[ad_1]
دختر جوان در حال صحبت با روانشناس در مورد علائم خود
منبع: © iStock، Zinkevych با اجازه استفاده می شود
روز دیگر، یکی از همکاران داستانی را در مورد یکی از بیماران جوانش که افکار وحشتناکی برای آسیب رساندن به دیگران داشت، با من به اشتراک گذاشت. بدانید که این شیرین ترین و مهربان ترین بچه ای بود که می توانستید تصور کنید. از ترس اینکه قرار است به آن افکار ترسناک عمل کند، به والدینش گفت. پدر و مادرش ترسیده بودند – بچه من چه مشکلی دارد؟ چه کار کنیم؟ زمانی که والدین برای دیدن همکارم وارد شدند، از طریق جستجوی گوگل متوجه شده بودند که مشکل احتمالاً اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) است – اما نمیخواستند به دخترشان بگویند زیرا میترسیدند که او را ناراحت کند و کاری کنید که او احساس “برچسب” بودن کند و از اینکه مشکلی برای او وجود دارد، بترسد. خوشبختانه، همکارم به والدین توصیه کرد که به دخترشان بگویند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است و توضیح داد که ندانستن آنچه در ذهن او اتفاق می افتد و شخصی کردن آن بسیار بدتر است. وقتی دختر فهمید اسمی هست برای اتفاقی که با او میافتاد، این که تقصیر او نبود، و درمان بسیار مؤثری برای آن وجود داشت – او بلافاصله راحت شد. او احساس ناامیدی کرده بود، مثل اینکه او فقط یک فرد وحشتناک بود و هیچ کاری نمی توانست در مورد آن انجام دهد. دختر به جای اینکه از این تشخیص که پدر و مادر دلسوزش بیش از همه از آن می ترسیدند، کمرنگ شود، احساس کرد که زندگی به او پس داده شده است. او درمان را شروع کرد و در راه رهایی از OCD است.
هیچ والدینی نمیخواهد اوضاع را برای فرزندش بدتر کند، و مطمئناً نه زمانی که در حال حاضر با علائم سلامت روانی دست و پنجه نرم میکند، اما توضیح اینکه چه چیزی باعث خرابی درونی و ناراحتی یا علائم بیرونی کودک میشود میتواند تسکین دهنده باشد. می تواند کودک را از علائم جدا کند. این می تواند امید و روایت جدیدی را ارائه دهد – آنها بچه بد یا عجیبی نیستند. برای مبارزات آنها دلیلی وجود دارد. این تقصیر آنها نیست، این چیزی نیست که آنها هستند، این چیزی است که اکنون برای آنها اتفاق می افتد. علاوه بر این، با توجه به درمانهای بسیار مؤثری که برای بسیاری از اختلالات سلامت روان داریم – دانستن اینکه علائم کودک شما مرموز نیست، بلکه شناخته شده است و مورد مطالعه قرار گرفته است، به این معنی است که راهحلهای احتمالی وجود دارد.
نام ها همه تفاوت را ایجاد می کنند
یک آهنگ در آهنگ Talking Heads – مربوط به دوران دانشگاه – وجود دارد که اغلب هنگام کار با بچه ها در ذهن من پخش می شود: «نامی برای آن وجود دارد. نامها همه تفاوتها را در دنیا ایجاد میکنند.» نام ها همه تفاوت را ایجاد می کنند. خواه افکار مزاحم مزاحم OCD، احساسات ترسناک و نگرانی های فاجعه بار اضطراب، مارپیچ افکار منفی افسردگی، فلاش بک های وحشتناک PTSD، یا تمرکز سرگردان ADHD، داشتن نامی برای تجارب احساسی ناراحت کننده و ناخوشایند می تواند کمک کند. کودکان احساس کنترل و دیدگاه می کنند. آنها مجبور نیستند خودشان را جستجو کنند تا بدانند – چرا این اتفاق برای من می افتد؟ چه بلایی سرم اومده؟ سوالاتی که اغلب منجر به احساس شرم یا احساس ترس از وجود چیزی می شود خیلی اشتباه این فراتر از امید است – اینکه آنها متفاوت یا غیرقابل قبول هستند یا اینکه علائم آنها تهدید کننده زندگی هستند – باعث می شود بچه ها احساس کنند که باید علائم خود را پنهان کنند تا یاد بگیرند که چگونه آنها را به عهده بگیرند.
هنگامی که به کودکان و نوجوانان برای آنچه از نظر عاطفی برای آنها می گذرد نامی داده می شود، ممکن است احساس شخصی کمتری داشته باشد. مثل این است که به جای احساس گیر افتادن، به آنها یک دید هوایی از موقعیت بدهید. آنها می توانند شروع به بازیابی میکروفون در ذهن خود به دور از علائم خود کنند: این نگرانی یا عصبانیت یا OCD نیست که مسئول است، آنها هستند. آنها می توانند افکار را در یک بیرونی کنند داخل بیرون و بگویید «این OCD من است» یا «این مغزم مشغول است» یا «اینها احساسات بزرگ من هستند». بچه ها می توانند یاد بگیرند که مسئول اجرایی هستند و تصمیم بگیرند که با این پیام ها چه کنند.
لازم نیست نام رسمی باشد! خلاق و توصیفی باشید
وقتی با خانواده ای کار می کنم، از والدین می پرسم که سطح راحتی آنها با استفاده از اصطلاحات بالینی چقدر است. واقعاً مهم نیست که چه کلمه ای برای توصیف آنچه در حال رخ دادن است استفاده شود، تا زمانی که برای کودک توانمند باشد. لازم نیست تشخیص، نام رسمی باشد – OCD، یا افسردگی، یا اختلال هراس، هر یک از آن ها را می توان به عنوان اصطلاحات توصیفی دوستانه تر تبدیل کرد: OCD تبدیل به “افکار چسبنده”، افسردگی به “حملات غم انگیز” یا “مارپیچ های منفی” می شود. هراس به «فشار دادن دکمه ی صدای درونی شما» یا «آن چیزی که افزایش آدرنالین دارد» می شود، نام بالینی مهم نیست، در واقع حتی اگر بچه ها فقط علائم خود را به عنوان «آن چیزی» که در حال رخ دادن است اشاره کنند، وجود دارد درک مشترک که “آن چیز” تقصیر آنها نیست، چیزی است که میلیون ها نفر دیگر تجربه می کنند و می تواند تغییر کند. با نامی که کودک با آن احساس راحتی میکند، شما میتوانید به علائمی که در زمان رخ دادن آنها رخ میدهند، اشاره کنید: «به نظر میرسد که Checker Guy در حال حاضر واقعاً شما را آزار میدهد، و باعث میشود احساس کنید باید همچنان نور را بررسی کنید. خاموش است چی میخوای بگی؟ آیا می توانم کمک کنم؟” این را با یک والدین خوشنیت مقایسه کنید که میپرسد: «چرا؟ شما چراغ را خاموش و روشن میکنی؟»
مهمتر از همه، حتی اگر به یک کودک تشخیص داده شده باشد، باز هم جا برای “ویرایش” ضروری برای حفظ احساس خود و عاملیت او وجود دارد. اینطور نیست که آنها “OCD” هستند، بلکه “OCD دارند.” این نیست که آنها افسرده هستند، بلکه این نیست که آنها افسردگی دارند یا حتی افکار افسرده زیادی دارند. همین الان
یک نمونه اسکریپت برای صحبت با کودکان در مورد چالش های سلامت روان
روشی که ما یک نام یا تشخیص را معرفی می کنیم، لحن احساس کودک را در مورد خودش تعیین می کند: هستند آنها مشکل، یا آنها انجام می دهند مشکل دارند. در اینجا چند ایده برای پیشبرد مکالمه در مسیر درست وجود دارد.
شما مغز فوقالعادهای دارید، برخی از افکار و ایدههایی که نمیخواهید داشته باشید، و درست نیستند، گیر میکنند و فکر کردن را برای شما سخت میکنند و احساس بدی در شما ایجاد میکنند. تقصیر تو نیست، هیچ اشتباهی نکردی که این اتفاق بیفتد. در حال حاضر میلیون ها نفر در جهان تجربه های مشابهی دارند. خبر واقعا خوب این است که کارهای زیادی وجود دارد که می توانید برای آموزش مجدد مغز خود از آن الگوها انجام دهید. اما در ابتدا، داشتن یک نام برای این کمک خواهد کرد—دوست دارید آن را چه بنامید؟ به این ترتیب، وقتی متوجه آن افکار و احساسات شدید، می توانید به خود یادآوری کنید-آن “چیزی” دوباره در حال رخ دادن است – بعداً می خواهم چه کار کنم؟ فقط توجه کردن و نام بردن به شما کمک میکند پس از چند فکر متوقف شوید، به جای اینکه با آنقدر فکر کنید که طاقتفرسا است – این به شما امکان انتخاب میدهد. میتوانید بگویید، «این تفکر منفی من است، یا مرد فاجعهآمیز است.» میتوانید بپرسید، «آیا این افکار مهم هستند، آیا درست هستند یا فقط گیر کردهاند؟» راه حل هایی وجود دارد که واقعاً برای پاسخ متفاوت به این علائم کار می کنند. بهتر میشی!
ما در زمانی زندگی می کنیم که چالش های سلامت روان برای جوانان ما فراگیر شده است. و این یک فکر سنگین است. در عین حال، ما هرگز درمان موثرتری نداشته ایم. کودک شما تشخیص او نیست. اینها الگوهایی هستند که مغز در آنها سازماندهی می شود و ما می توانیم – با داشتن قدرت دانستن این الگوها – به فرزندانمان کمک کنیم تا به مکان بهتری حرکت کنند. از روی دلسوزی ممکن است بترسیم که یک تشخیص کودک ما را به یک مشکل تقلیل دهد – اما در بهترین شرایط، دادن نام به کودکان برای آنچه برای آنها می گذرد نقشه راه را فراهم می کند، در را باز می کند و به مسیر آزادی اشاره می کند. . به جای محدود کردن آنها، داشتن نامی برای علائم سلامت روانی فرزندتان می تواند به او کمک کند تا مشکل را به طور دقیق مشخص کند و آن را تقسیم کند، نه اینکه احساس کند علائم آنها آنها را تعریف می کند. این همه فضا را برای فرزند شما باقی می گذارد تا مسیر رشد خود را بدون محدودیت دنبال کند. در اینجا نگرانی کمتر، مداخله زودتر و درک بیشتر در اطراف است.
©2024 Tamar Chansky، Ph.D.
[ad_2]