[ad_1]
پیاده روی زوج مسن
منبع: EddieKphoto/Pixabay
من تقریباً پنج سال است که برای روانشناسی امروز وبلاگ می نویسم، و این کوتاه ترین و ساده ترین مطلبی است که نوشته ام. به همین سادگی است: دفعه بعد که شریک زندگیتان هر مکالمهای جدی را با شما آغاز کرد، در ابتدا صحبت کوتاهی را قطع کنید و بپرسید: «این یکی از آن مواقعی است که میخواهید فقط به من گوش دهم یا در موردی از من کمک میخواهید؟ ”
با تصور اینکه خود را به عنوان شنونده تصور می کنید، ممکن است این پیشنهاد را تحقیرکننده، شاید حتی تحقیرکننده بدانید. ممکن است فکر کنید که باید بدانید که شریک زندگیتان در هر موقعیتی به چه چیزی نیاز دارد بدون اینکه مجبور باشد آن را با صدای بلند بگوید. من با آن همذات پنداری می کنم زیرا دقیقاً همان چیزی است که در طول 40 سال مبارزه در روابط صمیمی، عاشقانه و غیره فکر می کردم. بالاخره من یک روان درمانگر هستم. من به طور حرفه ای آموزش دیده ام تا بفهمم مردم به چه چیزی نیاز دارند. چیزی که به من کمک کرد تا این ذره غرور را رها کنم، این بود که متوجه شدم آن را به اشتباه اشتباه کردهام تا اینکه درست انجام دهم. اغلب، وقتی فکر میکردم همسرم در مورد چیزی به کمک من نیاز دارد، اغلب از دست من عصبانی میشد، زیرا فقط به من نیاز داشت که گوش کنم. وقتی فکر می کردم همسرم فقط به من نیاز دارد که گوش کنم، او اغلب از دست من عصبانی می شد زیرا به کمک من نیاز داشت. به برخی از درگیری های تکراری در رابطه خود فکر کنید. اعتراف می کنم که حدس های من بیش از نیمی از موارد اشتباه بوده است. حال شما چطور است؟ اگر بتوانید نیمی از دفعاتی را که اشتباه می کنید به ستون موفقیت منتقل کنید چقدر زندگی شما بهبود می یابد؟
وقتی خود را به عنوان سخنران تصور می کنید، ممکن است فکر کنید که شریک زندگی شما باید بداند که شما به چه چیزی نیاز دارید بدون اینکه شما آن را بخواهید. بسیاری از شما نتایج این ایده بد خاص را هفته گذشته تجربه کردید، زیرا یک سری هدایایی را باز کردید که دوباره شما را ناامید کرد. آخرین باری که کسی با موفقیت تمام خواسته ها و نیازهای ناگفته شما را پیش بینی کرد در کانال زایمان بود، لحظه قبل از تولد شما. سپس به دنیا آمدید و برای اولین بار با چالش مواجه شدید که نیازهای خود را به شخص دیگری بیان کنید. من همیشه فکر می کردم این یکی از دلایلی است که نوزادان هنگام تولد گریه می کنند: “من سردم!” “آن چراغ ها خیلی روشن هستند!” “چرا کسی این را نمی فهمد و از من مراقبت نمی کند!”
حداقل چند مزیت برای شروع هر مکالمه مهم با پرسیدن اینکه چگونه می توانید بهترین کمک را داشته باشید، وجود دارد. اول، احتمال بیشتری وجود دارد که آن را درست انجام دهید و مفید باشید. دوم، این احتمال وجود دارد که شریک زندگی شما نیز به این موضوع فکر نکرده باشد. اکثر مردم بدون در نظر گرفتن این سوال شروع به صحبت می کنند. آنها چیزی در ذهن خود دارند و می خواهند در مورد آن صحبت کنند. اینکه از کسی بپرسید که چگونه می تواند مفید باشد، دعوت شگفت انگیزی است تا فکر کنید به دنبال چه نوع کمکی هستید.
برای درمانگرانی که این مطلب را می خوانند، من هر جلسه مشاوره را با یک بیمار جدید بالقوه با این کلمات با دقت انتخاب شده آغاز می کنم: “چگونه می توانم کمک کنم؟” من نمی پرسم، “چه چیزی تو را به اینجا آورده است؟” زیرا آنها را دعوت می کند تا هر دغدغه ای را که دارند دانلود کنند بدون اینکه فکر کنند در مورد کدام دغدغه ها از من کمک می خواهند.
این همه چیز است، واقعاً به همین سادگی است. همانطور که مادرم اغلب می گفت: “هیچ تضمینی در زندگی وجود ندارد.” با وجود این، اگر این کار را به طور مداوم در رابطه خود انجام دهید، احتمالاً درگیری کمتری خواهید داشت و به طور قابل توجهی احساس نزدیکی به شریک زندگی خود خواهید کرد. سال جدیدی است، و با بازگشت نور به جهان، روزها طولانی تر می شوند. چه جهنمی، به آن ضربه بزنید و ببینید که چگونه می شود.
برگرفته، بخشی از پنهان در یک دید ساده: ترس مردان از زنان چگونه روابط صمیمی آنها را شکل می دهد. پرس تاثیر ماندگار.
[ad_2]