09:55 - 2024/10/04

آیا اجرای مناسک شخصیت می سازد؟

[ad_1] پیوندهای بین ادیان و اخلاق این فرض عمومی مبنی بر اینکه دینداری و اخلاق با هم مرتبط هستند بسیار رایج است. احتمالاً، بر اساس این استنباط است که اعتقاد به خدایی که از نظر اخلاقی علاقه مند است، که همه چیز را در مورد افکار و اعمال مردم ...

آیا اجرای مناسک شخصیت می سازد؟

[ad_1]

پیوندهای بین ادیان و اخلاق

این فرض عمومی مبنی بر اینکه دینداری و اخلاق با هم مرتبط هستند بسیار رایج است. احتمالاً، بر اساس این استنباط است که اعتقاد به خدایی که از نظر اخلاقی علاقه مند است، که همه چیز را در مورد افکار و اعمال مردم می داند، مؤمنان را به رفتار درست ترغیب می کند. ممکن است با توجه به انتظاراتشان در مورد پاداش ها یا مجازات های الهی از آنها خواسته شود که این کار را انجام دهند، یا ممکن است صرفاً انگیزه ی عبادت مذهبی کمتر مزدورانه داشته باشند. این گزارش از ارتباط بین ادیان و اخلاق بر مذهب متمایز مردم متمرکز است باورها.

با این حال، یک سوال در مورد ارتباطات احتمالی بین اخلاق یا حداقل آنچه ما به عنوان آن در نظر می گیریم مطرح می شود توسعه شخصیت خوب و مردم به طور مشخص مذهبی هستند اقدامات. به ویژه، آیا اجرای مناسک باعث تقویت گرایش های اخلاقی می شود؟

آیین بی فکر

حتی فداکارترین شرکت کنندگان مذهبی معمولاً قبول می کنند که اجرای مکرر مناسک آنها گهگاه می تواند به رفتار خودکار تبدیل شود. اقدامات آیینی متنی آنها به قدری آشنا شده است که گهگاه می توانند اهمیت مذهبی را که به آنها نسبت داده شده است از دست بدهند. در مقایسه با فیلمنامه‌هایی برای تعقیب بیشتر عابر پیاده (مثلاً فیلمنامه برای صرف غذا در رستوران)، یکی از ویژگی‌های متمایز رفتارهای تشریفاتی این است که در چنین شرایطی حتی ساده‌ترین نشانه‌ها (با توجه به یک نماد) می‌توانند به آسانی افزایش را بازگردانند. نگرانی و توجه به جزئیات فیلمنامه های مرتبط با آنها. با این حال، اجراهای مذهبی مکرر شرکت کنندگان مذهبی می تواند گاهی اوقات به روال بی فکری تبدیل شود.

اجراهای آیینی، چه رسد به روال های بی فکر، به سختی کاندیدایی محتمل برای القای فضایل یا تقویت اعتقادات اخلاقی انسان ها به نظر می رسند، به خصوص زمانی که، در ظاهر، مناسک مورد بحث هیچ ربطی به چنین موضوعاتی ندارند. با فرض اینکه اندازه گیری تغییرات در شرایط اخلاقی مرتبط امکان پذیر است، این سوال خود را به بررسی تجربی می دهد.

در کتاب اخیرش، وراثت: ریشه های تکاملی دنیای مدرن، هاروی وایت هاوس این سوال را بررسی می کند. او در نظر دارد که آیا یادگیری و انجام مناسک ظاهراً بی‌معنی در مقایسه با یادگیری و انجام مهارت‌های ابزاری هدف‌دار منجر به انضباط شخصی بیشتر و تکانشگری کمتر در شرکت‌کنندگان می‌شود یا خیر. Whitehouse، Veronika Rybanska و همکارانشان یک آزمایش جالب برای آزمایش این فرضیه ابداع کردند.

آزمایشی در شخصیت سازی؟

آنها حدود صد کودک 7 ساله را در هر یک از کشور کوچک اروپای مرکزی اسلواکی و کشور جزیره ای ملانزی وانواتو به خدمت گرفتند. در ابتدای مطالعه، آنها برای هر یک از توانایی های کودکان اندازه گیری کردند:

  1. به حرکات بدن خود را عمدا کنترل کنند با پیروی از دستورالعمل ها برای انجام حرکات خاص
  2. برای نشان دادن عملکرد اجرایی با بررسی ظرفیت آنها برای حرکت بدن به روش هایی که (از قبل مشخص شده) به طور سیستماتیک برعکس به دستوراتی که شنیدند (به عنوان مثال، وقتی به آنها گفته شد که سر خود را لمس کنند، باید انگشتان پاهای خود را لمس کنند)
  3. به تأخیر در رضایت با مقاومت در برابر وسوسه حتی لمس کردن یک خوراکی برای مدت معینی با این قول که اگر موفق شوند، دو وعده دریافت خواهند کرد.

سپس 100 نفر از هر کشور به سه گروه تقسیم شدند: یک گروه آیینی، یک گروه ابزاری و یک گروه کنترل. دو بار در هفته به مدت 30 تا 45 دقیقه برای سه ماه بعد، گروه های آیینی و ساز در «بازی های دایره ای» شرکت می کردند. در شرایط تشریفاتی، آزمایش‌کنندگان بر اهمیت پیروی از قوانین تأکید کردند و به بچه‌ها گفتند: «همیشه این کار را انجام می‌دادند». در شرایط ابزاری، آزمایش‌کنندگان به کودکان گفتند که این بازی‌ها آنها را قادر می‌سازد تا در مورد حیوانات بیاموزند.

در پایان سه ماهه، همه بچه ها در همان سه ظرفیت مورد آزمون مجدد قرار گرفتند. مهمتر از همه، وایت هاوس، ریبانسکا و همکارانشان یافته های یکسانی را با کودکان هر دو کشور دریافت کردند، که نشان می دهد تفاوت های فرهنگی عمده تأثیر کمی داشته یا هیچ تأثیری نداشته است. در هر دو کودکان گروه کنترل کمترین پیشرفت را داشتند. بچه‌های حالت ساز خیلی بهتر عمل کردند، اما بچه‌هایی که در حالت تشریفاتی بودند بیشتر از همه بهتر شدند. کودکانی که در واقع این تشریفات بی‌معنی را انجام می‌دادند، به‌طور مکرر بیشترین دستاوردها را در توانایی‌های خود در کنترل حرکات بدنی خود طبق دستور، به تعویق انداختن رضایت و تمرین عملکرد اجرایی نشان دادند. این مهارت ها به تنهایی به سختی بلوغ اخلاقی را تشکیل می دهند، اما هر سه جزء جدایی ناپذیر رشد شخصیت و شکوفایی انسان هستند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان