11:02 - 2025/05/01

آیا ارزیابی روانشناختی می تواند به رفتار قلدری کمک کند؟

[ad_1] توسط فردریک L. کولید و جنا هلند آیا شخصیت و ارزیابی عصبی می توانند به قلدری کمک کنند؟ تصویر رسانه های اخیر از واقعیت های سخت زورگویی ، مانند سریال بحث برانگیز تلویزیون دوران، مکالمه های اطراف رفتار قلدری و پیامدهای آن را بار دیگر ب...

آیا ارزیابی روانشناختی می تواند به رفتار قلدری کمک کند؟

[ad_1]

توسط فردریک L. کولید و جنا هلند

آیا شخصیت و ارزیابی عصبی می توانند به قلدری کمک کنند؟

تصویر رسانه های اخیر از واقعیت های سخت زورگویی ، مانند سریال بحث برانگیز تلویزیون دوران، مکالمه های اطراف رفتار قلدری و پیامدهای آن را بار دیگر به جریان اصلی هدایت کرده اید. از اواخر دهه 1990 ، کمپین های ضد زورگویی با هدف ایجاد آگاهی بیشتر در مورد مضرات زورگویی. با این حال ، با وجود این تلاش ها ، رفتار قلدری بسیار شیوع است. در سال 2022 ، مرکز ملی آمار آموزش و پرورش تخمین زده است که تقریباً از هر 5 دانش آموز (19 درصد) یک مورد را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و 41 درصد از آنها معتقدند که این قلدری دوباره رخ خواهد داد. در گذشته ، قلدرها و تعامل آنها با قربانیان محدود به مدرسه و سایر تنظیمات عمومی بود. اکنون ، با کمک تلفن های هوشمند و رسانه های اجتماعی ، زورگویی محدود به تعامل حضوری نیست و دانش آموزان ممکن است همیشه در معرض قلدری باشند. یافتن راه حل های مناسب برای رسیدگی به رفتار قلدری همچنان یک کانون تحقیقات روانشناسی است.

نظریه های روانشناختی قلدری

به نظر می رسد درک چگونگی و چرا رفتار قلدری ، حداقل تا حدودی ، نیاز به بررسی رشد مغز نوجوانان دارد. لوب های فرونتال مغز مسئول عملکردهای مهم اجرایی مانند تصمیم گیری ، کنترل ضربه و توجه هستند. همچنین تصور می شود که لوب های فرونتال با ترویج رفتار اجتماعی مناسب و مهار رفتارهای نامناسب و بی ربط ، درک اجتماعی را تنظیم می کنند. اگر قلدرها به اندازه کافی لوب های فرونتال را عملکردی نداشته باشند ، این ممکن است توضیح دهد که چرا قلدری ها در پی جهت ، پیروی از چهره های اقتدار و مهار رفتارهای پرخاشگرانه و نامناسب ، مشکل را تجربه می کنند. این ایده بیشتر در تحقیقات مربوط به بزهکاران نوجوانان بیان شده است ، گروهی با مشکلات مشابه با قلدرها ، که مشخص شد از نقص عملکرد اجرایی به طور قابل توجهی بیشتر از غیر مجازات ها برخوردار است. علاوه بر این ، ضریب هوشی پایین و نظریه ضعیف ذهن در اوایل کودکی با رفتارهای قلدری مداوم و مشکلات همراه بوده است.

یکی دیگر از دیدگاههای نظری رفتار قلدری ارائه شده ، وجود اختلالات روانی و اختلال عملکرد عصبی است. تحقیقات نشان از بروز بیشتر علائم روانپزشکی و روانپزشکی در کودکانی که در مقایسه با سایر کودکان قلدری می کنند ، از جمله صفات اختلال در رفتار (گاهی اوقات ، ویژگی های ضد اجتماعی بزرگسالان و بیش فعالی) ، در حالی که قربانیان باعث افزایش سطح افسردگی و اضطراب می شوند.

شخصیت و همبستگی عصبی روانی قلدری

در مطالعه تجربی ما از 41 کودک دبیرستانی که بیش از یک بار توسط مشاوران مدرسه به عنوان قلدری شناخته شده بودند ، ما به دنبال بررسی ارتباطات بین رفتار قلدری و برخی بودیم DSM سندرم ها و صفات بالینی ، اختلالات شخصیتی و اختلال عملکرد عصبی شناختی (Coolidge and همکاران ، 2004).

ما آنها و یک گروه کنترل را با شخصیت 200 ماده ای ، والدین-پاسخ دهنده Coolidge و موجودی عصبی روانی ارزیابی کردیم (CPNI ؛ Coolidge و همکاران ، 2002). گروه زورگویی به میزان قابل توجهی بیشتر از اختلال رفتار ، اختلال مخالف مخالف و ADHD در مقایسه با گروه شاهد بود. علاوه بر این ، گروه زورگویی علائم افسردگی بیشتری داشت. در مورد اختلالات شخصیتی ، فقط مقیاس منفعل و تهاجمی به طور قابل توجهی بالا رفته است ، که ممکن است تعجب آور نباشد زیرا موارد آن مقاومت در برابر چهره های اقتدار ، حساسیت ، استدلال و تحریک پذیری را اندازه گیری می کند. همانطور که انتظار می رفت ، کسری عملکرد اجرایی به طور قابل توجهی بیشتر وجود داشت ، که شامل مشکلات تصمیم گیری ، برنامه ریزی ضعیف و سازماندهی و یادگیری ، خواندن ، حافظه و مشکلات تمرکز بود. سرانجام ، خطرناک بودن ، پرخاشگری ، قابلیت احساس عاطفی و مقیاس های ضد عفونی نیز در گروه زورگویی افزایش یافته است.

افکار نهایی

پیامدهای مطالعه ما و نتایج مطالعات دیگر حاکی از آن است که مداخلات روان درمانی کوتاه مدت که به طور سنتی برای رفتار قلدری مورد استفاده قرار می گیرند ممکن است با توجه به ماهیت بسیار پیچیده درمان ویژگی های شخصیتی و عملکردهای عصبی شناختی در کودکان ، یک رویکرد مناسب نباشد. علاوه بر این ، ون و همکارانش (2023) ارتباط مثبت معنی داری بین زورگویی رابطه ای (رفتارهای آسیب به و رفتار با همسالان قربانیان) و عملکردهای اجرایی بهتر گزارش دادند ، در حالی که آنها عملکردهای اجرایی فقیرتری را با قلدرهایی پیدا کردند که از نظر جسمی آسیب دیده ، مرعوب شده و یا قربانیان خود را مستقیماً تهدید می کردند. این اختلافات در نتایج بیشتر حاکی از تنوع و زیرگروه ها در بین قلدری ها و ضرورت رویکردهای درمانی است که به نیازهای روانشناختی و عصبی خاص بر اساس فردی برطرف می شود. تحقیقات اضافی در مورد رفتار قلدری و شخصیت و عملکردهای عصبی آن ضروری است و ممکن است به ایجاد نوع تغییر مورد نیاز برای کاهش یا حداقل بهبود قلدری کمک کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان