هنگامی که در مورد آنچه که بیشتر برای روز مادر می خواهند نظرسنجی می شوند ، زنان پاسخ های مختلفی می دهند. اما (گذشته از گرفتن چرت زدن شایسته) ، دو چیز به صدر لیست می رسد: زمان با کیفیت با خانواده و تنها زمان.
این دو آرزو به همان اندازه که به نظر می رسد متناقض نیستند. مادرانی که فرزندانشان در حال حاضر لانه پرواز کرده اند از این فرصت برای اتصال مجدد برخوردار هستند و حتی مادران با کودکان در سن مدرسه ، چشم انداز کند شدن را برای گذراندن وقت با کیفیت با فرزندان خود جذاب می کنند.
اما چشم انداز داشتن وقت با کیفیت برای خودشان نیز چنین است-چیزی که بسیاری از خانم ها به طور معمول از آن محروم می شوند ، با مادران آمریکایی فقط 36 دقیقه اوقات فراغت بدون کودک در روز می گذرانند.
این فقدان وقت من به این معنی است که مادران نیز از مزایای تنهایی محروم می شوند ، که شامل فرصت هایی برای شارژ مجدد ، پردازش احساسات آنها ، زمان برای مراقبت از خود و به خلاقیت یا معنویت آنها است. این مزایا تجملاتی نیست ؛ آنها برای سلامت روان ما ضروری هستند. بدون آنها ، ما استرس ، نارضایتی و فرسودگی را تجربه می کنیم ، که اغلب ناامیدی خود را از نزدیکان ما بیرون می کشیم.
اما اگر تنهایی این عالی است ، چرا مادران وقت بیشتری برای خودشان نمی گیرند؟
شکاف تفریحی جنسیتی
“شکاف تفریحی جنسیتی” را نشانه گذاری کنید. به عبارت ساده: زنان نسبت به مردان وقت آزاد کمتری می کنند. برای مادران ، حتی بدتر است.
یافته های مربوط به بررسی استفاده از زمان آمریکا نشان می دهد که مادران اوقات فراغت کمتری نسبت به سایر گروه های مورد بررسی دارند – سه ساعت کمتر در هفته نسبت به همسران خود و شش ساعت در هفته کمتر از زنان بدون فرزند. (مردان بدون فرزند ، جای تعجب ندارد که بیشترین وقت آزاد را داشته باشند). مادران دارای کودکان کمتر از پنج سال ، کمترین وقت آزاد را داشتند – و همچنین وسیع ترین شکاف در اوقات فراغت در مقایسه با همسرشان.
اما چرا اینطور است؟
یکی از دلایل تقسیم نابرابر کار خانگی است. مادران – هر دو کسانی که در خارج از خانه کار می کنند و هم کسانی که نمی کنند – دو برابر بیشتر به کارهای خانگی و مراقبت از کودک همانطور که پدران انجام می دهند ، می پردازند. اکنون ، تعداد زیادی از پدران در آنجا وجود دارند که وزن خود را در خانه می کشند ، اما از نظر آماری نادر هستند.
دلیل دیگری برای عدم اوقات فراغت مادران وجود دارد ، موردی که ظریف تر اما احتمالاً قدرتمندتر است: فشار مداوم برای زنان برای اینکه از نظر عاطفی در دسترس دیگران باشد.
این یافته هنگامی ظاهر شد که محققان یک سؤال جدید پرسیدند. آنها به جای سؤال از میزان وقت آزاد مردم ، در مورد کیفیت آن زمان سؤال کردند. به طور خاص ، آنها بر زمان اوقات فراغت که برای بهبودی و استراحت استفاده می شد ، متمرکز شدند ، هنگامی که مردم هیچ فشار را تجربه نکردند و احساس می کردند که قادر به جدا کردن از مسئولیت های کار و خانواده هستند.
چرا نیاز به چنین تعریف خاصی از اوقات فراغت؟ از آنجا که ، محققان استدلال می کنند ، اوقات فراغت مادران بیشتر از این است که با زمان خانواده درهم و برهم نشود: “مادران اوقات فراغت کمتری دارند و بیشتر از پدران هستند که کودکان را در فعالیت های اوقات فراغت خود بگنجانند ، در اصل” آلودگی “از اوقات فراغت زنان.”
اوقات فراغت “آلوده”
حتی اگر آنها در واقع با خانواده خود در طول زمان خود در تعامل نباشند ، مادران غالباً وظیفه چند وظیفه ای دارند – آن را به آنچه محققان “تلاش های نامرئی” از کار عاطفی می نامند ، مانند ارتباط با اقوام یا هماهنگی جریان بی پایان تعطیلات ، تولد ، بازی ها و قرار ملاقات های پزشکی. بنابراین ، اوقات فراغت آنها خواستار ، تکه تکه تر و آرامش بخش تر از زمان پدران است.
این آلودگی اوقات فراغت زنان در کشورهایی با هنجارهای جنسیتی سنتی بدتر است. مادران در کشورهایی که هنجارهای مساوات بیشتری دارند ، مانند نروژ و دانمارک ، جایی که زنان قدرت سیاسی بیشتری دارند ، مرخصی زایمان سخاوتمندانه و مراقبت از کودک یارانه ای دارند ، در پایان می توانند اوقات فراغت با کیفیت بیشتری نسبت به مادرانی که در ایالات متحده زندگی می کنند به طور خلاصه ، زندگی در کشورهای مساوات به زنان کمک می کند تا از زمان آزاد استفاده کنند. ”
درعوض ، از آنجا که زنان از نظر عاطفی در دسترس دیگران هستند ، آنها اغلب اوقات فراغت خود را با نیازها و ترجیحات شریک زندگی یا فرزندان خود تنظیم می کنند ، که در نهایت باعث می شود زمان کمتری از آن لذت بخش شود. برای بدتر شدن اوضاع ، مادران این انتظارات جنسیتی را چنان به شدت درونی کرده اند که حتی وقتی که سرانجام اوقات فراغت را از فرزندان خود دور می کنند ، گزارش می دهند که از انجام این کار احساس گناه می کنند.
بنابراین ، مادر چه کاری باید انجام دهد؟
اول از همه ، او می تواند برای خودش اعتبار یابد که زمان به تنهایی برای او مهم است ، و مراقبت از نیازهای خود نه رد خانواده وی است و نه سیگنالی مبنی بر ترک روابط خود. در عوض ، این یک رأی برای خودش است. این بدان معناست که او تشخیص داده است که برای اینکه یک فرد کاملاً کارآمد باشد ، باید توجه خود را به دیگران با توجه به خودش متعادل کند.
دوم ، کسانی از ما که در زندگی ما مادرانی داریم می توانیم در اولویت بندی زمان خودشان قدم بردارند و از آنها حمایت کنیم. به احتمال زیاد این شامل همه ما می شود ، زیرا من فقط در مورد مادران خودمان صحبت نمی کنم ، بلکه دوستان یا خواهرانی که مادر هستند ، دختران بالغ که هم اکنون در میان فرزندپروری هستند ، و به ویژه مادران مجرد در مدار ما ، گروهی که اغلب از مطالعات ذکر شده در بالا خارج می شوند و احتمالاً بیشتر از همه به “زمان من” احتیاج دارند.
شاید این سالی باشد که به جای شکلات ها یا جواهرات (یا اگر مثل من باشید ، لیوان های قهوه ای که من سال به سال به مادرم می دادم) ، ما به آنها هدیه زمان می دهیم. زمان غیر آلودگی
آنها سزاوار آن هستند.