[ad_1]

درک زمان یک مهارت مهم انسانی است که به ما امکان می دهد اعمال خود را هماهنگ کنیم و رویدادهای در حال وقوع را پیش بینی کنیم. درک دقیق زمان به ویژه در کارهایی که نیاز به اقدامات فیزیکی دقیق در پاسخ به رویدادهای پیچیده دارند، اهمیت دارد. محققان علاقه مند به درک موقعیت هایی بوده اند که درک زمان را تغییر می دهند، از جمله پرواز فضایی. مطالعات نشان دادهاند که بیوزنی و تغییرات ریزگرانشی که فضانوردان تجربه میکنند به طور سیستماتیک بر درک آنها از زمان تأثیر میگذارد. پس از چند ساعت پرواز، فضانوردان تنوع بیشتری را در تخمینهای خود از وقفههای زمانی کوتاه مدت (مانند مدت زمان ۱ ثانیه و ۲ ثانیه) و تمایل بیشتری به تخمین بیشازحد زمان (مثلاً تولید یک مدت زمان ۱.۵ ثانیهای زمانی که از آنها خواسته میشود تولید کنند، نشان دادند. مدت 1 ثانیه).
سوالات زیادی در مورد اینکه چگونه و چرا تغییرات ریزگرانش بر ادراک زمان تأثیر میگذارد، باقی میماند، اما این مکانیسم احتمالاً به چگونگی تغییر ریزگرانش مربوط میشود. شنود، یا درک احساسات درونی بدن ما. بر اساس نظریه های برجسته درک زمان، ما برای حفظ زمان به احساسات درونی بدن (مانند ضربان قلب و تنفس خود) تکیه می کنیم.
شبیه سازی ریزگرانش با شیب سر به پایین
اکنون محققان ممکن است بتوانند بدون پرتاب کردن شرکت کنندگان به فضا، به سؤالاتی در مورد چگونگی تأثیر ریزگرانش بر زمان بپردازند. به نظر می رسد که به سادگی دراز کشیدن برای مدتی در حالت شیب سر به پایین (HDT)، همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است، می تواند تغییرات فیزیولوژیکی و دهلیزی مشابهی را ایجاد کند که با ریزگرانش مرتبط است.
مطالعه جدیدی که در شماره این ماه منتشر شده است ادراک بررسی کرد که آیا یک تغییر ساده در وضعیت بدن فرد میتواند منجر به اختلالاتی در حس زمان ما شود که تجربه میکروگرانش است یا خیر. در این مطالعه، دکتر Weicong Ren و همکارانش پرسیدند که آیا قرار دادن شرکت کنندگان در معرض 30 دقیقه شیب سر به پایین بر قضاوت ناظران از زمان تأثیر می گذارد، مشابه آنچه در فضانوردان نشان داده شده است.
شرکت کنندگان (16 دانشجو از دانشگاه عادی هبی) یک را تکمیل کردند وظیفه بازتولید زمان که در آن ابتدا یک مربع آبی را برای مدت زمان متغیری دیدند (0.8 ثانیه، 1 ثانیه یا 2 ثانیه). سپس مربع آبی ناپدید شد و پس از یک تاخیر کوتاه، یک مربع خاکستری روی صفحه ظاهر شد. به شرکتکنندگان دستور داده شد که دکمهای را فشار دهند تا نشان دهد که مربع خاکستری برای مدت زمانی مشابه مربع آبی قبلی روی صفحه بوده است. عملکرد در این وظیفه بازتولید زمان به سه روش اندازهگیری شد: اندازهگیری خطای مطلق. اندازه گیری نسبت نسبی؛ و یک ضریب تغییرات (یا اینکه چقدر پاسخها از کارآزمایی به کارآزمایی متناقض بودند). به طور بحرانی، شرکت کنندگان این کار را دو بار انجام دادند – یک بار قبل از مداخله شیب سر به پایین، و یک بار بعد از 30 دقیقه دراز کشیدن با شیب 30 درجه سر به پایین.
همانطور که محققان پیش بینی کردند، عملکرد در وظیفه بازتولید زمان با دستکاری شیب سر به پایین تغییر کرد. شرکت کنندگان پس از دستکاری شیب سر به پایین بیشتر مستعد خطاهای بزرگتر از قبل بودند. علاوه بر این، شرکت کنندگان احتمال بیشتری داشتند بیش از حد مدت زمان کوتاهی پس از دستکاری شیب سر به پایین نسبت به قبل. این نتایج مطابق با یافتههای قبلی فضانوردان است و از این ایده حمایت میکند که کج شدن بدن میتواند منجر به تغییرات مشابهی در درک زمان مانند تجربه میکروگرانش شود.
نتایج این کار نشان میدهد که محققان میتوانند بدون هزینهها و چالشهای مرتبط با تحقیقات پرواز فضایی به پرسشهای مربوط به ریزگرانش ادامه دهند. به عنوان مثال، محققان می توانند بررسی کنند که آیا تغییرات در درک زمان مرتبط با حضور در یک محیط مجازی در طول شیب سر به پایین تشدید می شود یا خیر. چنین تحقیقاتی نه تنها به سؤالات مربوط به ریزگرانش مربوط به خلبانان و فضانوردان می پردازد، بلکه چگونگی تعامل مکانیسم های مختلف درک زمان را نیز آشکار خواهد کرد.
[ad_2]