شما و همسرتان مدتی است که با هم هستید. شما هنوز هم می گویید که آنها را دوست دارید، اما این کمتر به یک احساس تبدیل شده است تا یک تأیید آیینی. شما شریک زندگی خود و شراکت خود را دوست دارید، اما خود را نیز دوست دارید. شما ترجیحات خود را دارید و همیشه با ترجیحات شریکتان همسو نیستند.
در طول سال ها، هر دوی شما راه هایی را برای رسیدن به آنچه می خواهید کشف کرده اید. یک شب شریک زندگی تان راهی پیدا کرد که شما را مجبور به تماشای برنامه اش کند. ناخودآگاه این راه جدید را به یاد آوردند تا به راه خود برسند. شاید آنها راههایی پیدا کردهاند که با رفتارهایی که انگار این چیزی است که شما مدیون آنها هستید، راه خود را پیش ببرند. این اخلاقیسازی است: برخورد با ترجیح بهگونهای که گویی توسط برخی قوانین اخلاقی توجیه شده است. چه برای حفظ آرامش و چه به این دلیل که حداقل در خانه کمی نرم هستید و در معرض احساس گناه هستید که آن چیزی نیستید که شریک زندگی تان فکر می کند باید باشید، به شریک زندگی تان اجازه می دهید راه خود را زیاد کند.
شما شروع به احساس آزار و اذیت در خانه خود کرده اید، گویی که انتظارات شریک زندگی تان شما را درگیر کرده است و شما را از آن چیزی که قرار است باشید یا حداقل آن چیزی که می خواهید باشید، باز داشته است.
البته مشارکت مستلزم سازش است. شما می دانید که. اما چقدر؟ کم کم احساس می شود که این یک انتخاب اجباری است: یا شریک زندگی خود باشید یا خودتان باشید.
یا شاید، فقط شاید، بتوانید راهی پیدا کنید که در شراکتتان بیشتر خودتان باشید. سخت خواهد بود، اما شاید ارزش امتحان کردن را داشته باشد. برای آن، باید شریک خود را وادار به عقب نشینی کنید. اگر در حال حاضر بیرون از خانه نیستید، در اینجا چند زمینه و پیشنهادات وجود دارد.
بزرگنمایی: مانند هر دو نفر، شما و شریک زندگی تان متفاوت هستید. شما اشتهای مختلف، استعدادهای متفاوت، نگرش های مختلف، گزینه های متفاوت دارید. شریک زندگی شما ممکن است عالی باشد، فقط دیگر یک مسابقه عالی نیست. این اتفاق می افتد، به خصوص این روزها. ما در گستره وسیعی از روشهای زندگی و کارهایی که باید انجام دهیم زندگی میکنیم، که این شانس را افزایش میدهد که با گذشت زمان، هر دو شریک بخواهند مسیرهای متفاوتی را انتخاب کنند.
ادغام انتخابی: مشارکت یک امر انتخابی است، نه یک الزام اخلاقی. این باید برای هر دوی شما کار کند. هدف در اینجا این است که ببینیم آیا میتوانید علیرغم داشتن ترجیحات مختلف با هم باشید یا نه – برای اینکه هر دوی شما به ترجیحات متفاوت خود اجازه دهید.
تسلیت کامل بودن: ارزش این را دارد که ببینید آیا می توانید تعادل را دوباره به دست آورید یا خیر. اگر شکست خورد، حداقل تسلی کامل را خواهید داشت. ممکن است تصمیم بگیرید که ترک کنید. اگر احساس کنید که بهترین فرصت را برای شراکت خود داشته اید، در این مورد آرامش بیشتری خواهید داشت.
بی اخلاقی کردن: برای هر پیشرفتی، باید اخلاقی سازی را کنار بگذارید. اگر به قرارداد شراکت خود احترام می گذارید، بقیه مربوط به ترجیحات است، نه اخلاقیات. شما باید تلاش کنید که اخلاق زدایی کنید، این لفاظی های اخلاقی را از بین ببرید. به اطرافت نگاه کن آیا می بینید که چقدر معیارهای اخلاقی مختلف وجود دارد؟ توجه داشته باشید که همیشه از نظر معیارهای اخلاقی یک نفر در اشتباه هستید.
مبارزه منصفانه: ممکن است هر دوی شما به دلیل عادات متقاعدسازی انباشته یکدیگر یا فقط از دست دادن استقلال در هر شراکتی احساس آزار و اذیت یا حداقل محدود شدن کنید. شریک زندگی شما نیز ممکن است از بازگشت به خانه در یک خانه خالی راحت شود. این را در نظر داشته باشید و تمایلات اخلاقی خود را نیز از بین ببرید.
به شما بستگی دارد: اگر شما از آن دسته افرادی هستید که اخلاق را جدی می گیرید و فکر می کنید تنها یک راه برای زندگی وجود دارد، شما از آن دسته هستید که به راحتی مورد آزار و اذیت قرار می گیرید. شما با نرم بودن در خانه احتمالاً به این دلیل که به راحتی شرمنده هستید به این گوشه محاصره شده اید.
بازتاب: در حال حاضر شریک زندگی شما در ایجاد احساس بد برای بیان ترجیحات خود خوب است. اگر شروع به ابراز وجود کنید، می توانید انتظار یک شکست اخلاقی را داشته باشید. شریک زندگی شما تلافی می کند و شما را به سگ خانه ای که به آن تعلق دارید بازگرداند. حتی سعی نکنید ترجیحات خود را مجدداً تأیید کنید، اگر در مقابل پیامدهای اجتناب ناپذیر مقاومت نمی کنید. اگر خود را در برابر ضربهای که وارد میکنید «عوض» نکنید، عقبنشینی خواهید کرد. چیزی که عادات سلطه جویانه شریک زندگی تان را از بین نمی برد، فقط او را قوی تر می کند.
پایه گذاری: برای مقاومت در برابر عواقب، با آرامش روی موضع خود بایستید و در عین حال به شریک زندگی خود اجازه دهید تا عواقب خود را داشته باشد. اگر شریک زندگی شما سعی می کند ترجیحات شما را با ترجیحات خود حذف کند، ترجیحات خود را بیان کنید، نظرات آنها را بشنوید و حتی ترجیحات آنها را به طور قانع کننده ای تکرار کنید تا نشان دهید که آنها را شنیده اید. و بعد شانه بالا انداختن. “اوه خوب. معلوم شد که ما دو نفر متفاوت هستیم، با استعدادها و فرصتهای متفاوت. سعی نکنید شریک زندگی خود را متقاعد کنید که اشتباه می کند. این قدرتی است که اجازه دهید تفاوت فقط همانجا بنشیند.
روابط ضروری خوانده می شود
نمودار ضخیم تر می شود: به دلیل ترس از پوسته تخم مرغ و مین های زمینی شریک زندگی خود، احتمالاً می خواهید بیشتر مراقب باشید و کلمات و حرکات ایده آل را طراحی کنید تا بدون تحریک انتقام به آنها برسید. تمام این توطئهها نشانه این است که شما مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاید، و احتمالاً کارساز نیست. مهم نیست که چگونه موضع خود را بایستید، بازگشتی وجود خواهد داشت. به جای نقشه کشیدن، سعی کنید بیشتر خودتان را آرام کنید. شاید در زمینه دیگری بیشتر خودتان باشید. آن نسخه از خود را دوباره به شراکت معرفی کنید. هر دوی شما ترجیحاتی دارید. آنها همیشه یکسان نیستند. اشکالی ندارد. تو هنوز می تونی خودت باشی
نشان بده، نگو: با گفتگو درباره اینکه چگونه از این به بعد متفاوت خواهید بود شروع نکنید. نشان دهید که قرار است خودتان باشید. اگر شریک زندگی شما قاطعیت جدید شما را به چالش می کشد، یک پاسخ کوتاه غیر دفاعی بدهید. این چیزی است که شما هستید و آنچه می خواهید. همین.
برای بچه ها: اگر بچه دارید، برای آنها خوب است که ببینند شما برای خودتان ایستاده اید. اگر شما یا شریک زندگی تان را به عنوان افراد مستعد ندانند، بزرگسالان قوی تر و عاقل تری خواهند بود.
دادن و گرفتن: این شما نیستید که می گویید نوبت شماست که شریک مسلط باشید. شما در حال تلاش برای بازگرداندن تعادل هستید. همه تعهدات مستلزم سازش است. شما دیگر تمایلی ندارید که سازشکار اصلی باشید.
بدترین حالت: هنگامی که در حال انجام کاری خطرناک مانند این هستید، مفید است که از خود بپرسید «بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟» بدترین جنبه منفی را تصور کنید و ببینید آیا میتوانید با آن کنار بیایید یا خیر. ممکن است شما را از ریسک کردن باز دارد. یا ممکن است شما را با اطمینان بیشتری امتحان کنید، زیرا قبلاً فهمیده اید که چگونه می توانید بدترین احتمال را مدیریت کنید.
سازگاری در نحوه مذاکره با ناسازگاری ها: با ترجیحات شما روی میز، چیزهایی برای مذاکره مجدد وجود خواهد داشت. اکنون که بیشتر خودتان هستید، سوال این است که آیا شما دو نفر در نحوه مذاکره با ناسازگاری ها سازگاری دارید یا خیر. اگر آن را ندارید، ممکن است تصمیم بگیرید که پایان دادن به شراکت را به تظاهر به کسی که نیستید ترجیح دهید. پس از اینکه سعی کردید خود را مجدداً نشان دهید و نتوانستید آن را عملی کنید، حداقل تسلی کامل را خواهید داشت.
این مقاله به صورت ویدیویی:
https://www.youtube.com/watch?v=0X79Ov9Q0fY