[ad_1]

شرم چیزی از تولد دوباره را تجربه کرده است. برای ده ها سال ، گناه به عنوان احساسات تطبیقی تر دیده می شد و شرم به عنوان یک یادگار باستانی جوامع سنتی مشتق می شد. در عصر فردگرایی ، گناه بیشتر متمرکز تر از شرم اجتماعی بود. تفاوت های بین گناه و شرم کاملاً مورد توافق نیست ، اما برخی از تمایزات مشترک شامل (1) گناه از درون بوجود می آید ، در حالی که شرم از دیگران ناشی می شود ، (2) گناه بر روی یک عمل متمرکز است ، در حالی که شرم کل شخص را نشان می دهد. این اختلافات به خودی خود مورد توجه قرار می گیرد و محور این پست نیست.
احساسات خودآگاه و اخلاقی
هر دو شرم و گناه به عنوان “احساسات اخلاقی” ، طبقه ای از احساسات بالاتر که مربوط به احساسات اخلاقی یا قضاوت های عاطفی هستند ، مفهوم سازی شده اند. در درون “احساسات اخلاقی” ، آنها بیشتر طبقه بندی شده اند (توسط جاناتون هایدت) به عنوان احساسات اخلاقی “خودآگاه” یا احساسات اخلاقی که بر خودمان متمرکز شده اند ، بر خلاف ترجمه های دیگر (به عنوان مثال قدردانی) ، امدادرسانی دیگر (به عنوان مثال منزوی) و سایر افراد (به عنوان مثال دلسوزی). چرا انزجار در حالی که شرم به عنوان خودآگاه طبقه بندی می شود ، به عنوان تولید دیگر طبقه بندی می شود؟ انزجار بر احساسات قاضی متمرکز است ، در حالی که شرم بر احساسات کسی که مورد قضاوت قرار می گیرد تمرکز دارد.
پایان نامه ژوئن تانگنی و همکارانش ، که احساسات اخلاقی به عنوان “فشارسنج اخلاقی” عمل می کنند ، مفید است. احساساتی مانند شرم به دلیل تجاوزات اخلاقی می تواند بوجود بیاید و “بازخورد فوری و برجسته ای در مورد پذیرش اجتماعی و اخلاقی ما” ارائه دهد. این می تواند بعد از این واقعیت تجربه شود ، مرتکب اشتباه شده است ، اما می تواند پیشگیرانه یا پیش بینی کننده باشد.
شرم “بد” در مقابل شرم “خوب”
کار جان برایتوایت به کاتالیز تولد شرم کمک کرد. پایان نامه وی کاملاً تحریک آمیز بود که او برای اولین بار شروع به انتشار در این زمینه کرد. نتیجه گیری Braithwaite این بود که جوامعی که شرمنده بهتر از کسانی بودند که این کار را نکردند. به عنوان یک جرم شناس ، حكم Braithwaite در مورد این امر محور میزان جرم است.
Braithwaite به جای حمایت از همه شرم ، دو نوع شرم متفاوت را ترسیم کرد.
- شرم آور شرم آور
- شرم مجدداً
به گفته Braithwaite ، Stigmatization “شرم آور بی احترامی است ؛ متخلف به عنوان یک فرد بد رفتار می شود. ننگ فراموشی است – مجرم با ننگ دائمی باقی می ماند.” طبق تحلیل های متقابل فرهنگی Braithwaite از جوامع مختلف ، این ناسازگار است و در واقع میزان تجاوز را افزایش می دهد.
برخلاف این ، “شرم آور مجدد ارتباط با عدم تأیید در یک احترام به مجرم ارتباط برقرار می کند ؛ متخلف به عنوان یک فرد خوب رفتار می شود که یک عمل بد انجام داده است.” البته ، در پایان شدید تخلفات اخلاقی ، شرم آور شرم آور می تواند ضروری و کاربردی باشد. با این حال ، برای اشتباهات روزمره و اشتباهات یکدیگر ، شرم آور و شرم مجدد کاربردی تر و مناسب تر است. کار جنیفر ژاک (و کتاب او آیا شرم لازم است؟) یک دعوت مفید برای استفاده از شرم است.
پایان
به جای اینکه در شرم آور و شرم آور نهایی خود غرق شوید ، شرم را به یک شرم مجدداً تطبیقی تر و کاربردی تر تغییر دهید. اگر قصد شرم دیگری را دارید ، حتماً آن را به گونه ای قاب کنید که امکان ادغام مجدد را داشته باشد ، مانند یک مسیر روشن برای اصلاح. هدف از پرچم گذاری کمتر و استحکام ، و بیشتر برای بازتاب اخلاقی هدفمند و مجدداً. شرم می تواند دعوت به خود بازتاب در مورد آنچه اشتباه انجام شده است ، با مسیری روشن برای اصلاح و ادغام مجدد باشد.
[ad_2]