10:39 - 2025/05/16

آزادی به صورت رایگان هدر می رود: درسهایی در زندگی کامل

[ad_1] تا زمانی که از بین نرود ، می توان آزادی را به صورت مسلم دانست. برای روزنامه نگار استرالیا ، چنگ لی ، سه سال در یک زندان چین تعریف کرد که به معنای آزاد بودن چیست. در کنفرانس TED در سال 2025 ، لی حساب آزار دهنده خود را از بازداشت تحت...

آزادی به صورت رایگان هدر می رود: درسهایی در زندگی کامل

[ad_1]

تا زمانی که از بین نرود ، می توان آزادی را به صورت مسلم دانست. برای روزنامه نگار استرالیا ، چنگ لی ، سه سال در یک زندان چین تعریف کرد که به معنای آزاد بودن چیست.

در کنفرانس TED در سال 2025 ، لی حساب آزار دهنده خود را از بازداشت تحت سیستم حقوقی مات چین به اشتراک گذاشت. لی لنگر مشهور دولت چین و زبان انگلیسی بود تجارت جهانی نمایش تلویزیونی یک روز صبح در سال 2020 ، پس از ورود به محل کار ، وی برای جلسه به یک دفتر فراخوانده شد. در انتظار او مأمورین وزارت امنیت بدنام بودند. سرانجام ، آنها او را چشم پوشی کردند و او را بردند. او از تلویزیون ناپدید شد و از خانواده و دوستان سرقت شد.

بیش از سه سال ، لی در زندان نگه داشته شد ، بخش اعظم آن تحت “نظارت مسکونی در یک مکان مشخص” (RSDL) ، نوعی بازداشت که به دلیل عوارض روانی شیب دار شناخته شده است. لی به مخاطبان TED گفت که RSDL “هجی چینی برای جهنم است.”

منظور از آزاد بودن چیست

لی می گوید ، آزادی مانند برنده شدن در قرعه کشی است. “به راحتی می توانید اولویت های خود را به راحتی و سخت کنید.” درک “وسعت یا گرانبهای” آزادی تا زمانی که آن را از دست ندهید ، دشوار است. “آزادی به صورت رایگان هدر می رود.”

در بازداشت ، جایی که هر حرکتی نیاز به مجوز داشت ، او آرزو داشت که کارهای ساده ای مانند دویدن را انجام دهد ، که از او متنفر بود. در حال صحبت با مردم ، اگرچه قبل از بازداشت وی ، او افراد را با جوانه های گوش تنظیم کرده بود. و یادگیری ، فرصت هایی که او قبل از زندانی شدن سیاسی هدر داده بود. هنگامی که او گزینه های بی حد و حصر داشت ، از آنها استفاده نکرده بود.

لی شروع به درک عمیقا درک کرد که روانشناسان آن را خستگی تصمیم می دانند. داشتن گزینه های بسیاری می تواند منجر به عدم توانایی در تصمیم گیری و تمایل به عدم استفاده از چیزهایی شود که فکر می کنیم همیشه در دسترس خواهد بود. لی گفت ، وقتی آزاد هستیم ، می توانیم “با انتخاب فلج” شویم.

زندگی به عنوان یک حکم اعدام

محاصره جسمی لی نیز باعث شد تا او در مورد محدودیت های خود تحمیل شود. او کشف کرد که انتظارات اجتماعی و تمرکز بر دارایی های مادی می تواند ما را محدود کند. و “روابط نیز می تواند shackles باشد.” او فهمید ، چیزهایی که ما را از احساس آزادی باز می دارد ، اغلب زندان های خودمان است.

از طرف دیگر ، رد فشار انگیزه های بیرونی و انتخاب انتخاب از مکانی برای آزادی واقعی می تواند بهزیستی بیشتر ذهنی ، رشد شخصی و رضایت از روابط را تقویت کند.

لی گزارش داد که پس از تحمل درد شدید ، اضطراب و ناامیدی ، به وضعیت آرامش درونی دست یافت. در تاریک ترین لحظات او – مجهز ، دستبند ، جدا شده – او در تخیل و قدرت درونی آرامش پیدا کرد. “وقتی آزادی جسمی را از دست می دهیم ، فرصتی برای یافتن آزادی در درون است.” او این را “آرامش btfi” می نامد (“فراتر از” لعنتی آن “.)

قدرت مهربانی

مدتی ، لی با شخصی که او را “قلدر وحشتناک” توصیف می کند ، یک سلول را به اشتراک گذاشت ، کسی که زندگی خود را جهنم کرد. یک شب ، از همبازی برای بازجویی نیمه شب فراخوانده شد. لی گفت: “او خیلی ترسیده بود.” “او پرسید که آیا می تواند دست من را نگه دارد. من او را در آغوش گرفتم و او را آرام کردم.” علی رغم رفتار همسایه با او ، لی مهربانی را ارائه داد.

او نیز با حسن نیت از نگهبانان خود استقبال کرد ، حتی اگر آنها به خوبی با او رفتار نکردند و آنها زندانیان را ترغیب کردند که به یکدیگر خیانت کنند. و هنگامی که زندانیان به خیانت مشغول بودند ، لی آنها را بخشید. وی توضیح داد: “اگر من انتقام و ریز و درشت باشم ، آنها بیشتر از من گرفته اند.”

اگرچه او حتی آزادی استفاده از توالت را به صورت خصوصی نداشت ، اما لی می دانست که او در پاسخ به ظلم و ستم آزادی انتخاب مهربانی را دارد. “هنگامی که متوجه شدید که درد مشترک نهایی است ، می تواند به عنوان هدیه جهانی مهربانی را نیز به دست آورد.”

لی به طور احشایی کشف کرد که ویکتور فرانکل ، بازمانده هولوکاست نیز یاد گرفته است: “آخرین آزادی های انسانی” که او نوشت ، “انتخاب نگرش شخص در هر مجموعه ای از شرایط است.”

فراخوانی برای زندگی کامل

لی می گوید ، هیچ کس در زندان پشیمان نیست که به اندازه کافی پول یا دارایی های مادی نداشته باشد. “اما ما خودمان را به مسافرتی که انجام ندادیم ، عشقی که نشان ندادیم ، خطرات خود را که انجام ندادیم ، لگد می زدیم.”

روانشناسی ضروری می خواند

داستان او ما را به چالش می کشد تا از خود بپرسیم: آیا ما از دیوارهای نامرئی ساخت خودمان محدود شده ایم؟ یا ما واقعاً آزاد هستیم؟

او می گوید: “حداکثر زندان امنیتی ، ذهن ماست.”

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان