این هفته ، رسانه های خبری اصلی از تغییر در وب سایت برای سرویس پارک های ملی خبر دادند. بخشی با عنوان “راه آهن زیرزمینی چیست؟” پیش از این با نقل قول و تصویری از هریت توبمن ، زن زمانی بردگی که چندین گروه از مردم را در طی دهه های قبل از جنگ داخلی آمریکا به آزادی سوق داده بود ، آغاز شده بود.
این نسخه قدیمی این وب سایت توضیح داد که راه آهن زیرزمینی “به تلاش های آمریکایی های آفریقایی آفریقایی برای به دست آوردن آزادی خود با فرار از اسارت ، اشاره دارد. هر کجا که برده داری وجود داشته باشد ، تلاش هایی برای فرار وجود داشت.”
نسخه جدید (فوریه 2025) به جای آن تأکید می کند که چگونه راه آهن زیرزمینی “تقسیم نژاد ، دین ، اختلافات مقطعی و ملیت” (و) “خطوط دولتی و مرزهای بین المللی” را برطرف کرد. این تأکید بر “اقدامات خارق العاده زن و مرد معمولی که به طور مشترک برای آزاد کردن یک مردم کار می کنند.” جایی که وب سایت قدیمی Tubman را به نمایش گذاشته بود ، مجموعه جدید مجموعه ای از تمبرها را نشان می دهد که از افرادی که در روند جنگ برده داری شرکت کرده اند ، احترام می گذارد.
می توان استدلال کرد که این تغییر بد نیست. از این گذشته ، بسیاری از افراد در تلاش برای حمایت از افراد بردگی درگیر بودند. با این حال ، باید واضح باشد که نسخه جدید توجه یک برده سابق را که به یک قهرمان فرهنگ مشروع تبدیل شد ، به یک موضوع عمومی تر “همه ما در این با هم بودیم” تغییر می دهد.
مثالی که من توجه می کنم بخشی از تلاش بسیار کلی تر برای کاهش آنچه دولت فعلی برنامه ها را در “تنوع ، عدالت و گنجاندن” می نامد ، اساساً تلاش برای حمایت و تبلیغ نقش مردمان به حاشیه نشین تاریخی در زندگی آمریکا است. این تعهدات ، استدلال می شود ، دیگر مورد نیاز نیست و در واقع در اجرای مؤثر نهادهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی مدرن دخالت می کند. ما باید به جای آن به زمانی برگردیم که یک سنت غالب آمریکایی وجود داشت و وقتی دسته بندی های کمتر مورد علاقه مردم مکان های خود را در درون آن گرفتند.
آیا “عصر طلایی” آمریکایی وجود داشت؟
بسیاری از جوامع-و به ویژه آنهایی که دارای بنیادهای اسطوره ای یا مذهبی هستند-به مدت دیرینه ای که دیدگاه مردم ایجاد می شود ، به مدت طولانی در طول می گیرند. معمولاً به اندازه کافی ، برخی از چالش های یادبود ، شاید یک فاجعه زیست محیطی یا خطرات نظامی ، با موفقیت روبرو شده بود. یک رهبر بزرگ (یا رهبران) به وجود آمد. گروه های قبلاً در معرض خطر آزادی تازه کار را تجربه کردند. بعضی اوقات ، آنها مردم همسایه را به خواست خود خم می کردند.
در آن نور ، ما به دوران بزرگ یونان کلاسیک ، رنسانس ایتالیایی دوره اولیه مدرن یا شکوفایی فرهنگ اسلامی از قرن هشتم تا سیزدهم فکر می کنیم. گذشته طولانی ، آن زمان های احتمالاً شگفت انگیز فراتر از تجربیات انسانهای معاصر است. ما از طریق داستان ها ، کتاب ها و آثار هنری در مورد آنها می آموزیم.
اگر چند هزار سال را نادیده بگیریم که مردمان بومی قاره ما را حل و فصل کردند ، بیشتر ما از ایالات متحده به عنوان یک جامعه نسبتاً اخیر ، “اولین ملت جدید” فکر می کنیم ، همانطور که یک دانشمند سیاسی از آن نامیده می شود. ما به جنگ استقلال خود از انگلیس و قانون اساسی حفظ حقوق خود افتخار می کنیم. بناهای ملی ، معماری عمومی و پول ما (!) به آن زمان های عالی اشاره دارد. با این حال ، این آزمایش بزرگ در دموکراسی بیشتر یک انقلاب سیاسی بود. و مورخان اظهار داشتند كه بسیاری از بنیانگذاران ما ، و روسای جمهور اولیه ، صاحبان برده بودند. زنان حقوق اقتصادی و سیاسی بسیار کمی داشتند. ظن عمیقی به مهاجران و کاتولیک ها وجود داشت. برای بیشتر زندگی ، زندگی سخت بود. شاید ما باید در جای دیگری به دنبال یک قرن طلاکاری باشیم.
در حال حاضر ، نوستالژی برای دهه 50 و اوایل دهه 60 وجود دارد. آن “روزهای مبارک” ، برای یادآوری یک برنامه تلویزیونی قدیمی ، یک طبقه متوسط در حال گسترش ، تعالی “ارزش های خانوادگی” و دسترسی بی سابقه ای به کالاهای مصرفی مانند خودرو و تلویزیون را نشان می داد. آمریکا و به اصطلاح “بزرگترین نسل” از جنگ وحشتناک به عنوان قدرت سیاسی و اقتصادی غالب جهان بیرون آمده بودند. شرق کمونیست رقیب قوس در خلیج برگزار می شد. مردم عادی امیدوار بودند و انتظار داشتند که یک زندگی در حال افزایش باشد.
آیا این دوران طلایی بود؟ با گذراندن دوران کودکی در این دوره ، می توانم گزارش دهم که اینگونه نبود. مطمئناً ، تحسین چیزهای زیادی در مورد ثبات خانواده ، وفاداری شرکت و روحیه جامعه در دوره وجود داشت. با این حال ، کسانی که به سفید بودن ، آنگلوساکسون و پروتستان افتخار می کردند ، معمولاً آنچه را می توان نگرش های وحشتناک نسبت به سایر دسته از افراد نامید ، نگه داشتند. سیاه پوستان به عنوان “دیگران” مشخص شده بودند که باید در محله های خود زندگی کنند و در غیر این صورت در جای خود بمانند. مهاجران از بسیاری از کشورها اساساً کنجکاوی بودند که باید از نظر آمریکایی خود بررسی شوند. به کاتولیک ها و یهودیان نمی توان اعتماد کرد. در حال حاضر با رأی دادن ، زنان هنوز هم به مشاغل قابل توجهی دسترسی کم داشتند و در خارج از محدوده یک خانه تحت سلطه مردانه با وجود مشکل ساز روبرو بودند. افراد همجنسگرا یک ناسزا بودند. توجه داشته باشم که بیشتر این موارد برای کودک تایمز “طبیعی” به نظر می رسید. بزرگسالی مجموعه ای متفاوت از قضاوت ها را به ارمغان می آورد.
من یک دوره آخر را اضافه می کنم که به عنوان نمونه ای از تحقق آمریکایی ها ، به اصطلاح “عصر طلاکاری” از پایان جنگ داخلی تا 1900 به وجود آمده است. دقیقاً مانند دوره فوق ، زمان صعود سیاسی و اقتصادی آمریکا بود. مطمئناً ، ثروت افسانه ای برای ثروتمندترین آمریکایی ها وجود داشت. راه آهن ، فولاد ، نفت ، معدن و امور مالی رهبران اقتصادی بودند. مهاجران در حال ریختن به کشور بودند و غرب را جمع می کردند. افزایش عمومی دستمزدهای صنعتی و استاندارد زندگی رخ داده است. نمایشگاه های بین المللی قدرت های آمریکا را اعلام کردند. یک جنگ امپریالیستی علیه اسپانیا سرزمین های جدیدی را بدست آورد. یک بار دیگر ، این فقط نیمی از تصویر است. به یاد بیاورید دوران جدایی جیم کلاغ ، کو کلوکس کلان و احزاب سیاسی ضد مهاجرت (و ضد کاتولیک). در سال 1873 و 1893 وحشت اقتصادی رخ داد. بیشتر جنوبی ها بسیار فقیر بودند. هر سنی ، یا به نظر می رسد ، چالش های خود را برای فراموش کردن احمقانه دارد.
چرا ما گذشته را عاشقانه می کنیم
روانشناسان به ما می گویند که ما تمایلات عمیقی برای تجلیل از گذشته داریم. از یک طرف ، ظرفیت های شگفت انگیز ما برای حافظه به ما این امکان را می دهد تا شخصیت موقعیت هایی را که در آن بوده ایم به یاد بیاوریم و اثربخشی استراتژی هایی که ما امتحان کرده ایم. با این حال ، بسیاری از این شرایط ناخوشایند بودند ، برخی از آنها بسیار. از آنجا که چالش اصلی زندگی زندگی پیشرو در حال حاضر است ، ما برای نرم کردن خاطرات منفی و تقویت موارد مثبت به فرآیندهایی نیاز داریم. محققان ترنس میچل و لی تامپسون آن سیستم شین زدن را “گذشته نگر گلگون” خواندند. برخی دیگر نشان داده اند که خاطرات منفی سریعتر محو می شوند. از این گذشته ، نگه داشتن آنها بسیار دردناک است.
روانشناسی جمعی چندان متفاوت نیست. جوامع می خواهند نسبت به آینده احساس خوش بین کنند. این امر به ویژه در دوره های استرس زا مانند جنگ ، افسردگی اقتصادی و همه گیر اتفاق می افتد. هنگامی که استراتژی های سیاسی فعلی غیرمولد به نظر می رسد ، ممکن است تمایل به بازگشت به برخی دوره هایی وجود داشته باشد که (در گذشته نگر گلگون) ساده تر ، ایمن تر و منسجم تر به نظر می رسد.
دقیقاً مانند حافظه شخصی ، گذشته نگر جمعی عملی ساده نیست. یادآوری ها به جای واردات در Toto مونتاژ می شوند. برخی از آنها وضعیت بالایی داده می شود. دیگران تخریب می شوند. همیشه ، این چشم انداز حال حاضر است که این بازسازی را تعیین می کند.
کمتر کسی از تمایل ما برای به یاد آوردن گذشته – شاید والدین مرحوم ما یا یک عشق قدیمی – انتقاد می کند. با این حال ، ما به خودمان مدیون هستیم که در مورد آن یادآوری ها صادق باشیم. حتی در آن “اوقات عالی” ، باید تصدیق کنیم که بسیاری از مردم در خارج از حلقه پذیرش اجتماعی زندگی می کردند. بیش از این ، ما باید به اندازه کافی صریح باشیم تا بپذیریم که آن دسته از افراد حاشیه نشین معمولاً برای پیشبرد جایگاه های خود در جهان سخت می جنگند. بسیاری به دلیل این تعهدات بسیار رنج بردند ، یا حتی درگذشتند.
“جامعه بزرگ” سپس موضوعی است که به جای مستثنی کردن شامل می شود. این تشخیص می دهد که افراد از سیستم عامل های مختلف امکان پذیر هستند و ممکن است چالش هایی برای برخی از ما برای کسانی که راحت تر قرار می گیرند بیشتر باشد. این تأیید می کند که همه ما ، هر شرایط فعلی ما ، می تواند کمک های مهمی در بهزیستی جمعی داشته باشد. و برخی می توانند قهرمان شوند مانند هریت توبمن.