سیستم بهداشت و درمان آمریکا در حال تجربه بحران است. این یک بحران اعتماد و دلسوزی است که ناشی از شرکت در زمینه اولویت بندی سود در بیماران است. علی رغم هزینه بیشتر سرانه در مراقبت های بهداشتی نسبت به سایر کشورهای توسعه یافته ، سیستم ما به روش های اساسی ناکام است – کاهش امید به زندگی ، از بین بردن اعتماد به متخصصان پزشکی و سوزاندن مراقبان بسیار ما به آن. سوال این نیست که آیا ما می توانیم مراقبت های بهداشتی را برطرف کنیم. این است که آیا ما نمی توانیم از پس آن برآیم.
بحران اعتماد
پایه و اساس مراقبت های بهداشتی مؤثر اعتماد بین بیمار و پزشک آنها است. متأسفانه ، این اعتماد رو به وخامت است. تعداد بزرگسالانی که به پزشکان خود اعتماد دارند ، بین سالهای 2023 و 2025 از 93 ٪ به 85 ٪ کاهش یافته است. علاوه بر این ، اعتماد به سیستم مراقبت های بهداشتی نیز با شکاف نسلی رو به کاهش است. در حالی که 74 ٪ از بومرهای کودک به سیستم مراقبت های بهداشتی اعتماد دارند ، تنها 44 ٪ از نسل Z این اعتماد به نفس را به اشتراک می گذارند.
نتایج بهداشتی آمریکا
موازی با این کاهش اعتماد ، کاهش سلامت کشور ما است. امید به زندگی در ایالات متحده در سالهای اخیر کاهش یافته است. پس از افزایش از 47 سال در سال 1900 به 79 سال تا سال 2019 ، امید به زندگی به 77 سال در سال 2020 کاهش یافت و در سال 2021 به 76 سال کاهش یافت. این بزرگترین کاهش از دهه 1920 است.
همچنین ، ایالات متحده به طور قابل توجهی در کشورهای قابل مقایسه قرار دارد و 4 سال پایین تر از میانگین 82 سال در کشورهای قابل مقایسه است. پیش بینی می شود این شکاف امید به زندگی گسترده شود و پیش بینی می شود ایالات متحده از 49 ام در سال 2022 به 66th تا سال 2050 کاهش یابد.
این آمار منعکس کننده خرابی های عمیق سیستمیک است. ایالات متحده نسبت به سایر کشورها میزان مرگ و میر بالاتری و همچنین میزان بالاتر بیماری های مزمن دارد. به طرز غم انگیزی ، مرگ و میر کودکان نیز در حال افزایش است و با سرعتی افزایش می یابد که حداقل 50 سال دیده نشده است.
بحران شرکت سازی
در قلب این مشکلات ، شرکت های پزشکی آمریکایی نهفته است. درصد پزشکانی که در تمرین خصوصی کار می کنند از 72 ٪ در سال 1988 به 47 ٪ در سال 2022 کاهش یافته است. این تغییر بیش از یک تغییر آماری است. این شامل تغییر در مشاهده پزشکی به عنوان یک حرفه شفابخش به یک شرکت شرکتی است. در مطالعه پزشکان پزشکی اورژانس ، 70 ٪ توافق کردند که چنین شرکت سازی تأثیر منفی قابل توجهی در رضایت شغلی و کیفیت مراقبت از بیمار داشته است.
بنگاه های سهام خصوصی ، پرداخت کنندگان و بیمارستان ها به سرعت مالکیت خود را در مراقبت های بهداشتی گسترش داده اند ، استقلال پزشک را عمیقاً تغییر می دهند ، الزامات بهره وری را تحمیل می کنند و اولویت بندی سود نسبت به مراقبت از بیمار را دارند. این محیطی را ایجاد می کند که باعث نارضایتی و نارضایتی شغلی می شود.
اپیدمی فرسودگی
شرکت در زمینه مراقبت های بهداشتی به بیماری همه گیر فرسودگی پزشک کمک کرده است که کل سیستم را تهدید می کند. تقریباً از هر سه پزشک در هر زمان معینی فرسودگی را تجربه می کنند. فرسودگی فرسودگی با فرسودگی عاطفی ، تجاوز جنسی و کاهش احساس موفقیت شخصی مشخص می شود.
عمل شرکتی پزشکی با از بین بردن احساس هدف که بسیاری از پزشکان را به سمت حرفه خود سوق داده و اولویت بندی سود نسبت به مراقبت از بیمار باعث ایجاد سرخوردگی بیشتر می شود ، به فرسودگی شغلی کمک می کند. استفان پست زیستی ، خاطرنشان کرد: بسیاری از سیستم های بیمارستان به پزشکان نیاز دارند که به طور متوسط هشت بیمار را در 30 دقیقه ببینند ، که ایجاد روابط درمانی تقریباً غیرممکن است.
نحوه فرسودگی شغلی به بیماران آسیب می رساند
فرسودگی پزشک یک چرخه شرور ایجاد می کند که در نهایت به دلیل افزایش خطاهای پزشکی ، پیامدهای نامطلوب بیمار و افزایش عوارض پزشکی ، به بیماران آسیب می رساند. فرسودگی شغلی ایمنی بیمار ، کیفیت مراقبت ، دسترسی بیمار به مراقبت و تداوم مراقبت را تهدید می کند.
هنگامی که پزشکان مجبور می شوند هزاران بیمار را ببینند و از طریق قرار ملاقات ها عجله کنند ، کیفیت رابطه بیمار ارائه دهنده رنج می برد ، که این امر بر نتایج سلامت بیمار تأثیر منفی می گذارد.
بازگرداندن قلب مراقبت های بهداشتی
یک راه حل برای بحران مراقبت های بهداشتی فعلی ما شامل حمایت از پزشکانی است که تصمیم می گیرند به تمرین خصوصی برگردند. این امر به پزشکان کنترل بیشتری بر عملکرد خود می دهد و به آنها اجازه می دهد تا زمان بیشتری را با بیماران خود بگذرانند.
پزشکان باید خواهان استقلال باشند و در فرآیندهای تصمیم گیری درگیر شوند و در استراتژی های مراقبت از بیمار و سیاست های عملیاتی شرکت کنند. این احساس مالکیت و رضایت شغلی را تقویت می کند. سیستم های بهداشت و درمان باید تعادل بین زنده ماندن مالی و مراقبت از بیمار محور داشته باشند ، ضمن تأکید بر نتایج بیمار و کیفیت مراقبت از سود.
فراخوانی برای اصلاحات
قرار دادن “سلامت” و “مراقبت” در مراقبت های بهداشتی مستلزم تصدیق این است که سیستم فعلی شکسته است ، و افراد باید بر سود اولویت بندی شوند. شرکت سازی پزشکی یک چرخه شرور ایجاد کرده است: کاهش استقلال پزشک منجر به افزایش فرسودگی شغلی می شود و این باعث کاهش دلسوزی و کارآیی می شود و این باعث می شود نتایج بیمار و باعث از بین رفتن اعتماد شود ، که بیشتر ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی را تحقیر می کند.
شکستن این چرخه نیاز به رویکردی برای حمایت از پزشکان که تمرین خصوصی را انتخاب می کنند ، تقویت قوانینی برای جلوگیری از عمل شرکت های پزشکی ، پرداختن به اپیدمی فرسودگی ، بازسازی ارتباط انسانی بین بیماران و ارائه دهندگان و اصلاح بودجه مراقبت های بهداشتی برای کاهش تأکید بر حجم و در عوض اولویت بندی کیفیت مراقبت است.
از آنجا که ملت ما با کاهش امید به زندگی ، از بین بردن اعتماد به پزشکی و خروج از کارگران مراقبت های بهداشتی روبرو است ، ما در یک چهارراه ایستاده ایم. ما می توانیم مسیر فعلی را به سمت مراقبت های بهداشتی به طور فزاینده ، غیر شخصی و ناکارآمد ادامه دهیم ، یا می توانیم سیستم را برای بازسازی سیستمی انتخاب کنیم که هم از علم و هم هنر شفابخشی افتخار کند.
انتخاب مال ماست. سلامت ملت ما ، به معنای واقعی کلمه و تصویری ، به تمایل ما برای قرار دادن “مراقبت” به مراقبت های بهداشتی بستگی دارد و به یاد می آوریم که در پشت هر آماری به یاد می آوریم ، انسانی است که سزاوار عزت ، احترام و شفابخشی است. اصلاحات بهداشت و درمان فقط یک مسئله سیاست نیست. این یک ضرورت اخلاقی است که تعریف می کند چه جامعه ای را انتخاب می کنیم.
فقط با تصدیق مراقبت های بهداشتی اساساً در مورد روابط انسانی بین بیماران و ارائه دهندگان است ، آیا می توانیم شروع به بازسازی سیستمی کنند که ارزش آن را هم مراقبت می کند و هم کسانی که آن را دریافت می کنند.
Bertrand Liang ، دکتر ، دکتریبا یک متخصص مغز و اعصاب و علوم اعصاب است که چهار کتاب در زمینه های عصب شناسی بالینی ، بودیسم و مدیریت و رهبری تألیف کرده است.