20:51 - 2024/09/15

آیا بچه های حوصله شادتر هستند؟ | روانشناسی امروز

[ad_1] می‌خواهم مقاله اخیر داربی ساکسبی در واشنگتن پست درباره فواید کسالت برای کودکان را توصیه کنم. او استدلال می کند که ما بیش از حد فرزندانمان را با هزینه هایی برای خودمان و آنها تربیت می کنیم. و او توصیه های بسیار خوبی در مورد پرورش کس...

آیا بچه های حوصله شادتر هستند؟ | روانشناسی امروز

[ad_1]

می‌خواهم مقاله اخیر داربی ساکسبی در واشنگتن پست درباره فواید کسالت برای کودکان را توصیه کنم.

او استدلال می کند که ما بیش از حد فرزندانمان را با هزینه هایی برای خودمان و آنها تربیت می کنیم.

و او توصیه های بسیار خوبی در مورد پرورش کسالت دارد:

یک راه عالی برای بی حوصلگی کودکان این است که آنها را به خانه یکی از اقوام بزرگتر ببرید و آنها را مجبور کنید به مکالمه طولانی بزرگسالان درباره اعضای خانواده که نمی شناسند گوش دهند. سفرهای روزانه به اداره پست یا بانک نیز می‌تواند فرصت‌های ارزشمندی برای کسالت ایجاد کند.

به نظر می رسد کودکی من است.

چرا بی حوصلگی را پرورش دهیم؟

دانشمندان علوم اعصاب نشان داده اند که یک ذهن خسته یک ذهن مشغول است. به فکر خودت باش وقتی در اتاق انتظار بدون تلفن آویزان می شوید (حتی یادتان می آید که در اتاق انتظار بدون تلفن خود آویزان بودید؟)، ابتدا اجازه می دهیم چشمانمان سرگردان شود. ما ادبیات تصادفی را انتخاب می کنیم و شاید چیزی در مورد برنامه های واکسن یا مراقبت های دندانی یا سرطان روده بزرگ یاد بگیریم.

سپس، چشمان ما شروع به سرگردانی روی همنوعان خود می کند. ما متوجه می شویم که آنها چه چیزی می پوشند. ما در مورد روابط آنها تعجب می کنیم. ما در سکوت از والدین آنها انتقاد می کنیم یا آنها را تحسین می کنیم.

اغلب ما به روابط خود و تعاملاتی که با دیگران داشته ایم فکر می کنیم.

همه این موارد ارتباطات را در ذهن ما تثبیت می کند، آگاهی اجتماعی را افزایش می دهد و دانش را بهبود می بخشد. بچه ها یاد می گیرند و بچه ها به دیگران فکر می کنند؟ اینها چیزهایی است که بیشتر والدین آرزوی آنها را برای فرزندان خود دارند.

دوم، جراح عمومی ایالات متحده اخیراً هشدار داده است که والدین به طور ناپایدار سطح بالایی از استرس را احساس می کنند. بخشی از آن به دلیل عدم حمایت از خانواده ها است – برنامه کاری غیر منعطف، مراقبت از کودکان غیرقابل هزینه، و فقدان روابط نزدیک بزرگسالان. یک شکل اضافی از استرس، استانداردهای غیر منطقی بالایی است که برای خود و والدین خود داریم. مامانم فوق العاده بود او همچنین پنج فرزند داشت. به وضوح به یاد دارم که او به ما سنگ و چسب و رنگ می داد تا با آنها بازی کنیم و به ما می گفت آدم های سنگی بسازیم. یادم می آید که او ما را از در پشتی بیرون انداخت و ما را فرستاد تا همسایه ها را بیاوریم و یک بازی کیک بال را شروع کنیم. قطعا قایق رانی و قایقرانی و کمپینگ و پیاده روی خانوادگی و دیدار با اقوام و وقت گذرانی با تماشای تلویزیون را به خاطر دارم.

چیزی که من به یاد ندارم این است که پدر و مادرم بازی می کردند ما بازی با ما خانواده ما بازی هایی را انجام می دادند که همه دوست داشتیم، اما این یک فعالیت متمرکز بر کودک نبود، شب بازی خانوادگی بود. به این تضاد توجه کنید. پدر و مادرم بلوک می‌خریدند و ما در اتاق نشیمن با آنها بازی می‌کردیم در حالی که آنها چمن را تمیز می‌کردند یا می‌پزیدند یا چمن‌زنی می‌کردند. من و شوهرم روی زمین نشستیم و با پسرانمان برج های کا-بوم ساختیم. بچه های من حوصله نداشتند. اما من و شوهرم به نوعی بودیم. اجازه دادن به آن‌ها برای بازی کردن به تنهایی چیزی بسیار متفاوت به آنها می‌آموزد تا اینکه ما فعالیت را برای آنها ساختار دهیم، بنابراین آنها همیشه به چالش کشیده می‌شدند و درگیر بودند. مثل اینکه چگونه خودشان را سرگرم کنند.

دکتر لیندا کالدول چندین دهه است که در مورد کسالت مطالعه کرده است. یکی از عملکردهای مهم بی حوصلگی این است که به شما امکان می دهد یاد بگیرید چه نوع کارهایی را دوست دارید و چه کارهایی را دوست ندارید. علاوه بر این، شما را تشویق می کند تا چیزهای جدید را امتحان کنید و محیط خود را متناسب با خودتان ساختار دهید.

برای مثال، برادرم که یک معلم است، به من می‌گوید که چیزی که بچه‌ها برای تبدیل شدن به کتاب‌خوان‌های مسلط به آن نیاز دارند این است که به خواندن بی‌صدا پایدار بپردازند. به عبارت دیگر، آنها باید کتابی در دست داشته باشند و به راه خود ادامه دهند. این یک مهارت است. چه زمانی این کار را انجام می دهند؟ اغلب به این دلیل که کار دیگری برای انجام دادن ندارند، جذاب تر و کمتر تلاش می کند. و زمانی این کار را به بهترین نحو انجام می دهند که بتوانند کتاب هایی را که واقعاً دوست دارند انتخاب کنند. پسرم در یک سفر طولانی با ماشین برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگش خواننده ای مسلط شد. یک کتاب کمیک کالوین و هابز را به او دادم. شش ساعت بعد او هنوز داشت ورق می زد.

دکتر کالدول یک تغییر فرهنگی واقعی را در فرصت های کودکان برای شکل دادن به تجربیات خود در چند دهه اخیر مشاهده کرد. در جوامع سنتی، کودکان زمان زیادی را با بزرگسالان می گذرانند، اما درگیر کمک یا مشاهده هستند. بازی با همسالان و معمولاً تحت نظارت است. بچه‌های بومر تجربیات مشابهی داشتند، به این ترتیب که ما زمان زیادی را صرف نظارت و ایجاد تجربیات خود کردیم – و از بی حوصلگی شکایت کردیم. همانطور که کودکان بیشتری در مراکز مراقبت روزانه تحت نظارت بزرگ می شدند، زمان بیشتری را صرف این می کردند که بزرگسالان زمان خود را شکل دهند. این امر به ویژه در مراقبت با کیفیت بالا صادق است. زمان داستان. زمان چرت زدن زمان ورزش. زمان رنگ آمیزی زمان موسیقی. همه آنها در بلوک‌های کوچک زمانی اضافه می‌شوند تا تعامل را به حداکثر برسانند و خستگی را کاهش دهند.

کودکان در سن مدرسه در تمام طول روز در زمان سازماندهی شده بزرگسالان شرکت می کنند. از آنجایی که اکثر والدین اکنون کار می کنند، بچه ها اغلب در برنامه های بعد از مدرسه هستند که فعالیت های آنها را نیز ساختار می دهد.

وقتی در نهایت به آنها اجازه دادیم بعد از مدرسه از خودشان مراقبت کنند، آیا تعجبی ندارد که آنها مهارت لازم برای یافتن فعالیت هایی را که واقعاً دوست دارند ندارند؟ یا اینکه آنها به پیمایش، بازی های ویدیویی یا سایر فعالیت هایی که پتانسیل آسیب رساندن بیشتری دارند متمایل می شوند؟ یا اینکه واقعاً خودشان نمی دانند چه چیزی را دوست دارند؟

تعادل بی حوصلگی و فرصت، زمینه خوبی برای والدین است تا تمایل مشتاقانه خود را برای کمک به رشد کودکان متمرکز کنند. چگونه می‌توانیم بچه‌ها را تشویق کنیم تا کارهایی را که دوست دارند انجام دهند پیدا کنند – با عروسک‌ها بازی کنند، کتاب بخوانند، نقاشی بکشند، به ابرها خیره شوند، بازی‌های رایانه‌ای بسازند، یا با دوستان غیبت کنند؟

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان