04:05 - 2024/12/31

چگونه درمان روان پویایی می تواند به شما در درمان تروما کمک کند

[ad_1] نوشته شده توسط نویسنده مهمان و روانشناس SelfWorks، نینا باکویانیس تروما به تجربیاتی اشاره دارد که امنیت شما را در جهان تهدید می کند. آنها از درگیری های روزمره متمایز هستند زیرا احساس عمیق وحشت و درماندگی، ترس از آسیب بدنی یا نگرانی...

چگونه درمان روان پویایی می تواند به شما در درمان تروما کمک کند

[ad_1]

نوشته شده توسط نویسنده مهمان و روانشناس SelfWorks، نینا باکویانیس

تروما به تجربیاتی اشاره دارد که امنیت شما را در جهان تهدید می کند. آنها از درگیری های روزمره متمایز هستند زیرا احساس عمیق وحشت و درماندگی، ترس از آسیب بدنی یا نگرانی برای بقا را برمی انگیزند. این می تواند شامل زنده ماندن در یک بلای طبیعی، تصادف رانندگی یا تجاوز جنسی باشد.

ترومای پیچیده به حوادث مجزا اشاره نمی کند، بلکه به تجربیات آسیب زائی اشاره دارد که در طول عمر ایجاد می شود و اغلب شامل مراقبان می شود. طبق آمارهای اخیر، تقریباً 1 تا 8 درصد از جمعیت دارای اختلال استرس پس از سانحه پیچیده (PTSD) هستند (Maercker et al, 2022).

فشارهایی برای استفاده از روان درمانی مبتنی بر شواهد (EBPs) برای درمان تروما وجود دارد. EBP ها پروتکل های درمانی دستی و محدود زمانی هستند که با هدف تغییر افکار یا رفتارهای ناسازگار ناشی از تروما انجام می شوند.

چنین درمان‌هایی، مانند مواجهه درمانی طولانی‌مدت و درمان پردازش شناختی، عنوان «مبتنی بر شواهد» را به خود اختصاص می‌دهند، زیرا از طریق آزمایش‌های کنترل تصادفی انجام می‌شوند. این مطالعات تحقیقاتی گروهی از افرادی را که برنامه EBP را پشت سر می‌گذارند با گروهی که هیچ درمانی دریافت نمی‌کنند مقایسه می‌کنند تا مشخص شود که گروه درمانی باعث تسکین علائم PTSD بیشتر شده است.

با این حال، ایجاد برچسب «مبتنی بر شواهد» تنها برای این درمان‌ها می‌تواند این تصور نادرست را برای عموم ایجاد کند که انواع دیگر درمان‌ها، مانند درمان روان‌دینامیک، شواهد یا اثربخشی ندارند. درمان روان پویایی ممکن است برای قرار گرفتن در یک مطالعه RCT چالش برانگیزتر باشد، زیرا از یک دستورالعمل پیروی نمی کند و محدود به زمان نیست. با این حال، بسیاری اثربخشی درمان روان پویشی را از طریق اقدامات مقایسه ای مطالعه کرده اند و آن را برای درمان تروما بسیار مؤثر می دانند (لامپ و همکاران، 2014: بریتویچ و همکاران، 2006؛ لوی و همکاران، 2015).

در اینجا 5 راه وجود دارد که درمان روان پویشی می تواند به طور منحصر به فرد به تروما کمک کند:

1. ارزش رابطه درمانی

اولین قدم درمان روان پویشی ایجاد ایمنی است. احساس مداوم ترس و بی اعتمادی می تواند پس از ضربه روانی باقی بماند و احساس امنیت در جهان را دشوار کند. به عنوان مثال، فردی که در یک خانواده انفجاری بزرگ شده است ممکن است یاد بگیرد که علائم خطر را در تعاملات روزمره اسکن کند، که منجر به احساس هوشیاری بیش از حد می شود.

این نوع درمان با استفاده از رابطه درمانی، یا رابطه ای که بین مشتری و درمانگر ایجاد می شود، به عنوان وسیله ای برای تغییر همدلی و امنیت که با درمانگر خود احساس می‌کنید می‌تواند به شما این امکان را بدهد که احساس امنیت عمیق‌تری را در خود درونی کنید که به درمان اجازه می‌دهد تا آشکار شود.

2. مطالعه آنچه به آسانی در دسترس است و آنچه ناخودآگاه است

یکی از مشخصه‌های درمان روان پویشی، آشکار کردن چیزی است که ناخودآگاه است. همه تحت تأثیر افکار، انگیزه ها و خواسته هایی هستند که بلافاصله خود را نشان نمی دهند. با نامگذاری این ماده ناخودآگاه در درمان، خود را از تحت کنترل گرفتن الگوها و تکانه هایی که قبلاً زبانی برای توصیف آنها نداشتید، رها می کنید.

یکی از طبیعی ترین واکنش ها به تروما، تمایل به اجتناب از فکر کردن یا یادآوری آن تجربه است. با این حال، تروما همچنان می تواند بر احساس شما نسبت به خود، دیگران و دنیای اطرافتان تأثیر بگذارد. اجتناب از آسیب دیدن ما را متوقف نمی کند. این فقط تاثیر را پنهان می کند. با کمک درمانگر خود، می توانید با دقت بیشتری به تجربیات ناخودآگاه خود از تروما و نحوه تأثیر آنها بر رفتار شما نگاه کنید.

3. درک چگونگی تأثیر ناخودآگاه گذشته بر رفتارهای فعلی

همه ما از تجربیات گذشته برای سنجش نتایج آینده استفاده می کنیم. اگر گذشته شما شامل تروما باشد، تصور اینکه همه چیز به گونه ای متفاوت پیش می رود غیرممکن به نظر می رسد. ممکن است شروع کنید به رفتار یا فکر کردن به روش‌هایی برای پاسخ به آسیب‌های گذشته به جای لحظه کنونی، بدون اینکه حتی متوجه شوید که این کار را انجام می‌دهید.

به عنوان مثال، فردی که در کودکی غفلت را تجربه کرده است، ممکن است ناخودآگاه با به تعویق انداختن تکالیف مدرسه یا شغل خود خرابکاری کند و روایتی از شکستی که سال‌ها پیش درونی کرده است را تکرار کند. در حالی که این خاطرات آسیب‌زای گذشته در تکه‌های مه‌آلود زندگی می‌کنند، هنوز رفتار را نشان می‌دهند.

درمان روان پویایی، مواجهه ایمن و آرام با این خاطرات را در اولویت قرار می دهد. از این طریق، می توانید درک کنید که چگونه گذشته ممکن است اعمال کنونی شما را به منظور کنترل روایت خود آگاه کند.

4. بهبود روابط با درک و تغییر

همانطور که شما شروع به نزدیک شدن به درمانگر خود می کنید، موضوعات در روابط شما با دیگران ممکن است در فضای درمانی ظاهر شوند. اگر تربیت شما مملو از افراد دیگری بوده است که به آنها آسیب وارد کرده اند، ممکن است از درمانگر خود انتظار داشته باشید که رفتاری مشابه با چهره های انتقادی، مطالبه گر یا توهین آمیز زندگی شما داشته باشد. شخصی که احساس می کند توسط والدینش رها شده است ممکن است ناخودآگاه انتظار داشته باشد که درمانگر نیز آنها را رها کند و شروع به رفتارهایی کند که تعهد درمانگر را مورد آزمایش قرار دهد. نظریه روان پویایی این را می نامد انتقال.

رفتار آرام و حمایتی درمانگر در پاسخ به مراجع می تواند انتظارات او را تغییر دهد. به این می گویند a تجربه عاطفی جبرانی درمان روان پویشی فرصتی را برای کار از طریق این چالش های رابطه ای در داخل بدن فراهم می کند. با انجام این کار، بینشی به دست می آورید که انعطاف پذیری بیشتر در روابط بین فردی را تشویق می کند.

5. ادغام احساسات و حالات سرکوب شده

اگر در کودکی در معرض آسیب‌های روحی قرار گرفته‌اید، می‌تواند بر حس خود در بزرگسالی تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، کودکان مورد آزار گاهی اوقات در تلاش برای کنار آمدن با موقعیت‌های تهدیدآمیز و حفظ احساس امنیت، بخش‌هایی از خود را دور می‌زنند.

مثلاً اگر بیان نیازها، غم و اندوه یا وابستگی با تمسخر یا آسیب مواجه شود، ابراز چنین نیازهایی در بزرگسالی ممکن است خطرناک یا شرم آور باشد. بیرون راندن بخش‌هایی از خود که برای مراقبین غیرقابل قبول بود برای زنده ماندن، مکانیسم دفاعی است سرکوب به این ترتیب، اکنون ممکن است خود را تکه تکه تجربه کنید، ممکن است در دسترسی به این احساسات مشکل داشته باشید، یا حتی خود را درمانده، خارج از کنترل یا «شکسته» بدانید.

تجارب عاطفی جبران‌کننده در درمان می‌تواند این بخش‌های شما را درمان کند. می‌توانید صدای درمانگر را درونی کنید تا جایگزین صدای انتقادی درونی‌تان شود که مدت‌ها پیش از مراقبین آموخته‌اید. شما می توانید تمام بخش های مختلف خود را که زمانی پنهان مانده بودند، بشناسید و پرورش دهید و آنها را در یک حس واحدتر از خود ادغام کنید.

نتیجه گیری: ایجاد معنا و تحقق

درمان روان پویشی فراتر از کاهش علائم است (شدلر، 2010). این به شما می آموزد که چگونه با باز کردن قفل مواد ناخودآگاه و دست نخورده ای که قبلاً ناشناخته بود، خود را واقعاً بشناسید و فضایی را برای پیچیدگی های شرایط انسانی در نظر بگیرید. این می تواند بینشی را در مورد تمام راه های مفید یا غیر مفیدی که تجربیات شما به شما شکل داده اند به منظور ایجاد تغییر معنادار و پایدار ارائه دهد.

درمان روان پویشی فرصتی برای مشاهده، دیده شدن و درک شدن توسط فرد دیگری است تا بتوانید راحت تر با خودتان بنشینید. این می تواند به شما امکان دهد این تجربیات آسیب زا را پردازش کنید، بنابراین دیگر آنها را مسدود نمی کنید یا اجازه نمی دهید که به طور کامل بر زندگی شما حکومت کنند. تروما به سادگی بخشی از یک خاطرات بزرگتر می شود که به نوشتن آن ادامه خواهید داد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان