این پست توسط داون او. بریتویت، دکترا، و کلارک اولسون، دکتری نوشته شده است.
ماریان از یک روز طولانی در محل کار خود را به داخل کالسکه خود میکشید که متوجه شد، همسایه جدیدش، سوزان، چند هفته قبل از انتخابات ریاستجمهوری سال 2024، با افتخار تابلوی «هریس والز» را در حیاط خانهاش نصب میکند. ماریان دندان هایش را به هم فشار داد و به تابلوی ترامپ که با افتخار در حیاط خانه اش نمایش داده شده بود نگاه کرد.
هیچ راهی برای اجتناب مودبانه از سوزان که برای او دست تکان می داد وجود نداشت. ماریان در حالی که سعی می کرد عصبانی به نظر نرسد، گفت: «به نظر می رسد که ما رای یکدیگر را لغو می کنیم. سوزان پاسخ داد: «خب، من فقط سعی می کنم بهترین کار را برای دخترم میسی انجام دهم. او فقط 10 سال دارد، و من میخواهم اگر نگوییم بهتر، همان فرصتهایی را که در دوران رشد داشتم، داشته باشد.» ماریان پاسخ داد: «شما یک بچه 10 ساله دارید؟ لیلی من نیز 10 ساله است و در مدیسون به مدرسه می رود. سوزان پاسخ می دهد: “وای، میسی هم به مدیسون می رود. شرط می بندم که احتمالاً از قبل همدیگر را می شناسند – امیدوارم بهتر از ما همدیگر را بشناسیم.»
مکالمه سوزان و ماریان برای 10 دقیقه خوب ادامه یافت و به طور اتفاقی از به اشتراک گذاشتن داستان های دخترانشان به انتخابات جنجالی که در راه است منحرف شدند. سوزان گفت: “من قبلاً هرگز در حالت بنفش زندگی نکرده ام.” این انتخابات بسیار نزدیک است. پس از شنیدن داستانهایی مبنی بر سرقت تابلوها و اقدامات خرابکارانه، تقریباً میترسیدم تابلوی حیاطم را خاموش کنم. ماریان متفکرانه مکثی کرد و پاسخ داد: “در این محله، ما فقط سعی می کنیم زندگی کنیم و اجازه دهیم زندگی کنیم، به نوعی که امیدواریم کشورمان بتواند باشد. فکر نمیکنم لازم باشد نگران چیزی باشید.»
طولی نکشید که این دو همسایه با دخترانشان، PTA، و این واقعیت که شوهرانشان هر دو برای کار زیاد سفر میکردند، پیوند خوردند. وقتی ماریان خواربارش را برداشت تا به خانه برود، سوزان داوطلب شد: «بیایید این آخر هفته دخترانمان را دور هم جمع کنیم. ماریان پاسخ داد: «موافقت».
آنچه در این شرایط میتوانست به یک اختلاف نظر زشت ختم شود، تبدیل به دو نفر با دیدگاههای سیاسی متفاوت شد که متوجه شدند سیاست از روابط همسایگی آنها عقبنشینی کرده است. در حالی که آنها ممکن بود به صحبت نکردن با یکدیگر پایان دهند، اما تمایل آنها برای پیشبرد ایده های خود با دلایل باعث شد که این اختلاف نظر به همان اندازه باقی بماند، بدون اینکه به یک دشمنی زشت محله تبدیل شود. ما متوجه هستیم که این تعامل ممکن است استثنا باشد تا یک قاعده، به ویژه با توجه به احساسات داغ در این انتخابات فعلی. اقدامات همسایگان نشان دهنده احترام متقابل بود و مانع از غالب شدن خشم و خصومت شد.
عناصر مدنیت
چرا همه همسایه ها نمی توانند دوستانه باشند؟ چرا در لحظه ای که هسته ای از اختلاف با دیگران پیدا می کنیم، احساسات منفی ظاهر می شوند؟ متأسفانه، جامعه آمریکا مملو از بی ادبی است. این انتخابات اخیر مملو از اتهامات، نامگذاری و تبلیغات منفی در سراسر رسانه ها بوده است. به راحتی می توان فهمید که چرا این امر به شهروندان عادی آسیب می رساند، زیرا آنها می بینند که رهبران رفتاری بی ادبانه دارند. اکثر مردم حتی نمی دانند که مدنیت چیست، زیرا حتی تعریف ویکی پدیا کمتر از یک دهه است که وجود دارد.
دکتر کلارک اولسون و همکارانش یک برنامه گفتگوی مدنی ایجاد کردند و گروه های اجتماعی و دانشجویان دانشگاه را در بحث درباره موضوعات بحث برانگیز تسهیل کردند. آنها مدنیت را اینگونه تعریف می کنند “به اشتراک گذاری واقعی احساسات و مبنای خود برای قضاوت ارزشی در مورد مسائل مهم اجتماعی. این به معنای ارائه صادقانه بینش در مورد قوانین اخلاقی یک فرد در محیطی از احترام است (ژنت و همکاران، 2018).
این چیزی است که دموکراسی بر آن استوار است. برای اینکه دموکراسی وجود داشته باشد و پیشرفت کند، چندین طرف باید با احترام مواضع خود را بیان کنند و اساساً مفاهیم و پیشنهادات را در بازار آزاد ایده ها قرار دهند. بنیانگذاران ملت ما معتقد بودند که نقش دولت دستیابی به یک خیر عمومی است. برای مثال، در حین تأسیس کشورمان، اولین رئیس جمهور ما جورج واشنگتن 110 قانون مدنیت و رفتار شایسته را بر اساس کار بر روی یسوعیان در دهه 1590 ارائه کرد (به قوانین مدنیت و رفتار شایسته مراجعه کنید). بنیانگذاران ما، مانند سیاستمداران امروزی، ایده های متفاوتی در مورد چگونگی دستیابی به یک جمهوری دموکراتیک داشتند، اما به نوعی، در دوران مدنیت و بی ادبی، آزمایش بزرگ آنها دوام آورده است.
دستورالعمل های مدنی
چه عناصری از مدنیت برای حفظ یک جامعه آزاد بسیار حیاتی است؟ ما معتقدیم که مدنیت بر اساس موارد زیر استوار است:
- قرار دادن واقعی افکار و احساسات خود در بازار آزاد ایده ها.
- با دقت به عقاید دیگران گوش دهید، بدون اینکه برای پاسخ بعدی خود قطع کنید یا برنامه ریزی کنید.
- خودداری از قضاوت، هر چقدر هم که ممکن است دشوار باشد.
- وقتی مخالفت می کنیم به گونه ای پاسخ دهیم که محترمانه باشد.
درست مانند آنچه که ماریان و سوزان نشان دادند، امیدواریم در گفتگو با همسایگان خود این عناصر مدنیت را به عنوان دستورالعمل های خود در نظر بگیرید. این دستورالعملها در سراسر موضوعات و موقعیتها اعمال میشوند، برای مثال، زمانی که ما تفاوتهایی را در موقعیتهای سیاسی، ارزشهای مذهبی، انتظارات محیطی، و اختلاف نظرهای روزمره که در زندگی با همسایگان، همکاران، و دیگرانی که با آنها در تعامل هستیم، به وجود میآیند، تجربه میکنیم.
ما میدانیم که در مکالمه معمولی، دستورالعملها میتوانند فریبنده باشند. اغلب، قبل از اینکه به طرف مقابل اجازه دهیم موضع خود و فرآیندی را که منجر به تفکر و باور او میشود، توضیح دهد، مشتاق هستیم که با ایدههای متضاد خود وارد عمل شویم. و ما اغلب قبل از اینکه به طور کامل در مورد موقعیت خود و اینکه چگونه میخواهیم خود را به بهترین شکل بیان کنیم فکر کنیم، یک واکنش زانو زده را ابراز میکنیم.
درک این نکته مفید است که سکوت در مکالمه منفی نیست زیرا امکان بیان متفکرانه و دقیق یک ایده را فراهم می کند. وقت گذاشتن برای فکر کردن قبل از واکنش یک عادت مهم برای تمرین است. سکوت همچنین به ما این امکان را می دهد که دیگران را کاملاً مشاهده کنیم و آگاهانه در مورد آنچه می خواهند بگویند و انجام دهند تأمل کنیم.
مثل همیشه، ارتباط مهم است. با توجه به اینکه هدف ارتباطات مدنی درک متقابل است، تمایل به خودداری از قضاوت برای دستیابی به این هدف مهم ضروری است.