19:27 - 2024/10/04

آنچه که فیلم Inside Out 2 در مورد اضطراب به ما می آموزد

[ad_1] یکی از موضوعات محوری داخل بیرون عاقبت، گذر نوجوان از طریق بلوغ، و به طور خاص، افزایش احساسات جدید مانند اضطراب، حسادت، و خجالت است. اضطراب نقش اصلی فیلم را بر عهده می گیرد و به معنای واقعی کلمه احساسات اولیه دیگر (شادی، ترس، انزجار...

آنچه که فیلم Inside Out 2 در مورد اضطراب به ما می آموزد

[ad_1]

یکی از موضوعات محوری داخل بیرون عاقبت، گذر نوجوان از طریق بلوغ، و به طور خاص، افزایش احساسات جدید مانند اضطراب، حسادت، و خجالت است. اضطراب نقش اصلی فیلم را بر عهده می گیرد و به معنای واقعی کلمه احساسات اولیه دیگر (شادی، ترس، انزجار) را بیرون می کند تا سفر رایلی 13 ساله را در دوران بلوغ هدایت کند.

این فیلم چندین “لحظه قابل آموزش” را در مورد اضطراب به عنوان یک احساس ارائه می دهد، هم از نظر رشدی در دوران بلوغ و هم به طور گسترده تر به عنوان کمک و مانع در عملکرد بزرگسالان.

اضطراب یک منطق دارد

در این فیلم، شخصیت Anxiety از احساسات اولیه خارج می شود و بلافاصله شروع به برنامه ریزی برای سناریوهای بد احتمالی می کند که ممکن است برای رایلی نوجوان رخ دهد. در یک اتاق کنترل عظیم، اضطراب انواع اتفاقات احتمالی مانند از دست دادن یک هدف یا بیش از حد صریح و مشتاق بودن با یک هم تیمی را پیش بینی می کند.

این گام مهمی در رشد انسان است و منطق طبیعی و حفاظتی دارد. با توجه به نتایج آینده، رایلی می تواند انتخاب های متفاوت و گاهی بهتری برای اطمینان از نتیجه دلخواه داشته باشد.

به عبارت دیگر، اضطراب فرد را با آینده هماهنگ می کند و اقدامات کوتاه مدت یا فوری را با اهداف بلندمدت گسترده تری مرتبط می کند. برای مثال، اگر رایلی می‌خواهد با دختران جدید تیم دوستی نزدیک برقرار کند، باید از طریق علایقشان، مانند موسیقی، به آنها علاقه نشان دهد.

این فیلم با آشکار ساختن ساده لوحی و ماهیت خود شیفته شادی یا لذت افسارگسیخته، ظهور اضطراب را به عنوان یک «شر ضروری» فرآیند رشد نشان می دهد. هنگامی که رایلی به کمپ آموزشی هاکی می‌پیوندد، هیجان او جوی کنترل اعمال او را به دست می‌گیرد و رایلی بیش از حد نگران گروه کوچک دوستانش می‌شود، سلفی می‌گیرد و می‌خندد.

این هدف لذت‌جویی فوری، صحبت‌های اولیه را مختل می‌کند و تمرکز تیم را از کار اصلی در دست، یعنی بهتر شدن در هاکی، منحرف می‌کند. اضطراب رایلی را از خودشیفتگی ناشی از رضایت فوری به سمت هدف بلندمدت دستیابی به موفقیت به عنوان یک بازیکن و موفقیت با همسالان و مربیان دور می کند.

اضطراب می تواند شکلی از وجدان باشد

به این ترتیب، فیلم نشان می دهد که چگونه اضطراب می تواند تا حدودی به ما کمک کند تا از واقعیت ها و نگرانی های بیرون از خودمان آگاه شویم و ما را برای عواقب اعمالمان آماده کنیم.

از این دریچه، می‌توانیم اضطراب را به عنوان بخشی از یک گام رشدی در یادگیری در مورد دیگران و چگونگی کاهش لذت‌جویی خود به خاطر اجتماع و تثبیت جایگاه خود در آن ببینیم. در حالی که در ابتدا ممکن است این احساس از دست دادن آزادی و اختیار باشد، آزادی بیشتر ممکن است از طریق ارتباط عضویت در یک تیم بزرگتر رخ دهد.

اضطراب به تنهایی نمی تواند نمایش را اجرا کند

این فیلم به ما می آموزد که اضطراب به تنهایی نمی تواند نمایش را اجرا کند.

اگر اضطراب کنترل نشود، می تواند فرد را هم در اعمال و هم در سلامت روانی محتاطانه اش خراب کند.

وقتی اضطراب (احساسات) در تشکیل تیم ثابت می‌شود، با ورود مخفیانه به دفتر مربی و نگاه کردن به یادداشت‌های او، احساس کلی ارزش‌های رایلی را به خطر می‌اندازد.

این صحنه نشان می‌دهد که چگونه اضطراب کنترل‌نشده و مدیریت‌نشده می‌تواند بر باورها و ارزش‌های اصلی شخصیت غلبه کند تا مفاهیم ثابت اضطراب را کاهش دهد.

این در موقعیت‌های بالینی غیرمعمول نیست، جایی که اضطراب کنترل‌نشده می‌تواند منجر به وحشت شدید و همچنین اقدامات وسواسی و حتی خطرناک شود. نگرانی در مورد اعمال شریک زندگی می تواند به نظارت مخفیانه و جاسوسی منجر شود، یا نگرانی های پولی می تواند منجر به احتکار یا انکار خود و اقدامات زخمی مانند کم خوری شود.

مدیریت اضطراب از طریق یکپارچگی عاطفی

یکی از راه حل های ارائه شده برای اضطراب کنترل نشده در فیلم، ادغام احساسات دیگر است، ادغامی که قدرت و قدرت اضطراب را کمرنگ می کند.

این را در نقاط مختلف فیلم می بینیم. شادی قادر است نتایج احتمالی جایگزینی را ارائه دهد که مثبت و امیدوارکننده هستند و مناظر خیالی جدیدی را برای تمرکز اضطراب به ارمغان می‌آورند.

حتی غم و اندوه می تواند یک اصلاح کننده مهم برای اضطراب کنترل نشده باشد. صحنه‌ای مهم حول محور یادآوری باورهای اصلی اولیه‌ی خود رایلی می‌چرخد، خاطره‌ای که با غم و اندوهی که ناگزیر از بزرگ‌شدن به وجود می‌آید، می‌چرخد.

حرکت در مراحل رشد ناگزیر شامل یک عنصر غم و اندوه و از دست دادن است زیرا ما بخش هایی از خود را که اغلب برای ما خاص و عزیز هستند از دست می دهیم. به عنوان مثال، رایلی در نتیجه رسیدن به دایره اجتماعی خود و گسترش آن، مقداری از شادی ساده لوحانه ای را که با دوستان نزدیک خود تجربه کرده بود، از دست می دهد.

این گاهی اوقات می تواند به عنوان اضطراب احساس شود که ما به آب های ناشناخته می رویم. با این حال، با ادغام بخش‌هایی از شادی بالقوه ناشناخته – تصور امکانات جدید و شاد و حفظ خاطره مثبت از گذشته از طریق غم نوستالژیک – می‌توان این اضطراب را کنترل کرد.

به این ترتیب، فیلم بینش اصلی در مورد اضطراب را بازتولید می کند. در حالی که اضطراب در صورت کنترل نشدن می‌تواند فلج‌کننده باشد، یادگیری مضطرب بودن به روش صحیح می‌تواند به ما کمک کند با ریسک‌های مناسب، مانند ورود به حوزه‌های اجتماعی جدید، ما را به سمت نقاط عطف رشد طبیعی هدایت کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان