد که وقتی یک توله سگ پارس میکند، احتمالاً نشان میدهد که او کاری را که ما انجام میدهیم دوست ندارد و دوست دارد ما مهربانتر باشیم. در مواقع دیگر ممکن است برای جلب توجه ما پارس کند، سلام کند یا از فضای ما محافظت کند.
داستان اجتماعی دیگری که توسط کاردرمانگر ما ساخته شده بود به پسرهایم آموخت که وقتی پدربزرگشان بیرون بودند و با پدربزرگشان بیرون میرفتند، در زمان سختی که استقلال خود را آزمایش میکردند، فرار نکنند، زیرا او نمیتواند آنها را تعقیب کند. همچنین به یاد میآورم که کاردرمانگر ما یک داستان اجتماعی فوقالعاده مؤثر برای آموزش به کودکم میسازد که از ما بخواهد یک عبارت را مکرراً به روشی بسیار دقیق بگوییم، در غیر این صورت… (او احساس ناراحتی میکند).
یکی از داستانهای اجتماعی مورد علاقهام داستانی بود که درباره اشتراکگذاری اسباببازیها ساخته بودم، در زمانی که کوچکترینم به سنی نزدیک میشد که در مورد چیزهای برادر بزرگش کنجکاو بود و از دستیابی به آنها لذت میبرد. ناامیدانه برای کاهش طغیانهای گاه به گاه ناشی از تغییر مرزها، داستان اجتماعی استراتژیهای خاصی را برای «مدیریت اشتراکگذاری» ترسیم کرد و برای وضعیت ما کاملاً مؤثر بود. اگرچه درمان معجزه آسایی برای کاهش همه ناامیدیهای ما در مورد اشتراکگذاری نبود، اما منبعی بود که بارها و بارها به آن بازگشتیم و کنترل و وضوح بیشتری را در مدیریت این وضعیت به ما داد.
من همچنان از داستانهای اجتماعی مختلف برای کمک به فرزندانم و مشتریان کوچکم استفاده میکنم تا راههایی برای پاسخگویی به احساسات خود پیدا کنند، به عنوان مثال، آگاهی خود را در مورد پاسخهای مناسب و نامناسب برای مدیریت ناامیدی گسترش میدهم.
علیرغم اینکه داستان های اجتماعی شخصاً ارزشمند هستند، ارزیابی اثربخشی آنها می تواند چالش برانگیز باشد. داستانهای اجتماعی، بنا به تعریف، منحصر به فرد هستند و برای یک کودک، خانواده و محیط او طراحی شدهاند و مقایسه را دشوار میکنند. علاوه بر این، آنها توسط افراد منحصر به فرد با طعم های مختلف تعامل و تفاوت در نحوه مدیریت داستان های اجتماعی ارائه می شوند. اینها شامل تفاوت در توجه مشترک و ابراز تشویق و تقویت مثبت است. داستانهای اجتماعی همچنین میتوانند به روشهای مختلفی مانند آیپد، کپی کاغذی، صوت یا ویدیو ارائه شوند، و میتوانند از نظر کیفیت قالببندی، تصاویر و عکسها و اینکه چقدر با تجربه و درک درونی کودک طنینانداز میشوند، متفاوت باشند. از یک موقعیت
بسیاری از مطالعات پیامدهای مثبت مرتبط با استفاده از داستان های اجتماعی را گزارش می دهند، از جمله زمانی که داستان های اجتماعی توسط والدین اجرا می شود (Camilleri و همکاران، 2022). اینها معمولاً از طریق تغییرات در رفتار کودک (که در داستان اجتماعی مورد هدف قرار می گیرد) اندازه گیری می شوند. کامیلری و همکاران (2022) نشان داد که بهبود کلی در کیفیت تحقیقات در رابطه با داستان های اجتماعی در حدود یک دهه گذشته وجود داشته است که با افزایش کلی در گزارش های اثربخشی داستان های اجتماعی برای کودکان اوتیستیک همراه شده است (کارال و ولف، 2018؛ چی و همکاران، 2018. با این حال، Camilleri و همکاران. (2022) به طور کلی به این نتیجه رسید که “تحقیقات بیشتری مورد نیاز است”، در پاسخ به یافته های به طور کلی مختلط در مورد قدرت اثربخشی داستان های اجتماعی. درک بهتر این که چه متغیرهایی بر اثربخشی داستان های اجتماعی، در چه شرایطی و برای چه افرادی تأثیر می گذارند، مفید خواهد بود.
اگر می خواهید داستان اجتماعی خود را بنویسید، معیارهای کارول گری، متخصص در این زمینه را دنبال کنید، که آثار منتشر شده او در این زمینه در دهه 1990 آغاز شد. آخرین معیارهای جامع او برای ساخت داستان های اجتماعی از طریق وب سایت او در دسترس است (به بخش مراجع مراجعه کنید).
به طور کلی، کارول گری توصیه می کند که داستان های اجتماعی:
- اهداف روشنی را در مورد اطلاعاتی که می خواهند به اشتراک بگذارند، به شیوه ای معنی دار و ایمن بگنجانید.
- جزئیاتی را که خاص و مرتبط با شرایط و تجربیات کودک است و از این رو برای او معنادار است، بگنجانید.
- ساختاری شامل مقدمه موضوع، بدنه اصلی، نتیجه گیری و خلاصه کلی داشته باشید.
- از زبان اول یا سوم شخص در حین پاسخ دادن به سؤالات «چه کسی» (چه کسی، چه چیزی، کجا، چه زمانی، چرا، چگونه) استفاده کنید. این کمک می کند تا جملات موجود در داستان اجتماعی به جای اینکه کلی باشند، توصیفی باشند. به عنوان مثال، به جای گفتن “من به مغازه می روم”، یک جمله توصیفی ممکن است این باشد: “مامان و من هر شنبه صبح به والمارت می رویم تا یک فروشگاه بزرگ برای هفته انجام دهیم.”
من شخصاً دوست دارم مسائل را به دست خودم بگیرم و آزمایش کنم که آیا برای اهدافی که در حال ساختن یک داستان اجتماعی هستم، تأثیر دارد یا خیر. شما نیز می توانید پژوهشگر خود باشید و قبل از معرفی یک داستان اجتماعی، در بین ارائه های مختلف آن و همچنین در ادامه، داده ها را جمع آوری کنید. با توجه به منحصر به فرد بودن شما، فرزندتان، و داستان اجتماعی، ممکن است موثرترین راه برای دیدن اینکه آیا تاثیری خواهد داشت یا خیر. نوشتن مبارک