زمان مهمترین ارز ماست. من کسی را ندیده ام که به من نگفته باشد که زمان کافی در روز برای انجام کاری که باید انجام دهد وجود ندارد. سوالی که من معمولا از آنها دارم این است که چگونه از زمان خود استفاده می کنند.
فقط برای مثال زدن، تخمین زده می شود که یک فرد به طور متوسط روزانه نزدیک به 7 ساعت را آنلاین می گذراند که بیشتر آن در رسانه های اجتماعی است. به همه ما 24 ساعت در روز فرصت داده می شود، با این حال، یک نفر می تواند از این زمان برای دنبال کردن رویاها، جاه طلبی ها و اهداف خود استفاده کند در حالی که شخص دیگری می تواند آن زمان را برای گشت و گذار در اینترنت، تماشای تلویزیون، نوشیدن مشروبات الکلی یا هر تعداد از فعالیت های بیهوده تلف کند.
این سوال مطرح می شود، پس اگر می دانیم زمان ارزشمند است و نحوه استفاده از آن کیفیت زندگی ما را تعیین می کند، چرا بسیاری از ما در نهایت وقت خود را تلف می کنیم؟ سوال مربوط به رضایت فوری در مقابل تأخیر است.
گشتن در اینترنت، تماشای تلویزیون، نوشیدن الکل، همگی لذتی فوری را به همراه دارند، که در بهترین حالت، پاداش زودگذر است. در لحظه ای که درگیر این رفتار هستیم، احساس خوبی داریم، اما این احساس به زودی می گذرد و ما را به جز اینکه احتمالاً بیشتر می خواهیم، چیز کمی باقی می گذارد. به همین دلیل است که میتوانیم ساعتها در رسانههای اجتماعی یا تماشای ویدیوها بگذرانیم و به دنبال رفع سریع دوپامین باشیم.
از سوی دیگر، تأخیر در ارضای، مستلزم چشم پوشی از احساس فوری و زودگذر شادی ناشی از تلاش و ناراحتی است – اما در آینده منجر به منفعت خواهد شد. ممکن است به جای صرف نوشیدنی با دوستان، چندین ساعت را روی یک پروژه نوشتن صرف کنیم، زیرا می دانیم که با گذشت زمان، یک عادت مداوم نوشتن در نهایت منجر به تکمیل یک مقاله یا شعر یا کتاب می شود.
لذت یک نویسنده منتشر شده نیازمند فداکاری و تلاش غیبی است، که ذاتاً به این معنی است که ما فوراً رضایت را تجربه نخواهیم کرد. برای استفاده عاقلانه از زمان خود، باید از میل به ارضای فوری دست برداریم تا اکنون اقداماتی را انجام دهیم که در آینده به نفع ما باشد.
این تنها در صورتی می تواند اتفاق بیفتد که میل ما برای دستیابی به آن چیزی که برای آن تلاش می کنیم بسیار فراتر از هر لذتی باشد که از فعالیتی که فواید آن را به همراه دارد به دست آوریم. به همین دلیل مهم است که اهدافی داشته باشیم که الهام بخش ما باشد و ما را به سمت عمل سوق دهد.
وضعیت فعلی خود را بررسی کنید و هدفی را که بالاتر از هر چیز دیگری بر کیفیت زندگی شما تأثیر می گذارد، شناسایی کنید. فهرستی از تمام دلایلی که باید به این هدف برسید تهیه کنید، از جمله اینکه پس از رسیدن به آن چه احساسی به شما دست می دهد. تصور کنید که اگر هدف در دسترس شما بود، چه احساسی دارید. به خود اجازه دهید تا آن احساسات را به شدت تجربه کنید.
به یاد داشته باشید، ذهن شما نمی تواند بین آنچه واقعی است و آنچه در ضمیر ناخودآگاه شما تصور می شود تمایز قائل شود. هنگامی که بتوانید احساسات و احساسات دستیابی به هدف خود را شناسایی کنید، فهرستی از تمام مزایایی که پس از رسیدن به این هدف تجربه خواهید کرد را بنویسید. همچنین فهرست کنید که دستیابی به هدفتان چگونه به جامعه و کل بشریت شما کمک می کند. این کار را تا حد امکان با جزئیات انجام دهید.
در مرحله بعد، کوچکترین قدم بعدی را که برای شروع حرکت به سمت آن هدف باید بردارید، یادداشت کنید. برای این مرحله بعدی فکر کنید و برنامه ریزی کنید. آخرین چیز این است که تصمیمی آگاهانه بگیرید که دفعه بعد که از فعالیت های روزمره زندگی، هر گونه تعهد رابطه، آمادگی جسمانی و تمرین های بهبود دهنده سلامتی، و تعهدات کاری و شغلی رها شدید، این کوچک ترین قدم بعدی را به سمت انجام دهید. هدف خود را به جای پاسخ دادن به متن، ایمیل یا جستجو در رسانه های اجتماعی به طور پیش فرض.
شما باید خود را متقاعد کنید که بهتر است زمان خود را صرف این کوچکترین قدم بعدی به سمت یک هدف اصلی خود کنید به جای اینکه وقت خود را در فعالیت های دیگر تلف کنید. هنگامی که این تعهد را انجام دادید، سپس باید برای کوچکترین قدم بعدی اقدام کنید.
این بدان معنا نیست که نمیتوانید زمانی را صرف پیامک، ایمیل یا پیمایش در رسانههای اجتماعی کنید، بلکه زمانی که در چنین فعالیتهایی صرف میکنید بهشدت کاهش مییابد تا به سمت آنچه واقعاً برای شما مهم است حرکت کنید، هیچ پاداشی رضایتبخشتر از آن نیست. تأخیر در ارضای دستیابی به هدف شخصی و موفقیت واقعی.