خودشیفتگان به طور معمول به حقیقت اهمیتی نمی دهند. آنها فقط به روایت خود اهمیت می دهند ، که آنها عمداً برای جلوگیری از پاسخگویی و محافظت از ناامنی های عمیق خود ، سرنوشت شکننده و شخصیت های عمومی را از هرگونه انتقاد و بازخورد محافظت می کنند. آنها رویال های انحراف هستند که پس از بهانه ای که چرا سوء استفاده ، زورگویی و/یا پرخاشگری رابطه آنها توجیه شده است ، آماده رد کردن با بهانه هستند.
بیشتر خودشیفتگان هیچ چیز متوقف نمی شوند تا منطقی بدانند که چرا اقدامات مضر و آسیب زا آنها معنا پیدا می کند. منافقین درخشان آنها را شرمنده نخواهد کرد ، و نه شواهد غیرقابل انکار که دروغ ها و تزئینات آنها را در معرض دید قرار می دهد ، و نه برای پائین زدن خط بین شرور و ناعادلانه. تنها هدف آنها این است که احساس کنند که برنده می شوند و مانند یک برنده در مقابل جمعیت به نظر می رسند.
در اصل ، بسیاری از خودشیفتگان در حال مسابقه با اهداف هستند تا بیشترین متحدین را به دست آورند و آنها عادلانه بازی نمی کنند. درعوض ، آنها معمولاً همزمان قهرمان و قربانی بازی می کنند ، تا حد ممکن اغراق می کنند تا خود را بی گناه جلوه دهند و دیگران را با تحقیر و سوء ظن هدف خود را مشاهده کنند.
الگوی قابل پیش بینی – تعهد خودشیفتگی برای بی اعتبار کردن و حمله به شهرت اهداف – توجه بیشتری را به منابع مربوط به سوء استفاده از خودشیفتگی و زورگویی جلب می کند.
اغلب اوقات ، ابزارهای اطلاع رسانی بر نقص شخصیت های خودشیفتگی مانند انکار ، ناهنجاری ، حق ، حسادت ، ریاکاری و ناامنی تمرکز می کنند. این کمپین های آگاهی از آگاهی همچنین ممکن است تاکتیک های قربانی مانند سرزنش/انحراف ، چراغ گاز ، پروژه و تحریک کننده-پس از آن را توصیف کند (به عنوان مثال ، سوء استفاده واکنشی).
با این حال ، خرابکاری های اجتماعی به اندازه سایر موارد سوء استفاده از خودشیفتگی جدی است. در حقیقت ، برخی از بازماندگان سوء استفاده از خودشیفتگی و زورگویی گواهی می دهند که به طور فعال-گاهی اوقات به طرز تهاجمی-دگرجنس ، بی اعتمادی و کفر به همان اندازه حمله یک به یک به طور مستقیم از خودشیفتگی آسیب می دیدند.
خرابکاری و استحکام محاسبه شده – که توسط ننگ بودن یک بازمانده ترکیب شده است – بسیاری از قربانیان بازیابی شده احساس تنهایی و درماندگی را دارند ، گویی که آنها به دستور خودشیفتگی تبعید شده اند.
این احساس تبعید حتی می تواند به عنوان بیماری روانی آشکار شود. به عنوان مثال ، یک مطالعه نشان داد که طرد اجتماعی – به حدی که احساس ترک می کند – می تواند همان ناحیه مغز را فعال کند که سیگنال های درد جسمی را پردازش و منتقل می کند.
به همین ترتیب ، روانشناسان تکاملی و دانشمندان علوم اعصاب ثابت کرده اند که انسان ها یک گونه کاملاً اجتماعی هستند ، به حدی که انسان ها “مغز اجتماعی” دارند.
به عنوان مثال ، در سال 2018 ، بازیکن پوکر ما ، ریچ آلاتی ، از شرط 30 روزه ای که می تواند 30 روز به تنهایی و در تاریکی کامل زنده بماند ، در حالی که در یک اتاق کوچک با یک تخت ، یخچال و حمام زندگی می کند. وی به جای 100000 دلار 64.200 دلار دریافت کرد زیرا در روز بیست و یکم ترک کرد.
نقطه شکستن وی ، تحقیقات را نشان می دهد که نشان می دهد دوره های طولانی انزوا اجتماعی ممکن است با تسلیم شدن در برابر بیماری های قلبی عروقی ، کاهش شناختی (به عنوان مثال ، آتروفی مغز/حجم مغز پایین ، حافظه ضعیف یا ضایعات ماده سفید) و حتی التهاب ارتباط داشته باشد.
این زمینه خرابکاری اجتماعی خودشیفتگی را در چشم انداز قرار می دهد و نشان می دهد که چقدر می تواند به تجاوز رابطه ای آسیب برساند.
به گفته روانشناسان مختلف اجتماعی ، پرخاشگری رابطه ای می تواند به این صورت تعریف شود:
- “آسیب رساندن به روابط همسالان از طریق محرومیت ، شایعات یا دستکاری.”
- “یک شکل پنهانی از پرخاشگری ، که به عنوان مجموعه ای از رفتارهای دستکاری شده برای تحمیل آسیب به دیگری از طریق آسیب به روابط ، تهدید به آسیب یا هر دو تعریف شده است.”
- “قصد آسیب رساندن به شخص دیگری از طریق آسیب غیر جسمی به یا دستکاری در روابط-به طور کلی (یعنی گسترش شایعات ، شایعات ، نادیده گرفتن ، استثناء) یا صریح (به عنوان مثال ، مستقیماً به همسالان می گویید ،” اگر آنچه را که می گویم انجام نمی دهید ، من دوست شما نخواهم بود. “
سه مورد از متداول ترین تاکتیک های سوء استفاده از خودشیفتگی/زورگویی مرتبط با پرخاشگری رابطه ای شامل مثلث ، کمپین های لکه دار و استفاده از پرواز میمون ها است.
بررسی این موارد به تفصیل فراتر از محدوده این پست است ، اما A از طریق خط جذب دیگران برای نظارت بر هدف (به عنوان مثال ، سایبرینگ با حساب های مخفیانه) ، جذب دیگران برای آسیب رساندن یا آزار و اذیت یک هدف از طریق محاصره و ضرب و شتم ، یا استخدام به سمت هدف ، از این طریق آنها را رها می کند (به عنوان مثال ، درمان ساکت و متعصب).
خودشیفتگان نه تنها برای ظاهر بی شرمانه ، بلکه برای متقاعد کردن خود که بی شرمانه هستند ، درگیر پرخاشگری رابطه ای می شوند. آنها قدرت اجتماعی را به عنوان نوعی اثبات اجتماعی تعبیر می کنند که توجیهی تهاجمی و مضر آنها را توجیه می کند. این بدان معناست که هرچه اوباش بیشتر باشد ، آنها را متقاعد تر می کنند که علی رغم سوءاستفاده های روانی غیرقابل تحمل ، زورگویی و دستکاری ، بی گناه هستند.
این خود فریب به احتمال زیاد توضیح می دهد که چرا خودشیفتگان به وفاداری آنقدر بزرگ هستند (به عنوان مثال ، ایجاد یک محفظه اکو از فعال کننده ها که حباب آنها را پشت سر نمی گذارد). آنها احساس خیانت توسط هرکسی که از طریق شک و تردید سالم ، زیبایی و اغراق های خود را فیلتر می کند ، هرکسی که سعی در انسان سازی یا همدلی با اهداف خود دارد ، و به ویژه هرکسی که چشم انداز او را به ناامنی ها ، پیش بینی ها و تاکتیک های دستکاری/قربانی نشان می دهد. آنها می خواهند متجاوزان و همکاران خود را بر اساس وفاداری ، نه زمینه سازی ، تفکر انتقادی یا چشم انداز ، طرف کنند.
با نگران کننده ، این منطق خود خدمت (IL) با ذهنیت اقتدارگرایان که متحدین را با یک ذهنیت ، تبلیغات و ترس و وحشت در مقابل ایالات متحده جذب می کنند ، همپوشانی دارد. و مطمئناً ، این استعاره اقتدارگرایی بیش از حد نیست-این تحقیق مورد حمایت است و دقیقاً چگونه خرابکاری های اجتماعی خودشیفتگی ، پرخاشگری رابطه ای و نظافت باید از اعتیاد خود در تشدید هرج و مرج و پیروزی به هر قیمتی دلسرد شود.