22:13 - 2025/01/03

چگونه تغییر کنیم: راه سخت و راه آسان

[ad_1] سال جدید در راه است، و با آن میل به بهتر شدن خودمان – بیشتر بخوانید، بیشتر ورزش کنید، ثروت بسازید، و همسر، والدین یا دوست بهتری باشیم. تصمیمات سال جدید فراوان است. در کنار این روحیه جوان سازی، بدبین ترها به درستی اشاره می کنی...

چگونه تغییر کنیم: راه سخت و راه آسان

[ad_1]

سال جدید در راه است، و با آن میل به بهتر شدن خودمان – بیشتر بخوانید، بیشتر ورزش کنید، ثروت بسازید، و همسر، والدین یا دوست بهتری باشیم. تصمیمات سال جدید فراوان است.

در کنار این روحیه جوان سازی، بدبین ترها به درستی اشاره می کنیم که اکثر تصمیمات سال نو شکست می خورند. اگرچه می‌خواهیم تمام کارهای فوق‌العاده‌ای که در پاراگراف ابتدایی بیان شد انجام دهیم، بسیاری از ما این کار را نمی‌کنیم.

چرا؟ یک دلیل این است که ما تئوری درستی از تغییر نداریم. اگر نظریه درستی داشتیم، می‌توانستیم گام‌هایی را برای افزایش احتمال وقوع تغییری که می‌خواهیم، ​​برداریم.

نظریه درست تغییر

تغییر یعنی رفتن از حالت اولیه به حالت دیگر. درک چگونگی تغییر مستلزم این است که ابتدا درک کنیم که چرا در وهله اول در حالت اولیه هستیم.

تحقیقات آکادمیک نشان می‌دهد که به‌طور کلی، دو عامل وجود دارد که به طور مشترک مشخص می‌کنند که چرا ما کاری را انجام می‌دهیم.

اول، ما کاری را که انجام می دهیم به خاطر شخصیتی که هستیم انجام می دهیم. اینها عوامل “شخصی” هستند: شخصیت، ترجیحات، عادات، نگرش های ما. همه اینها به اقدامات و انتخاب های مکرر ما کمک می کند.

دوم، ما کاری را که انجام می‌دهیم به دلیل موقعیت‌هایی که در آن قرار داریم انجام می‌دهیم. اینها عوامل «وضعیت» هستند: افرادی که خود را با آنها احاطه کرده‌ایم، هنجارها و آداب و رسوم یک گروه اجتماعی معین، محدودیت‌هایی که از نظر زمان، پول با آن‌ها روبرو هستیم، یا توجه همه اینها همچنین به تعیین اینکه ما مکرراً انجام می دهیم کمک می کند.

هر دو عامل شخص و موقعیت بر رفتار ما تأثیر می گذارد. برای تغییر رفتارمان باید یکی یا هر دوی آنها را تغییر دهیم.

تغییر راه سخت

عوامل شخصی طرز فکر طبیعی بسیاری از ما در مورد تغییر است.

یکی از عبارات رایج مرتبط با تصمیمات سال نو این است: “سال نو، شما جدید.” این موضوع را مثال می‌زند. وقتی به تغییر فکر می کنیم، ابتدا به تغییر خودمان فکر می کنیم.

با این حال، این راه سخت است. هیچ یک از عوامل فردی به راحتی قابل تغییر نیستند. شخصیت ما توسط مجموعه ای از ترجیحات، ژنتیک و عادات در طول سالیان متمادی تنظیم می شود. بسیاری از ترجیحات ما خودکار و شهودی هستند. دوست داشتن ها و دوست نداشتن های ما اغلب بدون آگاهی آگاهانه به وجود می آیند. عادات ما عمیقا ریشه دوانده و توسط عناصری که در محیط معمول ما به وفور یافت می شوند، ایجاد می شوند.

تغییر خودمان سخت است.

تغییر راه آسان

با این حال، ناامید نشوید. تئوری تغییری که من پیشنهاد کردم مؤلفه دیگری دارد: وضعیت.

همانطور که اشاره شد، تصور تغییر به عنوان موقعیتی بسیار کمتر رایج است. این یک اشتباه است. تغییر موقعیت هایی که در آن قرار می گیریم به احتمال زیاد بسیار آسان تر از تغییر آن چیزی است که هستیم.

تقریباً برای هر هدفی که به دنبال دستیابی به آن هستیم، ممکن است موقعیتی را که در آن قرار داریم پیدا کنیم که پیشرفت را ناکام بگذارد.

ساختن ثروت را در نظر بگیرید. یکی از اجزای انجام این کار این است که در مورد نحوه خرج کردن پول خود هوشمند باشیم. در اینجا یک مثال شخصی وجود دارد: من خریدهایی را که در سال گذشته انجام داده بودم و بعداً فکر کردم مشکوک بودند را دنبال کردم. مشخص شد که اغلب، آنها از ایمیل‌های بازاریابی از برندها و شرکت‌هایی که من دوست داشتم سرچشمه می‌گرفتند.

این یک عامل موقعیتی است: صندوق ورودی من مملو از ایمیل های فریبنده بود که من را به خرج کردن پول ترغیب می کردند. من به طور انبوه اشتراک را لغو کردم و این به حساب بانکی من کمک زیادی کرد. الان کمتر خرج وسایل غیر ضروری می کنم.

توجه داشته باشید که این یک تغییر موقعیتی است: من عادات ولخرجی خود را تغییر ندادم. من به تازگی از یک موقعیت مضر خارج شدم.

مثال دیگر: با ناراحتی متوجه شدم که تمایل دارم برای بسیاری از جلسات حرفه ای آمادگی لازم را نداشته باشم. فکر اولیه من این بود که ساعت‌های کافی در روز برای انجام همه پیش‌خوانی‌های مربوطه وجود ندارد، که اغلب به ده‌ها صفحه برای هر جلسه می‌رسد.

با این حال، پس از تأمل، متوجه شدم که کمبود زمان زیاد نبود، بلکه سرعت پرتحرکی است که مشخصه روزهای کاری است: انجام چند کار مداوم بین ایمیل‌ها، نوشتن، جلسات و سایر وظایف.

برای تغییر این وضعیت، جلسات بزرگی را خودم برنامه ریزی کردم تا 30 دقیقه قبل از اینکه واقعاً برای بقیه برگزار شود، شروع شوند. این به من 30 دقیقه آرامش و سکوت نسبی داد و آمادگی من را به میزان قابل توجهی بهبود بخشید. همکاران من از این که چگونه به نظر می رسید همیشه حقایق را در نوک انگشتانم داشتم شگفت زده شدند.

هک تغییر موقعیت: تفویض اختیار

همانطور که تئوری تغییر روشن می کند، تغییر وضعیت اغلب آسان تر و موثرتر از تغییر خود است. آن را امتحان کنید. ببین چی میشه

برای تکمیل مزایای تغییر وضعیت، استفاده از تفویض اختیار را به روش هایی در نظر بگیرید که می تواند نتایج را به صورت توربو شارژ کند. تفویض اختیار به معنای رها کردن عاقلانه از مسئولیت و وظایف برای بهبود نتایج است. برای محول کردن وظایفی که به تنهایی تسلط بر آنها دشوار است، از افراد دیگر کمک بگیرید.

به عنوان مثال، هدف داشتن یک شبکه حرفه ای قوی تر را در نظر بگیرید. “کاریزماتیک تر بودن” سخت است زیرا مستلزم تغییر خود است. قرار دادن خود در موقعیت هایی که شما را مجبور به ملاقات با همکاران جالب می کند بهتر است زیرا شامل تغییر موقعیت هایی است که در آن هستید.

حتی موثرتر این است که از یک دستیار (یا استفاده از یک برنامه) بخواهید لیستی از افرادی که ملاقات می کنید و می خواهید در آینده با آنها تعامل داشته باشید را فهرست کند. همچنین یک یا دو نکته از اطلاعات مربوط به آن شخص را فهرست کنید: موضوعی که به آن علاقه دارد، نقطه عطفی که به شما گفته است. سپس، یک زمان هفتگی 15 دقیقه ای برای پیگیری این مخاطبین برنامه ریزی کنید. از دستیار خود بخواهید ایمیل هایی را از لیست شما بنویسد و آنها را برای افرادی که در لیست شما هستند ارسال کند. به زودی، شما پادشاه پیگیری ها خواهید شد. ارتباطات شبکه شما به طور فزاینده ای قوی خواهد شد.

این قدرت ضربی ترکیب تغییر وضعیت و تفویض است.

یک فکر نهایی

وقتی می‌خواهیم کاری را انجام دهیم، باید تئوری درستی در مورد نحوه عملکرد آن داشته باشیم. در مورد تغییر، درک اجزای دوگانه آن کلیدی است. تغییر موقعیتی که در آن قرار داریم اغلب آسان تر از تغییر عوامل شخصی ما خواهد بود.

این بدان معنا نیست که آرزوی تغییر خودمان، نابخردانه است. در واقع، می توان به طور منطقی استدلال کرد که هدف نهایی ما باید تبدیل شدن به افراد بهتر و بهتر باشد.

با گفتن این موضوع، راه تغییر خود را می توان با تغییر موقعیت هایی که در آن قرار داریم آسان تر کرد.

بیشتر زندگی ما رفتارهای مشابهی را در موقعیت های مشابه از خود نشان می دهیم. تغییر موقعیت‌هایی که در آن قرار داریم به ما این فرصت را می‌دهد که رفتارهایمان را نیز تغییر دهیم، که در نهایت منجر به تغییر شخصیت خود می‌شود. با گذشت زمان و تقویت عادات جدید ما، ممکن است بتوانیم رفتارهای متفاوتی را در موقعیت های قدیمی که قبلا در آن قرار داشتیم از خود نشان دهیم.

این تغییر واقعی خواهد بود – رفتار متفاوت علیرغم قرار گرفتن در موقعیت یکسان. برای من، این به معنای اجتناب از خریدهای بیهوده با وجود دریافت ایمیل های بازاریابی و آماده شدن برای جلسات بدون نیاز به برنامه ریزی بافرهای اضافی 30 دقیقه ای است. چه معنایی برای شما خواهد داشت؟

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان