در حالی که در بوستون نشستهام و اخبار خارج از لس آنجلس را تماشا میکنم، با دوستانم در ساحل غربی صحبت میکنم، فیدهای اجتماعی خود را تازه میکنم تا ببینم چه کسی شخصاً تحت تأثیر آتشسوزی قرار گرفته است، کلمهای که اغلب میشنوم «اندوه» است. نه تنها برای تلفات غم انگیز زندگی، بلکه برای هزاران نفر که خانه های خود را از دست داده اند.
در حالی که برای مرگ دختر نوجوانم سوگواری می کنم، بیش از یک دقیقه طول کشید تا با این تصور کنار بیایم که از دست دادن خانه ارزشمند است. غمگین؟ البته. ویرانگر؟ مطمئنا اما چیزی برای غصه خوردن؟ در واقع، بله.
ما می دانیم که اندوه یک مسابقه نیست. ما میتوانیم غم از دست دادن یک مادربزرگ 98 ساله، یک حیوان خانگی محبوب و یک دختر نوجوان را بدون اینکه مشخص کنیم کدام فقدان عمیقترین است. و همچنین میتوانیم، و به هر طریقی باید، غم از دست دادن یک خانه، یک محله، یک جامعه را بخوریم.
کلمه “Beeave” از انگلیسی قدیم گرفته شده است بی حالبه معنی «محروم کردن، گرفتن با خشونت، تصرف کردن، غارت کردن»
آیا این دقیقاً همان کاری نیست که آتش سوزی های لس آنجلس انجام داده اند؟
آنها هزاران نفر را از احساس امنیت و امنیت محروم کرده اند. آنها خانه ها و دارایی های مردم را با خشونت گرفته اند. آنها خاطرات را به چنگ آورده اند و بسیاری از مردم کالیفرنیا را نه تنها معیشت بلکه زندگی روزمره آنها را نیز ربوده اند.
اگر همه اینها ارزش اندوهگین شدن را ندارند، مطمئن نیستم که چیست.
پس چه چیزی می توانیم از نحوه صحبت با مردم در مورد از دست دادن عزیزانشان بیاموزیم که می تواند برای این ویرانی وحشتناک و آخرالزمانی اعمال شود؟ آنهایی از ما که هزاران مایل دورتر نشستهایم، حتی از دود هوا یا درخشش در افق در امان هستیم، چه میتوانیم بکنیم؟ به همان اندازه مهم است، چه کاری را نباید انجام دهیم؟
“حداقل” کسانی که رنج می برند
گفتن جملاتی مانند “حداقل سلامتی خود را دارید” یا “حداقل شما ایمن هستید” مفید نیست. برای یک چیز، افرادی که خانهها و زندگیشان کاملاً سوخته است، در واقع احساس امنیت نمیکنند.
و حتی اگر قربانیان ممکن است اذعان کنند که از لحاظ جسمی خوب هستند سپاسگزار هستند، اشاره به این موضوع می تواند احساس کند که شما خسارات پیچیده آنها را به حداقل می رسانید. مثل این است که بگویید «به طرف روشن نگاه کن»، تلاشی برای شاد کردن آنها، و تشویق کردن چیزی نیست که یک غمگین به آن نیاز دارد.
نگو “نمیتونم تصور کنم”
البته می توانید. در واقع، احتمالاً تصور میکنید که رفتن هر عکس، هر تکه لباس، هر کتاب و پتو چه حسی دارد. شمعدان های مادربزرگتان، خط خطی های اولیه فرزندتان، از بین رفت. میز آشپزخانه که در آن شام می خوردید و اسکربل بازی می کردید و تکالیف را با هم انجام می دادید، از بین رفت. معیشتت رفته
این همان چیزی است که آن برادستریت شاعر در سال 1666 در “آیات پس از سوختن خانه ما” به زیبایی توصیف کرد:
و اینجا و آنجا جاها جاسوسی می کنند
جایی که اغلب می نشستم و مدت زیادی دراز می کشیدم.
اینجا آن تنه ایستاده بود، و آن سینه آنجا،
اون فروشگاهی بود که من بهترین حساب کردم.
چیزهای دلپذیر من در خاکستر نهفته است
و آنها ببینند دیگر من نخواهم بود.
زیر سقف تو هیچ مهمانی نمی نشیند
نه سر سفره ات کمی غذا بخور
تصور کنید که. و سپس تصور کنید که همسایگان و مشاغل محلی و عبادتگاههایی که معمولاً برای کمک به خانوادهای که خانهشان سوخته میپرند، همه چیز را از دست دادهاند.
به مردم نگویید “اگر کاری می توانید انجام دهید به شما اطلاع دهند”
آنها در حال حاضر به اندازه کافی در حال انجام بدون تلاش برای کشف کردن چه هستند شما می تواند انجام دهد.
خبر خوب، ببخشید، این است که هیچ کمبودی برای کمک به قربانیان آتش سوزی وجود ندارد. یک جستجوی سریع در گوگل ده ها ایده را ارائه می دهد. می توانید پول، لباس، کارت هدیه یا خدمات اهدا کنید. و فقط یک دقیقه طول می کشد تا بفهمیم کجا و چگونه.
و اگر شخصاً افرادی را می شناسید که تحت تأثیر قرار گرفته اند، می توانید به غم و اندوه آنها گوش دهید و تأیید کنید. در این مورد، اگر از نظر جغرافیایی حذف شده باشید، به ویژه مفید است. این یک ضرر مشترک است و افرادی که از آن رنج میبرند ممکن است نخواهند غم و اندوه خود را بر سر شخص دیگری بگذارند که ضررهای خود را دارد.
نشانه های خود را از سوگوار بگیرید
بسیاری از ما در حالت حل مسئله راحتتر هستیم و در حال حاضر مشکلات زیادی وجود دارد که باید حل شوند. اما اگر دوست شما برای حل مشکل آماده نیست – اگر میخواهد گریه کند و فریاد بزند و دوباره گریه کند، برای این کار نیز حاضر باشید.
بر خلاف پس از مرگ یکی از عزیزان، دوست شما به احتمال زیاد بازسازی می شود و به مرور زمان ادامه می دهد. او یک خانه جدید، یک کافیشاپ جدید، یک مسیر جدید برای پیادهروی صبحگاهیاش خواهد داشت – شاید حتی در همان مکانی که قدیمیها بودند. اما این بدان معنا نیست که آسیب ناشی از آنچه اتفاق افتاده ناپدید می شود یا ترس از اینکه ممکن است دوباره اتفاق بیفتد فروکش کند.
هنگامی که آتش خاموش شود و خاکستر از بین برود، مردم نه تنها تمام چیزهایی را که از دست دادهاند، بلکه به یاد میآورند که چگونه دیگران برای آنها ظاهر شدهاند. خاطرات شیرینی از نحوه پاسخ مردم با غم و اندوه باقی خواهد ماند. اقدامات امروز ما به مرور زمان بخشی از نحوه نگارش داستان های آنها خواهد شد. داستان هایی که شامل تراژدی می شود، اما همچنین انعطاف پذیری و روحیه انسانی که نمی توان خاموش شد.