کلمه “اضطراب” اغلب برای توصیف تجربیات بسیار متفاوتی که دلایل اساسی مختلفی دارند و به درمان های قابل توجهی متفاوت نیاز دارند ، استفاده می شود. در اینجا ما دو ارائه متمایز از اضطراب و یک پدیده سوم را توصیف می کنیم که اغلب به عنوان “اضطراب شدید” نقاب می شود اما یک مشکل بسیار متفاوت است.
اضطراب ناشی از افکار ترسناک
این در مقوله هایی از اضطراب عمومی ، ترسناک ، پیش بینی کننده یا وسواس قرار می گیرد. بسیاری از ما عادت داریم که دوره های اضطراب و یا آنچه را که می توان “حساسیت” نامید ، در حال واکس زدن و از بین رفتن باشد. مواقعی وجود دارد که آگاهی بیشتر از چیزهایی که باید نگران آن باشند وجود دارد ، یا بدن شما نسبت به حد معمول نسبت به افکار شما تنش و واکنش پذیر تر به نظر می رسد. شما خود را بیشتر از حد معمول در مورد اشتباهات ، ایمنی یا سلامتی نگران می کنید ، یا در مورد نحوه درک یا درمان شما بیش از حد هستید. شما مستعد تحلیم ، برنامه ریزی و شایعه هستید.
اضطراب پیش بینی کننده همانطور که شما در نظر می گیرید و دوباره تصمیم می گیرید ، چالش ، تعهد یا رویداد آینده را مورد بررسی قرار می دهید. ذهن شما به موقع پیش می رود و سناریوهایی را تصور می کند که در آن کارها اشتباه می شود ، زیرا شما در مورد آنچه ممکن است اتفاق می افتد به جای آنچه که احتمالاً اتفاق می افتد فاجعه می کنید. ممکن است شما باور داشته باشید که اضطراب شما سیگنالی است که محتاط تر باشد ، یا ممکن است در مورد سؤالی که غیرقابل پاسخ یا مزخرف است ، دور و دور شوید.
شما می دانید که از چه نگران هستید ، حتی همانطور که می خواهید نگران نباشید. موضوع مشترک در این نوع اضطراب این است که در مورد چیزی ممکن است فوراً آشکار نباشد ، اما تمرکز دارد. این در مورد نیست همه چیزبشر
این نوع اضطراب در فوبیا ، OCD ، اضطراب اجتماعی و عملکردی ، نگرانی های مزمن ، کمال گرایی و موقعیت های استرس زا وجود دارد. تجربیات آسیب زا همچنین می تواند منجر به افزایش اضطراب شود ، زیرا بی اعتمادی به جهان یا خودتان به محرک هوشیاری و نگرانی تبدیل می شود.
موارد وحشت زدگی
ارائه دوم اضطراب نامیده می شود وحشت زدگی، و این ناشی از ترس از احساسات بی ضرر است. این اغلب زمانی اتفاق می افتد که احساس می کنید به دام افتاده اید یا قادر به رسیدن به ایمنی نیستید. این یک زنگ خطر از سیستم واکنش اضطراری بدن است-شروع ناگهانی برانگیختگی زیاد که با یک احساس از احساسات شروع می شود که شامل ضربان قلب سریع ، تنفس بیش از حد ، عرق کردن ، احساس شخصیت شخصی و بسیار وحشتناک است. چند دقیقه طول می کشد و به تنهایی فروکش می کند.
مردم غالباً به اشتباه اعتقاد دارند که قسمت های وحشت آنها ناشی از یک مکان یا وضعیت است. اما این ترس از احساسات یا تجربه اضطراب است که این ترس اساسی است.
در حین حمله وحشت ، مردم هستند از خود حمله می ترسد، به اشتباه اعتقاد دارند که آنها در معرض خطر فاجعه پزشکی ، یک شکست سلامت روان یا از دست دادن کنترل هستند. این یک تجربه بسیار مشخص است. پس از اتمام ، مردم تسکین می یابند ، اما غالباً از آنچه که تازه اتفاق افتاده و به چه معناست ، نگران یا ناراحت می شوند.
قسمت های وحشت خطرناک نیستند و خود محدود کننده هستند. درمان شامل یادگیری چگونگی و چرایی عدم اضافه کردن ترس یا سوء تفاهم به اولین احساسات است. حملات هراس در چند دقیقه به تنهایی و غیرقابل تحمل باقی مانده است ، و پس از آن ، با گذشت زمان ، با کاهش حساسیت ، آنها را به طور قابل توجهی در فرکانس کاهش می دهند.
اضطراب شدید
حالت سوم ، که اغلب به عنوان “اضطراب شدید” توصیف می شود ، واقعاً یک تجربه کاملاً متفاوت است. با برچسب صحیح تر است تحریکبشر آشفتگی “در مورد چیزی” نیست. این یک وضعیت تغییر یافته است، که در آن خودت احساس نمی کنی. شما نمی توانید تمرکز کنید ، اشتهای خود را از دست می دهید ، و نمی توانید توجه خود را به طور مؤثر روی هر چیزی متمرکز کنید. غالباً ، شما نمی توانید هنوز هم بنشینید ، و احساس لرزش لرز در بدن خود می کنید. شما قدم می زنید شما از یک چیز به چیز دیگر به دنبال تسکین حرکت می کنید.
شما با احساس بیماری یا خودتان مشغول به کار هستید و نمی توانید فعالیت های روزانه عادی را انجام دهید. شما روی ایده هایی مانند “من هرگز احساس خوبی نخواهم کرد” یا “چه اتفاقی برای من می افتد؟” یا “من نمی توانم کار کنم.” این خیلی بیشتر از نگرانی است. این احساس یک شکست ، از دست دادن کنترل ، تحول حیرت انگیز است. این می تواند احساس ناامیدی و بیش از حد کند. آشفتگی می تواند شامل اضطراب باشد ، اما بیشتر از این است.
آشفتگی اغلب نشانه ای از اختلال خلقی – افسردگی یا اختلال دو قطبی یا روحیه “حالت مختلط” است. همچنین می تواند در اثر بیماری پزشکی ، واکنش دارویی یا یک دلیل بیولوژیکی دیگر ایجاد شود. این یک تجربه تمام شبانه و شبانه است ، که اغلب در صبح ها بدتر است و کمی تسکین در شب است. خواب ترمیم کننده نیست ، و اغلب خواب بیش از حد یا خیلی کم ، بیدار شدن از صبح زود و احساس ترس یا عذاب که هرگز ترک نمی شود وجود دارد.
این می تواند برای روزها یا هفته ها دوام داشته باشد و کاملاً ناتوان کننده است. وقت آن است که به شما کمک های حرفه ای کمک کنیم. این چیزی نیست که احتمالاً بتوانید خود را از آن فکر کنید. و در حالی که دوستان و خانواده دلسوز می توانند پشتیبانی ، اطمینان و کمک را ارائه دهند ، احتمالاً چیزی از طرف متخصصان پزشکی لازم است. شرایط اساسی که باعث تحریک می شوند همه قابل درمان هستند و پس از درمان این بیماری بهتر می شوند.
خلاصه
درک این سه فرآیند مجزا در دانستن چگونگی غلبه بر آنها مهم است. نگرانی اضطراب پاسخگو به خودیاری ، انواع روان درمانی از جمله روشهای درمانی شناختی رفتاری و برخی از داروها است. وحشت همچنین می تواند با موفقیت در یادگیری در مورد آن و تغییر رابطه شما با تجربه و همچنین برخی از داروها پاسخ دهد. اما آشفتگی به ندرت پاسخگو به خودی است و به تنهایی پشتیبانی می کند. اگر آشفتگی وجود داشته باشد ، باید یک ارزیابی تشخیصی حرفه ای انجام شود تا علت اساسی به سرعت مورد بررسی قرار گیرد.
برای یافتن یک درمانگر ، لطفاً به روانشناسی امروز دایرکتوری درمانی.