من یک مردم راضی هستم، که از من یک فرد نادرست می سازد. این اعتراف برای یک درمانگر یک تناقض تلخ است، اما حقیقتی اجتناب ناپذیر است. من سالها را صرف هدایت دیگران به سمت اصالت و سلامت عاطفی کردهام، در حالی که تمام تلاشهایم را پشت پوششی از مهربانی و سازگاری پنهان کردهام.
ریشه های تمایلات مردم پسند من عمیقاً با تجربیات من به عنوان یک زن سیاه پوست در هم تنیده است. وقتی بزرگ شدم، یاد گرفتم که انطباق و توافق اغلب برای بقا و پذیرش در فضاهای شخصی و حرفه ای ضروری است. این رفتار، در حالی که از نظر اجتماعی پاداش دارد، به طور قابل توجهی بر سلامت روانی و عاطفی من تأثیر گذاشته است.
تغییر کد، یک استراتژی مشترک برای پیمایش در زمینههای اجتماعی مختلف، اساساً شکل پیچیدهای از خوشایند مردم است. در میان جوامع رنگین پوست، به دلیل فشارهای نژادپرستی سیستمیک و انتظارات فرهنگی، میتوان آن را به ویژه برجسته کرد. من اغلب متوجه می شدم که رفتارم را برای محافظت از خودم در برابر خشن ترین واقعیت های تعصب نژادی تطبیق می دهم. این صرفاً به خاطر دوست داشتنی شدن نبود، بلکه برای گذر از جامعهای بود که اغلب صدای سیاهپوستان را کم ارزش میداند.
تغییر کد می تواند مانند پنهان شدن در یک دید ساده یا در سایه باشد که به افراد اجازه می دهد تا به طور یکپارچه در محیط های اجتماعی و فرهنگی مختلف ترکیب شوند و در عین حال هویت خود را حفظ کنند و احساس ایمنی را حفظ کنند.
منبع: lalesh aldarwish / Pexels
تغییر کد شکلی از افراد خوشایند است که عمیقاً در تجربیات بسیاری از افراد رنگین پوست گنجانده شده است. مفهوم سوئیچینگ کد می تواند به طرق مختلفی آشکار شود. با این حال، من روی زمانی تمرکز خواهم کرد که یک فرد رنگین پوست رفتار، گویش، گفتار، ظاهر و غیره خود را تغییر دهد تا با فرهنگ غالب سازگار شود. مانند زمانی که یک فرد رنگین پوست الگوهای گفتار خود را تغییر می دهد تا بیشتر “سفید” به نظر برسد. یا استفاده از نام های غربی یا تغییر تلفظ نام های قومی برای خوشایندتر شدن. حتی تنظیم لباس یا رفتار خود برای جا افتادن بیشتر در محیط های حرفه ای یا دانشگاهی. تغییر کد، در هسته خود، نوعی خوشایند مردم است، راهی برای جلوگیری از تضاد و جلب پذیرش.
در حالی که تغییر کد می تواند به عنوان یک مهارت ارزشمند در نظر گرفته شود، بسیاری از افراد رنگین پوست اغلب برای اجتناب از قضاوت های منفی، تبعیض یا خشونت، با فرهنگ غالب هماهنگ می شوند. از لحاظ تاریخی، سیاه پوستان در ایالات متحده از تغییر کد به عنوان مکانیزم بقا استفاده می کردند. در دوران خشونت آشکار نژادی و تبعیض سیستمی، اتخاذ گفتار و آداب فرهنگ غالب سفیدپوستان میتواند به معنای تفاوت بین مرگ و زندگی باشد. این میراث تغییر کد برای ایمنی فیزیکی امروزه همچنان پابرجاست، زیرا افراد رنگین پوست در فضاهایی که تعصبات و تعصبات نژادی هنوز در آن رشد می کنند، حرکت می کنند.
در محیط های حرفه ای و آکادمیک، بسیاری از رنگین پوستان به دلیل عدم ایمنی روانی، به تغییر کد ادامه می دهند. آنها اغلب با تبعیض و قضاوت مواجه میشوند، احساس فشار برای انطباق با هنجارهای سفید برای پذیرفته شدن، احترام گذاشتن یا حتی اجتناب از عواقب منفی دارند. این یک تجربه رایج در میان زنان سیاهپوست است که اغلب احساس میکنند باید جنبههایی از هویت خود را کماهمیت جلوه دهند تا آنها را بهعنوان شایسته و غیر تهدیدکننده درک کنند (جونز و شورتر گودن، 2003).
در حالی که این استراتژی می تواند امنیت روانی موقت را فراهم کند، افراد را در برابر نژادپرستی آشکار و تجاوزات خرد محافظت کند، در نهایت باعث آسیب می شود. تحقیقات نشان میدهد که عوارض روانشناختی تغییر کد شامل احساس عدم اصالت، سندروم فریبنده و فرسودگی شغلی است (Harvard Business Review، 2019). این ناهماهنگی می تواند احساس خود را تضعیف کند، رفتارهای خوشایند مردم را تداوم بخشد و به استرس و اضطراب مداوم کمک کند.
برای شروع پرداختن به این شکل از خوشایند مردم، افراد باید سفری را برای خودکاوی آغاز کنند. اولین قدم تصدیق عمل بدون قضاوت است. پیمایش در فضاهای عمدتاً سفید و حرفه ای به عنوان یک فرد رنگین پوست اغلب به یک تعادل پیچیده بین اصالت و ایمنی نیاز دارد. انتخاب تغییر کد می تواند یک حرکت استراتژیک برای موفقیت و حفظ خود در محیط هایی باشد که امنیت روانی به خطر افتاده است.
بسیار مهم است که بدانیم تغییر کد، اگرچه گاهی ضروری است، اما منعکس کننده خود واقعی یا ارزش کامل فرد نیست. مهم است که این فضاهای “ناامن” را با محیط هایی که در آن اصالت فرد پذیرفته شده و ارزشمند است، متعادل کنیم. تعامل با جوامع و افرادی که همه جنبه های هویت شما را پذیرفته اند، انعطاف پذیری روانی را تقویت می کند و اثرات مضر سازگاری مداوم را کاهش می دهد.
برای اعمال اصالت بدون به خطر انداختن مشاغل حرفه ای و امنیت روانی، افراد می توانند چندین استراتژی را به کار گیرند. درمان با سیستمهای خانواده درونی (IFS) میتواند به رسیدگی به بخشهایی از خود کمک کند که احساس میکنند مجبور به انطباق هستند، ترغیب شفقت به خود و ادغام این بخشها در یک کل منسجمتر (شوارتز، 1995).
تمرین های ذهن آگاهی نیز می توانند نقش حمایتی داشته باشند. با پرورش آگاهی لحظه حال، افراد می توانند بیشتر با احساسات و نیازهای واقعی خود هماهنگ شوند و در پاسخ به فشارهای خارجی، انگیزه خودکار تغییر کد را کاهش دهند (کابات زین، 1990). تمرینهای ذهن آگاهی میتوانند خودآگاهی و زندگی در لحظه را افزایش دهند
هنر درمانی می تواند خروجی قدرتمندی برای ابراز وجود و کاوش هویت فراهم کند. از طریق فرآیندهای خلاقانه، افراد می توانند پیچیدگی های تجارب و هویت خود را کشف و بیان کنند و ارتباط عمیق تری با خود واقعی خود ایجاد کنند. هنر درمانی فقط باید توسط هنردرمانگر آموزش دیده و دارای گواهینامه انجام شود تا از اثربخشی و ایمنی آن اطمینان حاصل شود. من هر کسی را که با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم می کند تشویق می کنم تا یک هنردرمانگر واجد شرایط پیدا کنند یا فرآیند خلاقانه خود را به عنوان نوعی خودکاوی و شفا شروع کنند.
در نهایت، یافتن جوامع حمایتی و مربیانی که برای خود واقعی ارزش قائل هستند و تأیید میکنند، میتواند تشویق و اعتبار لازم را برای رهایی از چرخه تغییر کد و خوشایند مردم فراهم کند. چنین شبکه های حمایتی می توانند این باور را تقویت کنند که خود واقعی فرد نه تنها قابل قبول است بلکه ارزشمند و ارزشمند است.
در نهایت، ضروری است که اذعان کنیم که عمل تعویض کد پاسخی معتبر به نابرابریهای سیستمی است. با این حال، ایجاد و جستجوی فضاهایی که در آن خود کامل و اصیل فرد بتواند در آن شکوفا شود، به همان اندازه مهم است. این رویکرد دوگانه نه تنها ماندگاری حرفه ای را حفظ می کند، بلکه بهزیستی روانی و رشد شخصی را نیز پرورش می دهد. متعادل کردن این پویایی ها هم بقای درون نظام های سرکوبگر و هم شکوفایی هویت واقعی را امکان پذیر می کند.
تغییر کد، اگرچه ابزاری ضروری برای پیمایش در محیطهای خاص است، اما اغلب نوعی عدم صداقت را تداوم میبخشد که میتواند اصالت شخصی را خفه کند. با درک این موضوع، سعی می کنم بیشتر از خود واقعی ام در تمام جنبه های زندگی ادغام کنم، حتی در فضاهایی که ممکن است احساس خطر کند. سفر در آغوش گرفتن اصالت، در حالی که هنوز یک کار در حال پیشرفت است، مستلزم بازیابی مداوم بخش هایی از خودم است که پنهان شده اند. این عمل که ریشه در شفقت و شجاعت به خود دارد، حس جامعتری از رفاه و صداقت را تقویت میکند.