[ad_1]

وقتی به روان پریشی فکر می کنم، تصویری از یک تابلوی نقاشی با قاب طلایی با رنگ هایی که همه در کنار هم پرواز می کنند در ذهنم ظاهر می شود. تجربه روان پریشی پیچیده است، اما تقریباً همیشه برخی از تغییرات ادراکی، چه در افکار، اطلاعات حسی، یا باورها را شعله ور می کند. تظاهرات رایج عبارتند از صداها، رویاها، باورهای غیرعادی و تفکر بی نظم. تعداد کمی از پدیده ها پیچیده تر هستند.
منابع روان پریشی با مجموعه ای از علل بالقوه، از جمله محرومیت از خواب، بیماری، مصرف مواد، شرایطی مانند اسکیزوفرنی و موارد دیگر در هم پیچیده است. نقش تروما در روان پریشی موضوعی است که تا حدودی بحث برانگیز است. مروری بر 68 مطالعه که تروما را در افراد مبتلا به روان پریشی اولیه ارزیابی می کرد، نشان داد که آنهایی که اولین دوره روان پریشی را تجربه می کنند، میزان ترومای دوران کودکی بسیار بالاتر از شرکت کنندگان معمولی در حال رشد دارند (ویلا-بادیا و همکاران، 2021).
گفته میشود، روانپزشکی سابقهای تاریک در سرزنش والدین دارد که به سنتهای روانکاوی برمیگردد، که زمانی فرض میکردند که اسکیزوفرنی ناشی از داشتن یک “مادر اسکیزوفرنوژن” است (Seeman, 2009). از آن روزها، چنین فرضیه هایی رد شده و باستانی تلقی شده اند. با این حال، پژواک آسیب هایی که این ایده ها به خانواده ها وارد می کند همچنان باقی است.
مدل استرس-دیاتز
یک مدل برجسته که تجربیات روان پریشی را توصیف می کند، مدل استرس-دیاتز است. این نظریه پیشنهاد میکند که روانپریشی زمانی رخ میدهد که افرادی که دارای آسیبپذیری ژنتیکی در برابر روانپریشی هستند، با سطحی از استرس مواجه میشوند که بر منابع آنها غلبه میکند. تحقیقات در مورد نقش هورمون استرس کورتیزول بر ساختار مغز، فرآیندهای التهابی و فعالیت انتقال دهنده های عصبی در افراد مبتلا به روان پریشی از این امر حمایت می کند (Pruessner et al., 2017).
در اینجا ذکر این نکته ضروری است که این بدان معنا نیست که مدل استرس-دیاتز بیان می کند که تجربیات آسیب زا فی نفسه باعث ایجاد روان پریشی می شوند. این بیشتر یک مفهوم است که ژنتیک یک “تفنگ” ضرب المثل را برای پتانسیل روان پریشی بار می کند و تجربیات دشوار ماشه را می کشند.
مطالعهای بر روی 76 فرد مبتلا به اختلال روانپریشی نشان داد که برای بسیاری از افراد، این تجربه ممکن است تحت تأثیر تجمع تروما باشد تا یک رویداد ترومایی منفرد (Zoromba، 2024). به طور غم انگیز، علائم و عوارض روان پریشی اغلب استرس زا و حتی آسیب زا هستند. پرسشهایی درباره اینکه این واقعیتها چگونه بر پیشرفت روانپریشی در افراد مبتلا به این تشخیصها تأثیر میگذارند، بیپاسخ مانده است.
اختلال استرس پس از سانحه با ویژگی های روان پریشی ثانویه
اگر چه در حال حاضر در آن گنجانده نشده است کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم متن اصلاح شدهبرخی از متخصصان و محققان پزشکی پیشنهاد کرده اند که یکی از مسیرهای روان پریشی ممکن است به عنوان بیان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) باشد. چنین ارائههایی ممکن است مستلزم هذیانها و توهمهای مرتبط با یک تجربه آسیبزا در گذشته باشد – به عنوان مثال، شنیدن صدای یک سوءاستفادهگر (کامپیان و همنر، 2019). چنین محققانی پیشنهاد می کنند که مؤثرترین روان درمانی برای این تظاهرات ممکن است درمان های مبتنی بر شواهد برای PTSD به جای داروهای ضد روان پریشی باشد.
از نظر تاریخی، پزشکان در استفاده از درمانهای متمرکز بر تروما در افرادی که روانپریشی را تجربه میکنند، با توجه به ترس از بیثبات کردن فرد، مردد بودهاند. با این حال، تحقیقاتی که قرار گرفتن در معرض طولانی مدت یا حساسیت زدایی حرکتی چشم و درمان پردازش مجدد، دو درمان مبتنی بر شواهد برای PTSD، در افراد مبتلا به PTSD که روانپریشی را تجربه میکنند، هیچ تشدید علامتی را در نتیجه درمان پیدا نکرد (وان دن برگ، 2016). کسانی که این درمان ها را دریافت کردند در مقایسه با گروه کنترل در لیست انتظار بهبود یافتند.
بسته شدن
تحقیقات بیشتری برای تعیین اینکه آیا PTSD با ویژگیهای روانپریشی ثانویه در واقع از سایر علل روانپریشی متمایز است یا خیر و بهترین روش ممکن برای درمان آن مورد نیاز است. بسیار مهم است که متخصصان از این تحقیق برای سرزنش خانواده ها برای رنجشان استفاده نکنند. رابطه بین تجربیات سخت و روان پریشی گل آلود است. با این حال، شواهد نشان می دهد که تروما ممکن است برای بسیاری در روان پریشی نقش داشته باشد. تشخیص و درمان این تروما ممکن است برای بهبودی در این موارد ضروری باشد.
[ad_2]