[ad_1]

صداقت فصل اول کتاب خرد است. – توماس جفرسون
من به عنوان یک روانشناس ، فرض می کنم که همه مشتری های من در مقطعی به من دروغ می گویند. اگرچه این ممکن است شگفت آور به نظر برسد ، تحقیقات نشان می دهد که مشتری ها برای دروغ گفتن به درمانگران خود بسیار رایج است (و به طور کلی افراد دروغ می گویند). به عنوان مثال ، در یک نمونه بزرگسالان از 547 بزرگسال در روان درمانی ، 93 ٪ از دروغ گفتن به درمانگر خود در مقطعی گزارش دادند (بلانچارد و فاربر ، 2015).
حقیقت این است که صادق بودن – اول با خود و سپس با شخص دیگری – سخت است. برای آگاهی ، اعتماد و عزت نفس بسیار زیادی طول می کشد تا با یک درمانگر کاملاً صادق باشد.
انواع مختلفی از دروغ ها وجود دارد که نشان دهنده سطوح مختلف آگاهی ، قصد فریب و انگیزه هایی برای گفتن حقیقت نیست. بعضی اوقات مشتری عمدا دروغ با بیان اظهارات دروغین با هدف این که درمانگر خود را باور کند که آنها درست هستند. این دروغ ها تلاش برای متقاعد کردن درمانگر به چیزی که نادرست است – و مشتری آن را می داند (به دائر ycl المعارف فلسفه استنفورد مراجعه کنید). زمان های دیگر ، مشتری ها دروغ گفتن، به این معنی که آنها قادر به پذیرش حقیقت برای خودشان نیستند ، بنابراین آنها سهواً به درمانگر خود دروغ می گویند. به عنوان انسان ، ما اغلب با ایمان به چیزی دروغ یا امتناع از اعتقاد به چیزی واقعی ، به خودمان دروغ می گوییم (وارن ، 2014). هنگامی که ما این کار را انجام می دهیم ، بدون هیچ گونه قصد گمراه کردن آنها به افراد دیگر منتقل خواهیم شد زیرا ما در واقع دروغ هایی را که پخش می کنیم اعتقاد داریم (ماهون ، 2008). سرانجام ، هر دو دروغگویی و خود فریب تا حدودی متفاوت هستند مخفی نگه داشتن بعضی اوقات مشتری ها آماده نیستند تا چیزی را با درمانگر خود به اشتراک بگذارند. آنها عمداً از اطلاعات خودداری می کنند ، اما لزوماً سعی نمی کنند درمانگر را باور کنند که چیزی که می داند نادرست است – آنها اطلاعات را حذف نمی کنند زیرا آنها نمی خواهند در مورد آنها صحبت کنند یا چیزی را تصدیق کنند (Slepian ، Chun ، & Mason ، 2017).
در درمان ، مراجعین ممکن است از تمام این نوع دروغ ها استفاده کنند-عمدت ، خودشان و اسرار نگه داشتن اسرار-در جلسه (Curtis & Hart ، 2019).
8 دلیل مشترک ممکن است مشتری ها به درمانگر خود دروغ بگویند
- مدیریت برداشتبشر غالباً ، مشتری ها می خواهند به نظر برسند یا سالم تر از آنچه در واقع احساس می کنند به نظر برسند. به عنوان مثال ، بسیار متداول است که مشتری ها به حداقل رساندن پریشانی و شدت علائم به درمانگر خود به حداقل برسند.
- احساس شرمندگی احساس شرم شخصی از کاری که انجام داده اند یا تجربه کرده اند که به اشتراک گذاشتن فوق العاده دردناک است ، یک دلیل شایع برای دروغ گفتن است.
- ترس از عواقب بعضی اوقات گفتن حقیقت منجر به مکالمات دشوار یا مداخلات درمانی می شود. به عنوان مثال ، اعتراف به یک درمانگر مبنی بر اینکه شخصی احساس خودکشی می کند می تواند منجر به پیگیری یا حتی بستری شود.
- تمایل به رضایتبشر خواستار تأیید یک درمانگر و فکر کردن که اگر درمانگر واقعاً حقیقت را می دانست ، دیگر آنها را دوست ندارند دلیل مشترک دروغ گفتن است.
- برای حفظ کنترلبشر برخی از مشتری ها می خواهند احساس کنند که این قدرت را دارند که به اشتراک نگذارند زیرا احساس امنیت ، هیجان انگیزتر یا جالب تر است.
- انکاربشر هنگامی که مشتری نمی تواند چیزی را به خودشان بپذیرد ، احتمالاً آنها دروغ را برای درمانگر خود گسترش می دهند.
- مسائل اعتمادبشر اعتماد به اینكه افراد دیگر می توانند حقیقت را بشنوند و به كار با آنها ادامه ندهند ، از آنها حمایت كنند یا مراقبت كنند.
- تنش در رابطه درمانی خودبشر بعضی اوقات مشتریان در مورد مسائلی که با درمانگر خود دارند ، به درمانگر خود دروغ می گویند. به عنوان مثال ، به اشتراک گذاشتن این که مشتری از نظر جنسی مورد توجه جنسی قرار می گیرد یا از نحوه پیشرفت این درمان می تواند بسیار دشوار باشد – حتی وقتی درمانگر باز است و مایل به صحبت در مورد هر چیزی است.
دروغ گفتن به درمانگر شما چگونه بر درمان تأثیر می گذارد؟
علیرغم اینکه چقدر رایج است ، دروغ گفتن می تواند عواقب منفی برای درمان داشته باشد (هارت ، بارنت ، و کورتیس ، 2024). این امر محدود می کند که یک درمانگر مشتری را به خوبی درک می کند ، که به طور کلی منجر به مفهوم سازی موردی و برنامه ریزی درمانی کمتر می شود. این می تواند پیشرفت درمانی را به تأخیر بیندازد زیرا درمانگر ممکن است روی موضوعات اشتباه متمرکز شود ، از استراتژی های ناکارآمد استفاده کند یا از آنچه در چارچوب فعلی کار نمی کند ، آگاه باشد. در دراز مدت ، این می تواند اتلاف وقت و هزینه باشد ، هم برای مشتری و هم برای درمانگر.
دروغ گفتن همچنین می تواند بر روابط درمانی تأثیر منفی بگذارد. اعتماد و صداقت در هسته هر اتحاد درمانی قرار دارد و در صورت کشف دروغ یا مشکوک ، می تواند ارتباط را تضعیف کند. این می تواند به مسائل اصلی از دست رفته که برای بهبودی لازم است منجر شود. دروغ گفتن ممکن است منجر به اجتناب از برخی از مهمترین (و دردناک ترین) مبارزات عاطفی مشتری شود که باعث ایجاد مشکلات اصلی سلامت روانی آنها می شود. رابطه درمانی الگویی برای صمیمیت است و می تواند به عنوان یک تجربه مهم تصحیح تجربی باشد. اگر مشتری در جلسه دراز بکشد ، احتمالاً در روابط خود در خارج از جلسه همین کار را انجام می دهند.
سرانجام ، دروغ گفتن به یک درمانگر می تواند خطرناک باشد. اگر مشتری در مورد شدت علائم سلامت روانی خود ، مانند مصرف مواد مخدر ، دروغ بگوید ، می تواند آنها را در معرض وخیم تر شدن علائمی قرار دهد که در معالجه مورد توجه قرار نمی گیرند.
حقیقت برهنه این است
دروغگویی عمدی ، خود فریب و نگه داشتن اسرار در درمان عادی است. اینکه چگونه یک درمانگر این مسائل را برطرف می کند ، واقعاً به آنچه که معتقدند در آن لحظه از زمان به نفع مشتری است بستگی دارد. همه ما مراحل رشد را به عنوان انسان داریم و مواقعی وجود دارد که می دانیم چیزی درست است اما هنوز آماده پذیرش آن به شخص دیگری نیستیم. به گفته این ، من هر کسی را در درمان تشویق می کنم تا حد ممکن با درمانگر خود صادق و باز باشد.
کپی رایت Cortney S. Warren ، دکتری ، ABPP.
توجه: این محتوا فقط برای اهداف اطلاع رسانی و آموزشی است و نباید درمانی یا هر نوع درمان در نظر گرفته شود. من نمی توانم برای مشاوره از طریق اینترنت به درخواست های شخصی پاسخ دهم. بهترین سفر در ادامه سفر شما.
برای یافتن یک درمانگر ، به روانشناسی امروز دایرکتوری درمانی.
[ad_2]