[ad_1]

آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا ایستادن در مقابل خود بسیار سخت است ، حتی وقتی می دانید که باید؟ اگر تنظیم مرزها احساس ناراحتی – یا حتی غیرممکن – شما تنها نیستید. مانند خیلی ها ، احتمالاً هرگز به این لطف اجازه نمی دادید که نیازهای خود را تشخیص دهد. اگر به دلیل تغییر روحیه والدین یا متناسب با عصبانیت ، باید هوشیار بمانید ، به نیازهای عاطفی والدین ناسازگار بپردازید ، یا به روشی خاص برای دوست داشتن اجرا کنید ، هرگز این فرصت را پیدا نکردید که یاد بگیرید که چگونه دیگران با شما رفتار می کنند خوب است. شما برای تلاش برای لمس عشق ، کاری را که باید انجام می دادید انجام می دادید.
اینگونه است که تروما و مرزها از هم جدا می شوند: تنظیم مرزها می تواند ترس از دوست نداشتن ، از برچسب زدن به چشمگیر یا هیستریک ، از رها شدن ، تمسخر یا گازسوز را لاغر کند. به عبارت دیگر ، این می تواند ترس از اینکه به ما گفته شود ما مشکل داریم. این ترس انگیزه ما را به سمت بیش از حد ، نگویم نه ، و از ایستادن برای خودمان جلوگیری می کند.
مردم خوشایند می توانند شما را بیمار کنند
این ناتوانی در گفتن نه ، بیش از حد لذت بخش و بیش از حد در تلاش برای اثبات شایستگی ما-احساس می کنیم که در آخر ، دوست داشتنی هستیم-پس از مطالعه ، با سلامت مادام العمر ضعیف تر گره خورده است. در یک یافته کاملاً واضح ، زنانی که از مردم لذت می برند ، می ترسند از خودشان صحبت کنند ، بیشتر احتمال دارد که بیماری های خود ایمنی را بروز کنند و حتی زودرس بمیرند. به نظر می رسد بدن تلاش ما را برای ایجاد مرزها حس می کند و ما خود را برای نیازهای دیگران قربانی خواهیم کرد ، استرس آنها را تحمل می کنیم ، مشکلات آنها را برطرف می کنند ، روحیه آنها را جذب می کنند و به جای صدا و تمایل به خودمان ، اختلال در تنظیم آنها را تسکین می دهند. سرانجام ، بدن ما از محافظت از ما جلوگیری می کند ، درست همانطور که ما از محافظت از خودمان دست کشیدیم.
ما ممکن است خیلی طولانی تحمل کنیم زیرا نمی خواهیم مردم را از دست بدهیم. اما یک روز ، سرانجام از خواب بیدار می شویم و شروع می کنیم به خودمان بپرسیم ، اگر انتخاب بین راحتی ساکت و شجاعت خود صدای بلند است ، واقعاً می خواهیم انتخاب کنیم؟
آرامش خاطر ما – و سلامتی ما – ممکن است به گوش دادن به آن صدایی بستگی داشته باشد که برای ما زمزمه می کند که وقت آن است که خطوط جدیدی را در شن و ماسه بکشیم. بنابراین ، از کجا شروع می کنید؟
با این 9 قدم شروع کنید تا از مردم لذت بخش خلاص شوید
- متوقف کردن بیش از حد. لازم نیست خودتان را توضیح دهید وقتی نمی خواهید به جایی بروید یا کاری انجام دهید یا با کسی درگیر شوید – یا وقتی می خواهید کاری انجام دهید تا به جای آن از شما مراقبت کند. یک “نه” یا “من نمی توانم” یا “من الان در دسترس نیستم” یا “من در حال حاضر باید X را انجام دهم” کافی خواهد بود.
- به خودتان اجازه دهید مردم را ناامید کنید. این کار شما نیست که همه را در مسیر خود نگه دارید یا همه را خوشحال نگه دارید. اگر مردم احساس کمبود می کنند یا وقتی که برای کمک به مسائل بزرگ و کوچک به آن نمی پرید ، تعجب می کنند ، به خود یادآوری کنید که به آنها فرصتی می دهید تا یاد بگیرند که چگونه رشد کنند و به نیازهای خودشان تمایل داشته باشند.
- با روابط محیطی در زندگی خود شروع کنید. فقط با یک نفر تغییرات میکرو را در نظر بگیرید-همسایه که سگ خود را در حیاط شما می گذارد ، قانونی که در خانه شما قدم می زند بدون اینکه می کوبد و تلویزیون را روشن می کند ، دوستی که همیشه چهل و پنج دقیقه دیر ظاهر می شود ، همکار که گلدان قهوه را بدون شروع یک تولید آبجو جدید خالی می کند. هرچه سابقه ای کمتر پیچیده با کسی داشته باشید ، صحبت کردن و گفتن “من نمی خواهم با این روش صحبت شود” ، یا “دفعه بعد ، تماس بگیرید” ، یا یک یادداشت پس از آن را ترک کنید: “اگر گلدان قهوه را خالی می کنید ، دوباره پر کنید!”
- دیگر از گفتن “ببخشید” دست بردارید. به جای گفتن ، “متاسفم ، من …” برای همه شرایط ، عباراتی مانند “باید امیدوارم که شما درک کنید …” یا ، به سادگی ، “متشکرم که درک می کنید …” آن را امتحان کنید. این جایگزینی ساده می تواند تغییرات قدرتمندی در روابط پیچیده ایجاد کند.
- راه خود را به سمت تغییرات بزرگتر در روابط پیچیده کار کنید. هنگامی که سابقه روابط شما پیچیده تر است و احساسات بیشتر می شود ، چیزهایی که والدین ، شریک زندگی یا خواهر و برادر می گویند یا از آنها درخواست می کنند می توانند از نظر عاطفی به مراتب تر باشند. شما می دانید که این افراد در زندگی شما چه کسانی هستند ، زیرا وقتی در اطراف آنها هستید ، خود را در حال قدم زدن روی پوسته های ضرب المثل می بینید ، و نیم منتظر آنها می شوید تا برخی از اظهار نظر یا نقد را از بین ببرید که باعث می شود احساس کمبود شود. به خود یادآوری کنید که وقتی مردم به طور مکرر با شما اینگونه رفتار می کنند ، به شما نشان می دهند که چه کسانی هستند و این وظیفه شماست که به آنها نشان دهید که شما کسی هستید که اجازه این رفتار را نمی دهد.
- توجه کنید که در بدن خود چه احساسی دارید. اگر فکر ابراز خود با یک شخص خاص باعث می شود که تمام بدن شما احساس تنش ، شارژ یا اضطراب کند ، احتمالاً چیزی بسیار عمیق و قدیمی وجود دارد که باید به آن توجه بیشتری کنید. پزشک گابور میت ، رهبر تروما و سلامت روان ، می گوید: “هیچ ماشه ای نمی تواند این کار را انجام دهد مگر اینکه شما از گذشته هزینه انفجاری را تحمل کنید”. همسر می گوید: “هیچ کس بیشتر از افرادی که به دنبال عشق و پشتیبانی هستید ، به شما تحریک نمی کند و به آنها اعتماد می کنید.” احساسات از کودکی. “
- به داخل بروید تا ارتباط بین حال و گذشته خود را بررسی کنید. وقتی می خواهید افرادی را که به شما احترام نمی گذارند خوشحال کنید ، احتمالاً به این دلیل است که این پویا موقعیت های مشابهی را که در آن می خواستید عشق پیدا کنید ، بازآفرینی می کند اما به عنوان یک کودک نمی توانستید. شاید شما والدینی داشته باشید که به شما كاهش یافته یا به شما خشمگین شده است ، و وقتی احساسات را نشان دادید ، یا سعی کردید برای خود بایستید – آرزو می کنید دوست داشته باشید به روشی که کودک نیاز به دوست دارد – آنها به شما گفتند که شما مشکل هستید ، شما بیش از حد نیازمند ، بیش از حد حساس ، بیش از حد خودخواه بودید. هنگامی که این اتفاق به عنوان یک کودک اتفاق می افتد ، ما به عقب برمی گردیم و موقعیت های مشابهی را بازآفرینی می کنیم ، به این امید که در آخر خود یک خود جدید را برای بازنویسی یک پویا قدیمی به ارمغان بیاوریم. اما ما نمی دانیم چگونه. ما آن عضله عاطفی را ساخته ایم. ما هرگز این فرصت را پیدا نکردیم.
- مرزهای خود را تنظیم و نگه دارید. مرزها راه شما برای خود جدید است. در اینجا چند عبارات برای کمک به شما در انجام گام های کوچک در جهت بیان خود و نیازهای خود وجود دارد.
- به جای اینکه بلافاصله به یک اظهار نظر زیربنایی پاسخ دهید ، مکث کنید ، و اجازه دهید کمی سکوت بماند ، سپس بگوید ، “این زیر استاندارد من برای پاسخ است.”
- “این احساس خوبی نداشت. این قصد شما بود؟ “
- “من آنچه را که شما فقط گفتید دوست ندارم. آیا می توانید آن را به روش دیگری به اشتراک بگذارید؟ “
- “من شما را دوست دارم و این رابطه برای من مهم است. بیایید این موضوع را مجدداً مورد بررسی قرار دهیم وقتی می توانید روشی محترمانه تر برای برقراری ارتباط با من پیدا کنید. “
- فارغ التحصیل شجاعت دوست داشتن. بگذارید مردم بگویند ، احساس کنند ، احساس کنند و آنچه را که در مورد شما می خواهند فکر کنند ، می دانند که پیش بینی های آنها از شما هیچ ارتباطی با کسی که واقعاً هستید نیست.
داشتن مرزهای جدید اغلب اولین نشانه ای است که ما در حال بهبودی خود هستیم. با شروع ، اهداف خود را کوچک و واقع بینانه نگه دارید. و همیشه با دلسوزی برای شما ، برای همه خود که تا به حال بوده اید ، به خانه خود ادامه دهید. شجاعت طول می کشد تا به خودی خود تبدیل شوید.
[ad_2]