[ad_1]

در دنیایی که غرور ملی اغلب در ناسیونالیسم محو می شود، مفهوم خودشیفتگی ملی مورد توجه قرار گرفته است. طبق تحقیقات، ممکن است پیامدهای عمیقی نه تنها برای پویایی بین گروهی، بلکه برای بهزیستی روانشناختی فردی – به ویژه، تنهایی – داشته باشد.
خودشیفتگی ملی در مقابل هویت ملی سالم
خودشیفتگی ملی، که با این باور که ملت یک فرد استثنایی است اما به اندازه کافی توسط دیگران به رسمیت شناخته نمی شود، مشخص می شود، با هویت ملی سالم متفاوت است. در حالی که مورد دوم شامل ارتباط ایمن و مثبت با ملت خود است، خودشیفتگی ملی ناشی از ناامنی و نیاز به اعتبار خارجی است.
افراد دارای خودشیفتگی ملی اغلب بیش از حد دانش در مورد کشور خود را ادعا می کنند، نسبت به هموطنان خود بی وفایی نشان می دهند و از تاکتیک های دستکاری برای رسیدن به اهداف شخصی استفاده می کنند. این شکل شکننده غرور ملی می تواند به ناسازگاری های اجتماعی و روانی منجر شود.
یافته های کلیدی
در یک گزارش علمی به نام “بزرگ و تنها؟” پژوهشگران بر روی نحوه تغذیه خود شیفتگی ملی و تنهایی از یکدیگر تمرکز می کنند هویت به طور منفی با تنهایی مرتبط بود، و نشان می دهد که یک ارتباط امن با ملت خود می تواند به عنوان حائلی در برابر اجتماعی عمل کند. انزوا
مطالعه دوم این یافته ها را با رویکرد طولی گسترش داد و 811 شرکت کننده را طی شش ماه بررسی کرد. محققان یک رابطه دو طرفه پیدا کردند: افرادی که دارای خودشیفتگی ملی بالا بودند در طول زمان بیشتر احساس تنهایی میکردند، و کسانی که تنهایی را تجربه میکردند تمایلات خودشیفتگی ملی قویتری داشتند. این الگوی چرخهای نشان میدهد که خودشیفتگی ملی و تنهایی ممکن است یکدیگر را تقویت کنند و افراد را در حلقهای از گسست اجتماعی و غرور ملی دفاعی به دام بیاندازند.
خودشیفتگی ملی تعلق را ارضا نمی کند
به گفته محققان، ریشه خودشیفتگی ملی در ناامنی شخصی و نیازهای روانی برآورده نشده نهفته است. افراد دارای خودشیفتگی ملی به دنبال تأیید عظمت ملت خود هستند، اما اغلب احساس میکنند که این شناخت وجود ندارد. این انتظار برآورده نشده می تواند منجر به احساس سوء تفاهم و انزوای اجتماعی شود. علاوه بر این، رفتارهای دستکاری و خودخواهانه آنها می تواند آنها را از دیگران دور کند و احساس تنهایی آنها را عمیق تر کند.
محققان دریافتند که در حالی که هویتهای اجتماعی مانند حضور در یک تیم ورزشی یا یک گروه کتاب میتواند رفاه را افزایش دهد، خودشیفتگی ملی این مزایای محافظتی را به همراه ندارد. ممکن است احساس انزوا را تشدید کند، در تضاد شدید با فرضیه درمان اجتماعی، که معتقد است تعلق به گروه سلامت روان را بهبود می بخشد.
پیامدها برای جامعه
درک ارتباط بین خودشیفتگی ملی و تنهایی پیامدهای گسترده ای دارد. از نظر سیاسی، افرادی که دارای خودشیفتگی ملی بالا هستند، ممکن است بیشتر مستعد لفاظیهای تفرقهانگیز و تئوریهای توطئه باشند، همانطور که در طول همهگیری کووید-19 مشاهده شد. این پویایی می تواند مانع کنش جمعی و انسجام اجتماعی شود.
نتیجه گیری
خودشیفتگی ملی که ناشی از ناامنی و نیاز به اعتبار است، نه تنها به روابط بین گروهی آسیب می رساند، بلکه با تقویت تنهایی به رفاه شخصی آسیب می رساند. شناخت و پرداختن به این رابطه برای ساختن جوامع سالم تر و افراد مرتبط تر ضروری است.
© کوین بنت دکترای 2025
[ad_2]