15:57 - 2024/11/05

آیا حواس پرتی برای سلامت روان خوب است؟

[ad_1] در سال 1985، نیل پستمن، محقق رسانه ای، استدلال کرد که ما به عنوان یک فرهنگ “تا سر حد مرگ خود را سرگرم می کنیم.” منظور او این بود که محیط رسانه‌ای نوظهور مقدار بیشتری از زمان و توجه ما را به خود اختصاص داده و ظرفیت‌های م...

آیا حواس پرتی برای سلامت روان خوب است؟

[ad_1]

در سال 1985، نیل پستمن، محقق رسانه ای، استدلال کرد که ما به عنوان یک فرهنگ “تا سر حد مرگ خود را سرگرم می کنیم.” منظور او این بود که محیط رسانه‌ای نوظهور مقدار بیشتری از زمان و توجه ما را به خود اختصاص داده و ظرفیت‌های ما را برای تعامل و تأمل معنادار کاهش می‌دهد.

در سال 2024، حتی با دستگاه‌های بیشتری که توجه ما را به خود جلب می‌کنند، ممکن است نقطه هشدار او را مجدداً در نظر بگیریم و بپرسیم: آیا ما حواسمان را به سمت مرگ پرت می کنیم؟ یا، آیا این دیدگاه هشداردهنده برخی از فواید، به ویژه برای سلامت روان، حواس پرتی به موقع را نادیده می گیرد؟

عصر حواس پرتی

در کتاب اخیر آنا لمبکه، عصب شناس، ادعا می کند که ما در زمان فراغت بی سابقه ای زندگی می کنیم. علیرغم احساس مداوم کار بیش از حد، طبق معیارهای تاریخی، انسان ها بیش از هر زمان دیگری وقت آزاد دارند. معمای مدرن، از بسیاری جهات، این است که با این زمان اضافی چه باید کرد؟

در کتاب او ملت دوپامینلمبکه استدلال می کند که اوقات فراغت بیش از حد می تواند خسته کننده به نظر برسد و کسالت می تواند گاهی “وحشتناک” باشد. همانطور که او می گوید، کسالت “ما را مجبور می کند که با پرسش های بزرگ تری در مورد معنا و هدف روبرو شویم.” در نتیجه، ما اغلب عجله داریم تا خلأ وجودی کسالت را با حواس‌پرتی پر کنیم که ما را از خودمان دور می‌کند و به اشکال مختلف فعالیت‌های تقویت‌کننده دوپامین، از رفتارهای نسبتاً پیش پا افتاده تا رفتارهای اجباری شدیدتر که او در کتابش شرح می‌دهد، می‌کشد. ممکن است در ابتدا از فرار خود از کسالت به حواس پرتی آگاه نباشیم، اما هرکسی که تلاش کرده است فعالیت های اصلی افزایش دهنده دوپامین مانند الکل، قهوه، یا حتی پیمایش عذاب را کاهش دهد، به سرعت و مکررا تجارب کسل کننده، کسالت و کمبود کلی

با توجه به طیف گسترده‌ای از فناوری‌های دیجیتال جدید که به صورت 24 ساعته در دسترس ما هستند، جای تعجب نیست که تجارت جدید بر اضطراب ما در مورد حواس‌پرتی سرمایه‌گذاری کرده است تا فضاها و تجربیاتی عاری از وسایل و حواس‌پرتی ایجاد کند تا بهتر با دیگران ارتباط برقرار کنیم. خودمان جدیدترین تکراری که من متوجه شده ام ظهور سوناهای اجتماعی غوطه ور است که نوید گریز موقت از وسایل رسانه های اجتماعی و دیگر مذاهب سنتی مانند الکل و مواد مخدر را می دهد. آنها بسیار محبوب هستند.

آیا حواس پرتی مشکل جدیدی است؟ (یا آنچه راهبان قرون وسطی می توانند به ما بیاموزند)

اما آیا حواس پرتی یک مشکل جدید و بار جدیدی بر سلامت روان معاصر است؟ مقاله اخیر در مورد رهبانیت و رواقی گری در نیویورکر به ما یادآوری می کند که حواس پرتی حداقل 1500 سال است که یک مشکل بشری بوده است. آنچه راهبان می توانند در مورد توجه به ما بیاموزند این واقعیت را برجسته می کند که حواس پرتی از دیرباز یک مشکل انسانی قبل از نمایشگرها و رسانه ها بوده است.

نویسنده کیسی سپ به ما یادآوری می‌کند که زندگی قرون وسطایی پر از حواس‌پرتی‌های بی‌پایان از فعالیت‌های معنوی یا ذهنی بود که در صومعه‌ها انجام می‌شد. کار، کار، عواطف، زندگی اجتماعی، و رذایل ساده همه به‌عنوان منحرف‌کننده‌ای از فعالیت‌های معنوی کتاب مقدس یا مراقبه تجربه می‌شدند. راهبان به دنبال حذف، مدیریت یا توسعه عاداتی برای کمک به کاهش «درهم‌تنیدگی‌های انسانی» بودند که برای همه ما رخ می‌دهد. در واقع، مدت‌ها قبل از نمایش، شخصیت‌های ادبی مانند خانم دالووی از ویرجینیا وولف، خودش را مشغول کارهای به ظاهر پست میزبانی و معاشرت می‌کرد. در حالی که صفحه نمایش های مدرن ممکن است کشش روانی خاصی را برای ما اعمال کنند، بنابراین فعالیت های آنالوگ قبل از صفحه نمایش مانند کار، شایعات یا مدیریت خانواده را انجام دهید.

آیا حواس پرتی فوایدی دارد؟

همانطور که آنا لمبکه می گوید، بودن با خودمان بدون حواس پرتی نه تنها خسته کننده نیست، بلکه در واقع دردناک و گاهی طاقت فرسا است. او خود اعتیاد خود به رمان‌های عاشقانه را به یاد می‌آورد و تجربه کناره‌گیری را یکی از «ترور وجودی» توصیف می‌کند. در تمرین خودم، شاهد چالش‌ها و دردهای ناشی از ترک الکل، حشیش یا پورنوگرافی بوده‌ام که می‌تواند منجر به دوره‌های بزرگ رنج و تروماهای دوباره شود. در بهترین موارد، مشتری درد زیادی را تجربه می کند. در بدترین موارد، روش‌های مقابله‌ای ناسازگار جدید مانند افکار خودکشی یا آسیب رساندن به خود ممکن است رخ دهد.

در این موارد، وقتی با برخوردهای شدید با خود و آسیب هایمان مواجه می شویم، کمی حواس پرتی می تواند نجات دهنده باشد. رویکرد درمانی محبوب DBT (رفتاردرمانی دیالکتیکی) ریشه در تعدادی از حواس‌پرتی‌ها و فعالیت‌های سالم دارد که به مراجع کمک می‌کند تا درد روانی را مدیریت کند و از اصرار برای مدیریت با بریدن یا آسیب رساندن به خود اجتناب کند. در واقع، یکی از منابع مورد علاقه من یک صفحه کامل از “فعالیت های منحرف کننده” برای کمک به احساسات طاقت فرسا مانند ناامیدی و وحشت است. این لیست شامل تماشای فیلم، حمام کردن، پختن غذا یا تماشای ویدیوی یوتیوب است.

پیامدهایی که در اینجا وجود دارد این است که گاهی اوقات ما نیاز به مکثی از خود، افکار و احساساتمان داریم. اجتناب بیش از حد ممکن است یک مشکل باشد، اما غوطه ور شدن بیش از حد در خود می تواند مشکل دیگری برای برخی باشد. این اغلب زمانی اتفاق می‌افتد که مراجعان برای حل و درمان سریع و دائمی مشکلات خود در درمان انگیزه زیادی دارند. ممکن است شخصی احساس کند که منشأ آسیب های خود را کشف کرده است و تعجب می کند که چرا احساس بهتری ندارد.

توجه ضروری خوانده می شود

داشتن درک شناختی از آسیب‌های دلبستگی و جعبه ابزاری از استراتژی‌ها ممکن است بسیار مفید باشد، اما ممکن است شما را به بهبودی برساند. برای آن به زمان، صبر و حتی کمی حواس پرتی از خود موضوع اصلی نیاز داریم. همانطور که بسیاری از مراجعان سابق گزارش کرده اند، گاهی اوقات یک مکث و استراحت بسیار ضروری از خودآزمایی شدید برای روان و روح خوب است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان