من و دوستانم دور میز جمع شده بودیم و به چیزی که برای همیشه می ماند رسیدیم. برای دیگران، نوشیدنیها جاری بودند – و برای من، یک حس آشنا وجود داشت: صدای کوچکی در پشت ذهنم که میگفت: «یک نوشیدنی این کار را بسیار سرگرمکنندهتر میکند».
خودم را گرفتم و خندیدم. “من تو را آنجا می بینم، تله شادی.”
ببینید، برای طولانیترین زمان، من همیشه معتقد بودم که الکل چیزی است که این لحظات را خاص میکند و جرقههای شادی بیشتری را به این مجالس میآورد. اما پس از گذشت چهار سال و نیم از هوشیاری، متوجه شدم که وقتی نوشیدنی بدون الکل خود را مینوشیدم، هیچ چیز ارزشمندی را از دست ندادم. لذتی که در آن لحظه احساس کردم واقعی و طولانی مدت بود – ارتباط، خنده و خاطرات مشترکی که ایجاد می کردیم.
اما چرا یک بار به شدت معتقد بودم که بدون الکل، هرگز آنقدر که با آن خوشحال بودم، خوشحال نخواهم شد؟
روانشناسی ولع: چگونه باورها وسوسه می شوند
این باور، که بسیاری از افراد دیگر نیز به اشتراک می گذارند، همه به داستانی برمی گردد که ما درباره الکل برای خود تعریف می کنیم.
در اینجا نحوه عملکرد آن آمده است. از منظر روانشناختی، وسوسه ها با آنچه که ما «مزایای درک شده» می نامیم، پیوند نزدیکی دارند. اینها چیزهایی هستند که ما معتقدیم الکل برای ما انجام می دهد – مانند شادتر کردن ما، کمک به آرامش یا بهبود تجربیات اجتماعی ما.
در درمان شناختی رفتاری (CBT)، می آموزیم که این باورها محرک های قدرتمندی برای احساسات و رفتارهای ما هستند. این باور که الکل شما را خوشحال می کند، میل شدید یا میل شدید ایجاد می کند زیرا ذهن شما نوشیدن الکل را با نتیجه مثبت مرتبط می کند.
خبر شگفت انگیز این است که باورها ثابت نیستند. آنها فقط تفسیری از تجربیات ما هستند. به عبارت دیگر، فوایدی که ما الکل را به همراه دارد، لزوماً ریشه در واقعیت ندارند. مانند همه باورها، آنها را می توان زیر سوال برد و تغییر داد.
وقتی شروع به زیر سوال بردن اعتبار باور خود می کنید – مثلا از خود می پرسید که آیا الکل واقعا شما را شادتر می کند – در را برای تغییر باز می کنید. اگر این باور را با چیز جدیدی جایگزین کنید، شاید حتی دقیقتر، مانند «الکل خلق و خوی من را تضعیف میکند»، احتمالاً وسوسه نوشیدن به خودی خود ضعیف میشود.
CBT به ما می آموزد که با تغییر باورهایمان، قدرت تغییر تجربه خود را داریم. به عبارت دیگر، با تغییر باورهای خود، می توانید میل به نوشیدن را کاهش دهید یا حتی از بین ببرید، و در نهایت «نه» گفتن به نوشیدنی را انتخابی صمیمانه کنید.
ریشه های باور: “الکل مرا خوشحال می کند”
برای تغییر باورها، ابتدا باید بفهمیم که یک باور از کجا می آید. مهم است که اذعان کنیم که این باور که “الکل باعث خوشحالی من می شود” نه تنها از جایی ظاهر می شود بلکه ریشه در تجربیات و مشاهدات واقعی دارد.
به مواقعی فکر کنید که به نظر میرسید نوشیدنی باعث ایجاد جرقه شادی میشود—شاید تماشای والدینتان باشد که بعد از چند نوشیدنی در کودکی خود را شل میکنند و اوقات خوشی را سپری میکنند، یا زمانی است که میخندید تا زمانی که شکمتان درد میکند در طول یک مهمانی دانشگاه بعد از آن. چند آبجو این تجربیات یک پیوند عاطفی قوی بین الکل و شادی ایجاد می کند.
این باور بیشتر با نمایش رسانهها تقویت میشود – تبلیغات، فیلمها و برنامههای تلویزیونی اغلب الکل را به عنوان یکی از اجزای اصلی مناسبتهای شاد به تصویر میکشند. همه ما تبلیغاتی را دیدهایم که نشان میدهد مردم در حال نوشیدن نوشیدنی در حال گذراندن زمان زندگی خود هستند – چه گروهی از دوستان در آتشسوزی در ساحل یا زوجی که با شامپاین جشن میگیرند.
این پیامهای مکرر از منابع مختلف این باور را تقویت میکند و باعث میشود آن را حقیقتی انکارناپذیر احساس کند. اما فقط به خاطر چیزی احساس می کند درست به این معنی نیست است درست است.
بررسی واقعیت: آیا الکل واقعا شادی می آورد؟
بیایید به آن لحظات پس از از بین رفتن وزوز اولیه الکل فکر کنیم. هر چند وقت یکبار متوجه شده اید که روز بعد احساس ناراحتی می کنید و نمی دانید که این همه احساسات شاد کجا رفتند؟ اگر الکل واقعاً به شادی شما بیفزاید، آیا این شادی به جای اینکه قبل از طلوع خورشید ناپدید شود، فراتر از شب ادامه نخواهد داشت؟ چگونه است که برای بسیاری، اوج زودگذر اغلب با پستیهای ماندگار جایگزین میشود – اضطراب نیمهشب، پشیمانی بعد از ظهر، اشکهای ناشی از وعدههای شکسته، دعواهای مست، یا حتی تصادفات مرگبار؟
ممکن است شما را وادار به تعجب کند: شاید تمام چیزی که الکل ارائه می دهد در بهترین حالت یک سرخوشی موقت باشد، نه شادی طولانی مدتی که عمیقاً آرزویش را دارید.
برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت من مراجعه کنید.