[ad_1]

جوی پدرش را بسیار ساکت و بسیار برخلاف خود روزمره خود دانست. او مدام از مادرش می پرسید ، آیا پدر مشکلی داشت؟ به حقیقت گفته می شود ، دن این روزها با توده ای که پزشک هنگام معاینه گردن خود در طول جسمی اخیر خود پیدا کرده بود ، بسیار مورد توجه قرار گرفت. در حال حاضر ، او در انتظار نتایج بیوپسی سوزن بود که به دنبال سونوگرام او از گردن بود. یکی از آزمایشات منتهی به دیگری ، تخیل دن را بیش از حد غافلگیر کرد ، زیرا او آنچه را که ممکن است آینده باشد تجسم می کند. او از نفوذ در برنامه منظم خود و تمام انتظار پزشکان خشمگین شد. او نتوانست درک کند که چرا برای برنامه ریزی رویه هایی که او انجام می شد اینقدر طول کشید. چرا شرکت بیمه در روند تصویب آنها اینقدر دشوار بود؟ چرا پزشکان وی در پاسخ به سؤالات شرکت بیمه بسیار کند بودند ، و چرا اینقدر طول کشید تا یک پاسخ قطعی به آنچه اشتباه بود ، رسیدند؟ مدتی ، دن از چگونگی نگرانی ها به تمرکز خود در محل کار آگاه بود. او با همسرش کوتاه بود و می دانست که تحمل محدودی برای پسرش دارد. وقتی از او سؤال شد که چه اشتباهی وجود دارد ، به خصوص قادر به پاسخگویی به جوی نبود. گفتن این خیلی زیاد بود ، اما او از اینکه جوی را نگران کرد ، متنفر بود. او فقط نمی دانست با توجه به اینکه خود او منتظر یادگیری چقدر است ، چه بگوید. او حتی ناراحت بود که به همسرش مولی بگوید. او بسیار دلسوز بود ، اما همیشه او را تحت فشار قرار می داد تا اطلاعات بیشتری کسب کند ، حتی وقتی احساس می کرد که اطلاعات کافی دارد.
در تجربه ما ، انتظار برای تشخیص یکی از دشوارترین تجربیاتی است که یک بیمار می تواند از آن عبور کند. از کار ما حمایت از افرادی که به این روش دست و پنجه نرم می کنند ، دریافتیم که ایجاد تخیل ، همراه با اضطراب پیش بینی کننده ، از بسیاری جهات سخت تر از یادگیری آنچه باید با آن مقابله کنید ، دشوارتر است. حداقل وقتی می دانید ، می توانید به طور مؤثر روی کارهایی که انجام می دهید تمرکز کنید و چگونه می توانید راه خود را برای حل مسئله پزشکی خود پیدا کنید. در حالی که شما منتظر اطلاعات و پاسخ هایی هستید که به زمان نیاز دارد ، به خصوص هنگامی که آنها توسط افراد نامرئی که تصمیمات پزشکی را مدیریت می کنند کنترل می شوند ، می توان احساس ناتوانی کرد و در معرض نیروهای دلخواه قرار گرفت که تأثیرات بسیار مهمی بر زندگی شما دارند. چه کاری می توانید انجام دهید تا کارها را برای خود و خانواده خود راحت کنید؟
اول ، مراقبت از خود
کار با پزشک که به او اعتماد دارید و احساس می کنید می توانید به آن اعتماد کنید ، بسیار مفید است ، چه کسی می تواند شما را از طریق تصمیم گیری “خط حمله” کند. شما به شخصی نیاز دارید که به اندازه کافی احساس راحتی کنید تا انواع سؤالاتی را بپرسید که می تواند دیدگاه مداوم در مورد آنچه ممکن است اکنون با آنها سر و کار داشته باشید و به جلو بروید ، بپرسید. شخصی که می توانید به آن اعتماد به نفس داشته باشید و چه کسی می تواند به شما کمک کند تا در صورت دسترسی به اطلاعات و پاسخ ها بپردازید و کسی که می تواند به شما در فکر کردن کمک کند و مراحل بعدی را بفهمید. شما باید باور داشته باشید که پزشک شما تجربه دارد ، متخصصان را می شناسد و می تواند شما را راهنمایی کند تا چه کسی برای دیدن بعدی برای شما بهترین باشد.
مکالمه مداوم شما با همسر یا شریک زندگی خود به همان اندازه مهم است. باز بودن برای شنیدن نگرانی های شریک زندگی خود و به اشتراک گذاری مال شما یک روش بسیار مفید برای پردازش واقعیت ها و توصیه هایی است که از مشاوره پزشکی شما بیرون می آید. تهیه یک برنامه همراه با پزشک و به اشتراک گذاری آشکارا با شریک زندگی که در درک وضعیت پزشکی شما به شما پیوسته است ، آرامش بخش ترین روش برای پیشبرد خواهد بود. و آرامش بهترین مکانی است که باید از آن استفاده کنید. به عنوان درمانگرانی که در این نوع وضعیت پزشکی با بسیاری از بیماران کار کرده اند ، می دانیم که این ممکن است به راحتی نیامد و برای دستیابی به زمان و پشتکار طول می کشد ، اما این تلاش بسیار ارزشمند است.
بعد ، مراقبت از فرزند خود
بارها و بارها متوجه می شویم که کودکان قبل از شنیدن واقعیت ها ، احساسات والدین خود را به خوبی انتخاب می کنند. متأسفانه ، یک کودک می تواند به شدت به تغییرات ناخواسته و ظریف در روحیه ، توجه و پاسخگویی والدین متناسب باشد. به جای اینکه فرزند خود را تعجب کند ، بهتر است به محض اینکه از نظر عاطفی مستقر شوید و آماده صحبت باشید ، توضیح دهید. ما دریافته ایم که گفتن چیز جدی مانند این به کودک می تواند برای والدین دلهره آور باشد زیرا این امر مستلزم آوردن خبرهای سخت برای آنها است که ممکن است آنها را گیج یا وحشت کند. همیشه بهتر است که ابتدا با شریک زندگی خود فکر کرده باشید و از طریق آن صحبت کرده باشید ، بنابراین احساسات شما آرام است و می توانید به جای آنچه برای شما اتفاق می افتد ، روی آنچه فرزند شما تجربه می کند تمرکز کنید. به این ترتیب ، شما می توانید به راحتی و به راحتی از طریق آنچه شما نیاز به اشتراک گذاری دارید و برنامه شما چیست ، به جای یک گزارش عاطفی که از نظر عاطفی و بسیار دقیق است ، صحبت کنید. شما نمی خواهید به فرزند خود استدلال کنید تا احساس کند که آنها باید از احساسات شما مراقبت کنند. شما می خواهید بتوانید از آنها مراقبت کنید.
بعد از اینکه توضیح دادید که پزشکان به شما چه گفته اند ، توضیح دهید که در مورد آن چه کاری انجام می دهید و انتظار دارید که اقدامات بعدی خواهد بود. صادق باشید ، گرچه باید در هر زمان چقدر اطلاعات را اندازه گیری کنید و کلماتی را که انتخاب می کنید هنگام توصیف رویه ها نرم کنید تا آنها ترسناک به نظر نرسند. هنگام به اشتراک گذاشتن این نوع اطلاعات ، همیشه از فرزند خود بخواهید آنچه را که می فهمند توضیح دهد. این به شما امکان می دهد تا در مورد آنچه در آن گرفته شده است روشن باشید و مطمئن شوید که هیچ چیز نادرست نیست. در صورت لزوم ، می توانید به عقب برگردید و توضیح دهید که چه چیزی برای فرزندتان نامشخص یا نگران کننده نیست. رهبری خود را از سؤالات آنها بگیرید تا بتوانید به جایی که در درک آنها هستند پاسخ دهید. هیچ کس مکالمه کافی نخواهد بود. سخت ترین شرایط نیاز به مذاکرات متعدد دارد زیرا این داستان پیچیده فقط می تواند در آن قرار بگیرد و به آن پاسخ داده شود زیرا کودک از نظر عاطفی آماده است. فرزند خود را با اطلاعات بیش از حد بمباران نکنید. آنها را تنها نگذارید تا تعجب کنید. غالباً وارد شوید و وقتی آماده گوش دادن به اخبار هستید ، از آنها رهبری کنید ، سؤالات بیشتری بپرسید یا در مورد واکنش آنها در مورد آنچه شنیده اند و در مورد آنها فکر می کنند بحث کنید.
به ناچار شما به یک سؤال سخت خواهید رسید که در آن می توانید فرزندتان راجع به مرگ و میر شما تعجب کند. ممکن است شما احساس غم و اندوه کنید و همانطور که جواب می دهید احساسات را نشان دهید ، اما بارها و بارها متوجه شده ایم که یک پاسخ صادقانه ، با دقت بیان شده ، همیشه بهترین پاسخ است. دن و مولی به جوی گفتند: “به نظر می رسد ، بابا تیروئید بزرگ شده ای دارد که باید برداشته شود.” دن خوشحال بود که او به مولی گوش کرده بود و به رغم عدم تمایل ، پزشک دیگری را برای نظر دوم دیده بود. او احساس آرامش و نگرانی کمتری کرد ، زیرا به پسرش اطمینان داد که پزشک دوم کاملاً با اولین مورد در مورد تشخیص و برنامه درمانی پیشنهادی موافقت کرده است. با توجه به اطمینان خاطر خود ، دن زمان آسانی را برای گفتن جوی در مورد موفقیت آینده جراحی و بهبودی خود گفت.
شش ماه بعد ، به کار خود بازگشت و دوباره احساس آرامش و آرامش کرد ، دن با تعجب از اینکه چگونه تخیل او توانایی تبدیل یک توده تیروئید را به یک فاجعه پایان زندگی داده است. او با دانستن خود و جایی که می تواند در نگرانی خود باشد ، از قدرت و تمایل همسرش برای مواجهه با حقایق پزشکی و پزشکانی که در این چالش بهداشتی مراقبت می کردند ، سپاسگزار بود. مهمتر از همه ، او احساس خوبی در مورد چگونگی او و مولی ، با هم ، جوی را از طریق تجربه گرفتند. او امیدوار بود که علاوه بر این نگرانی ، جوی در اوایل یاد می گرفت که چگونه می تواند به بهترین وجه نگرانی پزشکی را برطرف کند.
[ad_2]