من به عنوان یک پزشک آسایشگاه ، سالهاست که روی تختخوابهای در حال مرگ نشسته ام. در آن لحظه های پایانی ، من شنیده ام که مردم بارها و بارها همان کلمات دلخراش را بیان می کنند: من واقعاً پشیمان هستم که هرگز انرژی ، شجاعت یا زمان به زمان را نداشتم. این همیشه چیزی عمیقاً شخصی است – چیزی که از نظر هویت آنها محوری است ، رویایی که غیرقابل تحقق باقی مانده است ، رابطه ای بی نظیر باقی مانده است. اما تا زمانی که این پشیمانی ها از سطح آن استفاده می کنند ، اغلب برای تغییر آنها خیلی دیر است.
این تراژدی پشیمانی است: وقتی کمترین توانایی انجام هر کاری در مورد آن را داریم ، روشن می شود. اما اگر صبر نکردیم تا در حال مرگ باشیم تا با این پشیمانی ها روبرو شویم؟ چه می شود اگر ما درگیر شویم بررسی زندگی خیلی زودتر ، در حالی که ما هنوز آژانس را برای عمل داشتیم؟
قدرت یک بررسی زندگی
مفهوم یک بررسی زندگی برای اولین بار توسط رابرت باتلر در سال 1963 توسط متخصص ژرنتولوژیست معرفی شد. باتلر ، اولین مدیر انستیتوی ملی پیری ، یک تکنیک بررسی ساختاری را تهیه کرد که به افراد مسن اجازه می داد – هم کسانی که سالم بودند و هم کسانی که مبتلا به زوال عقل بودند – به در زندگی آنها تأمل کنید. پرستاران ، کلیساها ، مددکاران اجتماعی و پزشکان شروع به استفاده از این روش برای کمک به بیماران برای ارزیابی معنی دار ترین لحظه های خود و به ناچار پشیمانی خود کردند.
بررسی زندگی به طور معمول شامل سؤالاتی از جمله:
- بزرگترین موفقیت شما در زندگی چه بوده است؟
- بزرگترین شکست شما چه بوده است؟
- هنگامی که شادتر بودید ، یک دوره از زندگی خود را نامگذاری کنید. چه چیزی این کار را کرد؟
- چه زمانی در کنترل زندگی خود کمترین احساس را داشتید و چرا؟
- چه کسانی هستند که بیشترین تأثیر را بر شما داشته اند؟
در اصل آن ، یک بررسی زندگی ما را وادار می کند تا به عمق وجود خود نگاه کنیم. این به ما کمک می کند تا الگوهای را بشناسیم ، پیروزی ها را جشن بگیریم و شاید از همه مهمتر ، پشیمانی خود را بررسی کنیم.
پشیمان به عنوان قطب نما برای هدف
پشیمانی فقط دردناک نیست ، بلکه آموزنده هستند. آنها به ما می گویند چه چیزی برای ما مهم است ، آنچه را که می خواهیم در اولویت قرار داده ایم و واقعاً برای ما ارزش قائل هستیم. و اگر از نزدیک گوش کنیم ، آنها می توانند به آنچه من می گویم تبدیل شوند لنگرهای هدف– SignPosts ما را به سمت زندگی معنادارتر راهنمایی می کند.
یک لنگر هدف یک جیب زدن ، یک ضربه زدن است – چیزی که شما را روشن می کند و تماس می گیرد تا دنبال شود. من همیشه می گویم که شما این کار را نمی کنید پیدا کردن هدف شما ساخت یا ایجاد کردن آن و برخی از بهترین مواد اولیه برای ساخت و ساز ناشی از پشیمانی ما بر روی سر آنها است. به جای اینکه به آنها اجازه دهیم ، می توانیم از آنها به عنوان سوخت استفاده کنیم تا زندگی ایجاد کنیم که پشیمان نخواهیم شد.
به عنوان مثال ، 10 سال پیش ، من بررسی زندگی خودم را انجام دادم. فهمیدم که اگر بدون اینکه به طور سنتی کتاب منتشر کنم ، به بستر مرگم رسیدم ، احساس پشیمانی عمیقی می کنم. در آن زمان ، من هیچ کتابی به نام خود نداشتم – نه سهام نه کد هدف هنوز وجود داشته است اما من این پشیمانی را به عنوان یک لنگر هدف تشخیص دادم و این ماموریت خود را برای ورود نوشتار من به جهان کردم. این تصمیم مسیر زندگی من را تغییر داد.
اکنون به روشی که می خواهید بمیرید زندگی کنید
مردم اغلب از من می پرسند ، چگونه می توانم یک مرگ خوب بمیرم؟ پاسخ من ساده است: ما تمایل داریم به روشی که زندگی می کردیم بمیریم. اگر با پشیمانی حل نشده زندگی کنیم ، با آنها می میریم. اگر با نیت و هدف زندگی کنیم ، با صلح می میریم.
در حال مرگ چیزهای زیادی برای آموزش به ما دارد – نه فقط در نحوه رها کردن زندگی ، بلکه در نحوه آرزویشان آنها زندگی کرده اند. پشیمانی آنها نقشه راه ماست. رویاهای برآورده نشده آنها درسهای ماست. و اگر گوش کنیم ، می توانیم قبل از اینکه خیلی دیر شود ، از خرد آنها برای ساختن زندگی معنا استفاده کنیم.
امروز از خود بپرسید: اگر فردا در بستر مرگم بودم ، چه پشیمانی می کنم؟ و پس از آن ، به جای انتظار ، زندگی را به روشی شروع کنید که اطمینان حاصل می کند که هرگز مجبور نیستید آن کلمات را بگویید.
زیرا یک مرگ خوب با یک زندگی خوب آغاز می شود.