08:02 - 2026/06/15

آیا بدن واقعاً پس از تروما همه چیز را به خاطر می‌ سپارد؟ بازگشت دوباره ایده ردشده «خاطرات سرکوب‌ شده» به مرکز توجه

پژوهشگران هشدار می‌دهند که باور به ذخیره شدن خاطرات سرکوب‌شده در بدن، با وجود تردیدهای علمی گسترده، بار دیگر در حال گسترش است. بررسی جدیدی به نقد کتاب «بدن همه چیز را به خاطر می‌سپارد» و پیامدهای آن برای درک تروما و حافظه می‌پردازد.

آیا بدن واقعاً پس از تروما همه چیز را به خاطر می‌ سپارد؟ بازگشت دوباره ایده ردشده «خاطرات سرکوب‌ شده» به مرکز توجه

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ آیا بدن واقعاً پس از تروما «همه چیز را به خاطر می‌سپارد»؟ بازگشت دوباره ایده ردشده «خاطرات سرکوب‌شده» به مرکز توجه

اگر در شبکه‌های اجتماعی یا گفتگوهای روزمره شنیده باشید که کسی در واکنش به مشکلات فردی می‌گوید: «بدن همه چیز را به خاطر می‌سپارد»، احتمالاً با یکی از رایج‌ترین مفاهیم مرتبط با تروما در سال‌های اخیر روبه‌رو شده‌اید.

برای بسیاری از افراد، این عبارت راهی برای توصیف تأثیرات جسمانی استرس و تروما بر بدن در شرایط «جنگ یا گریز» محسوب می‌شود. با این حال، پژوهشگران هشدار می‌دهند که گسترش این ایده ممکن است باعث سوءبرداشت‌های علمی درباره نحوه عملکرد حافظه و تروما شود.

کتابی که نگاه عمومی به تروما را تغییر داد

استفاده گسترده از عبارت «بدن همه چیز را به خاطر می‌سپارد» نشان‌دهنده نفوذ چشمگیر کتاب غیرداستانی «The Body Keeps the Score» اثر روانپزشک هلندی، بسل ون در کولک (Bessel van der Kolk) است؛ کتابی که از زمان انتشار در سال ۲۰۱۴ نزدیک به شش سال در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار داشته است.

اما با گسترش محبوبیت این ایده، مفهوم اصلی آن نیز ساده‌سازی شده است.

در واقع، این کتاب تنها ادعا نمی‌کند که تروما بر بدن اثر می‌گذارد؛ بلکه بر ادعایی بسیار بحث‌برانگیزتر تکیه دارد: اینکه خاطرات آسیب‌زا در بدن ذخیره می‌شوند و برای حافظه آگاهانه قابل دسترس نیستند.

این همان ایده «خاطرات سرکوب‌شده» است؛ مفهومی که سابقه‌ای طولانی و جنجالی در روانشناسی دارد.

جنگ‌های حافظه؛ یکی از بزرگ‌ترین مناقشات علمی دهه ۱۹۹۰

در دهه ۱۹۹۰، مفهوم خاطرات سرکوب‌شده موجب شکل‌گیری اختلاف علمی گسترده‌ای شد که به «جنگ‌های حافظه» (Memory Wars) شهرت یافت.

در آن زمان، متخصصان بالینی و پژوهشگران حافظه بر سر این موضوع اختلاف داشتند که آیا رویدادهای آسیب‌زا می‌توانند به‌طور کامل از حافظه آگاهانه حذف شوند و سپس سال‌ها بعد در جریان روان‌درمانی بازیابی شوند یا خیر.

ایده اصلی که ریشه در نظریه‌های روان‌تحلیلی داشت، این بود که تجربه‌های شدیداً آسیب‌زا آن‌قدر طاقت‌فرسا هستند که ذهن به‌صورت ناخودآگاه آن‌ها را سرکوب می‌کند تا از فرد محافظت شود. در نتیجه، خاطره از آگاهی حذف می‌شود اما همچنان علائم روانشناختی ایجاد می‌کند.

پس از بیش از یک دهه پژوهش که تردیدهای جدی درباره اعتبار سرکوب حافظه به‌عنوان یک سازوکار قابل اتکا مطرح کرد، بسیاری از دانشمندان تصور می‌کردند این بحث به پایان رسیده است.

بازگشت دوباره ایده خاطرات سرکوب‌شده

با این حال، ایده خاطرات سرکوب‌شده بار دیگر در حال بازگشت است.

امروزه ادعا تنها این نیست که خاطرات آسیب‌زا سرکوب می‌شوند؛ بلکه گفته می‌شود بدن این خاطرات را در خود ذخیره می‌کند و این خاطرات ذخیره‌شده بعداً از طریق علائم جسمانی ظاهر می‌شوند.

بر اساس دیدگاهی که در کتاب «بدن همه چیز را به خاطر می‌سپارد» مطرح شده، درمان زمانی اتفاق می‌افتد که این خاطرات پنهان از طریق روش‌های مختلف آزاد یا یکپارچه شوند.

در این چارچوب، درمان‌هایی مانند یوگا، درمان‌های کمکی مبتنی بر مواد روانگردان و تصویرسازی هدایت‌شده به‌عنوان ابزارهایی برای دسترسی به این خاطرات معرفی می‌شوند؛ رویکردهایی که بسیاری از آن‌ها از پشتوانه علمی کافی برخوردار نیستند.

علاوه بر این، تجربه‌های آسیب‌زا به‌عنوان عواملی توصیف می‌شوند که می‌توانند سیستم عصبی را به شکلی پایدار دچار اختلال کنند؛ حتی فراتر از آنچه فرد به‌طور آگاهانه به یاد می‌آورد.

این دیدگاه تأثیر قابل توجهی بر برداشت عمومی جامعه از مفهوم تروما داشته است.

تروما چگونه بر بدن اثر می‌گذارد؟

پژوهشگران تأکید می‌کنند که نقد آنان به معنای انکار تروما یا تأثیر آن بر بدن نیست. نگرانی اصلی به نحوه ارتباط این موضوع با حافظه مربوط می‌شود.

در جامعه علمی توافق گسترده‌ای وجود دارد که استرس، که اغلب با تجربه‌های آسیب‌زا همراه است، می‌تواند سطح هورمون‌هایی مانند آدرنالین، نورآدرنالین و کورتیزول را تغییر دهد و از این طریق سایر سیستم‌های بدن را تحت تأثیر قرار دهد.

این تغییرات ممکن است موجب افزایش فشار خون، تأثیر بر میل جنسی و تغییر احساس امنیت یا ناامنی فرد نسبت به محیط پیرامون شود.

در برخی افراد، تروما می‌تواند به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) منجر شود؛ اختلالی که با علائم جسمانی متعددی از جمله تهوع، حملات پانیک، دشواری در تنفس، اختلال خواب و خستگی ناشی از حالت دائمی هوشیاری و مراقبت همراه است.

حافظه چگونه عمل می‌کند؟

برخلاف تصور رایج، حافظه مانند یک دستگاه ضبط نیست که بتوان وقایع را دقیقاً همان‌طور که رخ داده‌اند دوباره پخش کرد.

دهه‌ها پژوهش نشان داده‌اند که حافظه زندگی‌نامه‌ای یا خاطرات شخصی، هر بار که رویدادی به یاد آورده می‌شود، بازسازی می‌گردد.

این بدان معناست که شرایط فعلی فرد، اطلاعات جدید، احساسات و حتی انتظارات دیگران می‌توانند بر نحوه یادآوری رویدادها تأثیر بگذارند. در نتیجه، خاطرات ممکن است دچار تغییر یا تحریف شوند.

به همین دلیل، برخی تکنیک‌های درمانی تلقین‌پذیر مانند هیپنوتیزم یا تصویرسازی هدایت‌شده می‌توانند زمینه ایجاد خاطرات نادرست را فراهم کنند.

سازمان‌های معتبر حرفه‌ای از جمله انجمن روانشناسی آمریکا (APA) و انجمن روانشناسی بریتانیا بارها هشدار داده‌اند که روش‌های درمانی طراحی‌شده برای بازیابی خاطرات مدفون ممکن است به شکل‌گیری خاطرات کاذب منجر شوند.

درمان‌های جایگزین و چالش‌های موجود

کتاب «بدن همه چیز را به خاطر می‌سپارد» طیف وسیعی از روش‌های درمانی را به‌عنوان جایگزین درمان‌های رایج PTSD معرفی می‌کند؛ از جمله یوگا و سایکودراما (Psychodrama)، روشی که در آن فرد از طریق ایفای نقش، تجربه آسیب‌زا را بازآفرینی می‌کند.

برخی از این روش‌ها ممکن است برای برخی افراد مفید باشند. برای مثال، انجام یوگا در صورت ابتلا به PTSD و احساس کاهش استرس، لزوماً مشکلی ایجاد نمی‌کند.

اما چالش زمانی آغاز می‌شود که ادعا شود این تکنیک‌ها قادرند افراد را به خاطرات سرکوب‌شده دسترسی دهند.

پژوهشگران هشدار می‌دهند که چنین ادعاهایی می‌توانند مورد سوءاستفاده قرار گیرند.

نمونه‌هایی از تبلیغات اخیر در شبکه‌های اجتماعی ادعا می‌کنند که کابوس‌ها یا مشکلات خواب ممکن است ناشی از تروماهای گسترده‌ای باشند که فرد هیچ خاطره‌ای از آن‌ها ندارد. سپس از طریق آزمون‌های آنلاین کوتاه، کاربران به برنامه‌های آموزشی یا مربیگری مبتنی بر تروما هدایت می‌شوند که مستلزم پرداخت هزینه هستند.

روانگردان‌ها و MDMA؛ امید یا نگرانی؟

در سال‌های اخیر، بسل ون در کولک و برخی دیگر از پژوهشگران توجه خود را به درمان‌های کمکی مبتنی بر مواد روانگردان معطوف کرده‌اند.

موادی مانند MDMA و سیلوسایبین (Psilocybin) در مطالعات کنترل‌شده نتایج امیدوارکننده‌ای نشان داده‌اند و به نظر می‌رسد مسیرهای عصبی مغز را تحت تأثیر قرار دهند؛ اگرچه سازوکار دقیق عملکرد آن‌ها هنوز به‌طور کامل مشخص نشده است.

با این حال، از منظر حافظه نگرانی‌های مهمی وجود دارد.

مطالعات نشان می‌دهند مواد روانگردان می‌توانند افراد را تلقین‌پذیرتر کنند؛ به این معنا که احتمال بیشتری دارد ایده‌ها یا روایت‌های مطرح‌شده از سوی دیگران را به‌عنوان حقیقت بپذیرند.

همچنین این مواد احساس قدرتمندی از واقعی بودن تجربه ایجاد می‌کنند.

ترکیب این دو عامل می‌تواند خطرناک باشد؛ زیرا فرد ممکن است خاطره‌ای نادرست را تجربه کند اما کاملاً متقاعد شود که آن رویداد واقعاً رخ داده است.

گزارش‌های اولیه نیز مواردی را توصیف کرده‌اند که طی درمان‌های روانگردان، خاطرات ظاهری از تروما آشکار شده‌اند، اما صحت آن‌ها همچنان نامشخص باقی مانده است.

باورهای عمومی درباره حافظه و تروما همچنان گسترده هستند

پژوهش‌های اخیر در ایالات متحده نشان داده‌اند که اکثریت مردم به وجود خاطرات سرکوب‌شده و همچنین به ایده «بدن همه چیز را به خاطر می‌سپارد» باور دارند.

این پژوهش‌ها اکنون در استرالیا نیز در حال تکرار هستند و یافته‌های اولیه نشان می‌دهند که این باورها ممکن است حتی از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد، گسترده‌تر باشند.

پژوهشگران تأکید می‌کنند که هرچند تأثیر تروما بر سلامت جسم و روان واقعیتی انکارناپذیر است، اما ادعاهای مربوط به ذخیره شدن خاطرات سرکوب‌شده در بدن همچنان با چالش‌های جدی علمی مواجه هستند و نیازمند بررسی‌های دقیق‌تر و شواهد پژوهشی قوی‌تری هستند.

پایان/*

.

 

مطالب مرتبط

برنجستان