کل لایحه علیه الکل خیانت آن است. سعادتش توهم است و هفت شیطان دیگر برمی گردند. – ویلیام جیمز، فیلسوف و روانشناس آمریکایی (1842-1910)
در حالی که نظر ویلیام جیمز در مورد الکل است، می توان آن را به سایر داروها و غذاهایی که سرشار از سدیم، چربی و قند هستند تعمیم داد. این مواد در ابتدا می توانند چیزهای زیادی برای ما به ارمغان بیاورند.
با شکستن یک بطری آبجو، ضربه زدن به کبریت یا پاره کردن کیسه چیپس، یک صدای هیجانی وجود دارد. این سوزن سوزن شدن به ما اجازه می دهد تا بدانیم می توانیم چیزی را احساس کنیم. در مراسم استفاده ما آرامش وجود دارد. شاید احساس کنیم که نظمی ایجاد می کنیم یا کنترلی در زندگی خود داریم.
ممکن است احساس کنیم با دیگران ارتباط داریم. یک استراحت سیگار مردم را دور هم جمع می کند. به اشتراک گذاشتن کیسه ای از مواد خوراکی شاهدانه باعث می شود وقتی بچه بودیم، برای تعویض آب نبات هالووین نوستالژی کنیم.
ما ممکن است احساس کنیم بیشتر به خودمان متصل هستیم، به خصوص اگر احساس کنیم که باید قسمت هایی از خودمان را بپوشانیم یا به عنوان چیزی که نیستیم بپنداریم. یک احساس مبهم گرم ممکن است جایگزین ترسی شود که همیشه احساس می کنیم، که اضطراب همیشه حاضر را کاهش می دهد.
رها شدن از اولین شلیک، استنشاق یا گاز گرفتن به ما می گوید که حداقل یک چیز در حال حاضر خوب است. این احساس امنیت را فراهم میکند، که ممکن است وقتی خیلی چیزهای دیگر در جهان ناامن است، به طرز تلخی احساس شود.
ممکن است احساس سبکی یا سرخوشی داشته باشیم که ما را از مشقتهای زندگی معمولیمان بیرون میکشد و به ما کمک میکند باور کنیم که شاید همه چیز می تواند بهتر باشد به همه این دلایل، الکل، سایر مواد مخدر و غذا احساس دوستی می کنند.
به نظر می رسد این دوستان چیزهای زیادی به ما می دهند که ما حتی نمی دانستیم گم شده ایم. وقتی آنها را تجربه می کنیم، تعجب می کنیم که چگونه برای مدت طولانی بدون آنها زندگی کرده ایم. ما مطمئناً نمی خواهیم اکنون بدون آنها زندگی کنیم.
این مواد دوستان سخاوتمندانه هستند. آنها همیشه در کنار ما هستند و هیچ تقاضایی ندارند. اوه، اما آنها شروع به درخواست چیزی در ازای آن خواهند کرد. در ابتدا ممکن است حتی متوجه نشویم. درخواست ها ممکن است کوچک شروع شوند. مدتی بمان و کمی بیشتر بخور. قبل از بیرون رفتن با دوستان یک نوشیدنی بنوشید. فقط جعبه کاپ کیک Hostess را تمام کنید زیرا فقط سه عدد باقی مانده است. یک بسته سیگار اضافی بخرید تا بعداً مجبور به انجام آن نشوید. یک آدامس حشیش اضافی بخورید زیرا روز پر استرسی بود. شما سزاوار آن هستید.
ما انگیزه ای داریم که متوجه این تغییرات نشویم یا حداقل آن را به حداقل برسانیم. این مواد دوستان ما بوده اند و اکنون تجربیات ما با آنها در حال تغییر است. هیچ کس دوست ندارد دوست خود را از دست بدهد، به خصوص کسی که بسیار مفید بوده و منبع بسیاری از کالاها مانند اتصال، گرما، امنیت، سبکی و پشتیبانی بوده است.
این دوستان باعث شده اند که بیشتر احساس کنیم خودمان یا افرادی که همیشه فکر می کردیم قرار است باشیم. از دست دادن آنها مانند از دست دادن بخش هایی از خودمان است که تازه کشف کرده ایم.
ممکن است به خود بگوییم اگر استفاده خود را تغییر دهیم آن چیزهای خوب را از دست خواهیم داد. به همین دلیل است که بسیاری از مردم حتی وقتی متوجه میشوند که استفاده از آنها با صورتحساب هنگفتی همراه با سود مرکب است، تمایلی به تغییر ندارند. آن هفت شیطان می آیند جمع کنند.
درد و ناراحتی ممکن است در ابتدا به شکل خماری، مهآلودگی، اشتیاق یا تحریک بیش از حد ظاهر شود. ناراحتی نیز روانی است. در برخی سطوح، ما به طرز ناخوشایندی از این احساسات و احساسات شگفت زده می شویم.
ناراحتی دعوت می کند پشیمانی، ای کاش زیاده روی نکرده بودیم. حتی ممکن است به خودمان لگد بزنیم چون بهتر می دانیم.
ممکن است به سرعت وارد آن شویم ناامیدی که ما به این روش ها عمل کرده ایم، به خصوص زمانی که مشخص می شود وقتی انجام می دهیم چه اتفاقی می افتد. ما از اینکه به خودمان و دیگران وعده داده ایم ناامید هستیم.
تنفر از خود زمانی ظاهر می شود که ما خود را ضعیف می بینیم. ما شکست خورده ایم زیرا نمی توانیم کنترل بهتری بر مصرف خود اعمال کنیم. ما شکست خوردهایم، زیرا خودمان را دیگر نمیبینیم. ما یک مایل علامت را از دست می دهیم. ما تبدیل به افرادی شده ایم که همیشه قسم می خوردیم هرگز نباشیم.
در اطراف مواد خود، ما شروع به تجربه می کنیم ترس. ما حتی ممکن است دیگر اثرات آن را دوست نداشته باشیم، با این حال همچنان می خواهیم و آن مواد را با رها کردن بی پروا مصرف می کنیم.
ممکن است شروع به احساس کنیم قطع ارتباط در حالی که سعی می کنیم استفاده و اثرات آن را پنهان کنیم. ما همچنین ممکن است احساس کنیم که از خودمان جدا شده ایم، به خصوص آن قسمت هایی که با تسریع استفاده از آنها هرس کردیم.
شیطان هفتم است سرنوشت گرایی، این حس که ما هیچ کاری انجام نمی دهیم. چرا حتی تلاش برای تغییر را به خود زحمت دهید؟ ما نیز ممکن است فقط تسلیم شویم.
الکل، سایر داروها و مواد غذایی سرشار از سدیم، قند و چربی می توانند به دوستان دروغین تبدیل شوند. همانطور که خلیل جبران عاقلانه بیان می کند، “دوستان تقلبی مانند سایه هستند: همیشه در روشن ترین لحظات شما در نزدیکی شما هستند، اما در تاریک ترین ساعت شما هیچ جایی دیده نمی شوند.” آن دوستان دروغین می توانند تاریک ترین ساعت شما را به ارمغان بیاورند.