[ad_1]

یادگیری مهربان بودن با خود بخش قدرتمندی از سفر شفابخش است. ما همیشه با خودمان هستیم. ما می توانیم از طریق انتقاد از خود ، قضاوت ، نادیده گرفتن نیازهای جسمی و عاطفی و موارد دیگر ، آسیب بزرگی وارد کنیم. و ما همچنین می توانیم راحتی خوبی داشته باشیم.
مهربان بودن با خود مهارتی است که می توانید بسازید. زمان لازم است و مانند سایر مهارت ها با تمرین آسان تر می شود.
اولین قدم تمرین آگاهی است. کی از خودم غفلت می کنم؟ کی با خودم بدیهی هستم؟ شما ممکن است افکار خود را بیان کنید و بگویید چیزی مضر است (“من نمی توانم باور کنم که شما فقط این را گفتید”) یا یک قضاوت منفی (“شما خیلی احمق هستید”). شما همچنین ممکن است رفتارهایی را که بر خلاف نیازهای شما پیش می روند ، مانند بیرون رفتن از وقتی که نمی خواهید یا به یک پروژه بله بگویید وقتی که قبلاً باتلاق هستید ، شناسایی کنید. اولین قدم برای مهربانی بودن با خود ، شناخت در هنگام ناشایست بودن است. ایجاد این آگاهی می تواند از طریق روزنامه نگاری ، صحبت با یک دوست یا یکی از اعضای خانواده معتبر یا در حین درمان رخ دهد.
مرحله دوم جدا کردن از صدای ناعادلانه است که می توانید از چند طریق مختلف به آن نزدیک شوید:
1. رویکرد علوم اعصاب
افکار ناعادلانه شما از یک شبکه فکری اتوماتیک به نام “شبکه حالت پیش فرض” (DMN) آمده است. در مقایسه با شبکه دیگر فکر خود (“شبکه مرکزی اجرایی” یا CEN) ، نسبتاً ابتدایی است و به روزهای شکارچی ما که بقاء مشروط به پذیرش قبیله بود ، باز می گردد. این صدا تمام “شانه ها” جهان را جمع می کند و آنها را به شما باز می گرداند. وقتی فکر می کند شما شکست خورده اید یا از خط خارج شده اید ، شما را به خود جلب می کند. وقتی افکار شما مارپیچ می شوند و تاریک می شوند ، DMN است. شما این مارپیچ ها را ایجاد نمی کنید. DMN انجام می دهد. این خود انتقادی ، داوری است و دوست دارد صحبت کند. وقتی آن را صدا می کنید (آنجا هستی ، DMN!) ، شما فضای بین خود و این صدای منفی را قرار می دهید.
وقتی DMN را در عمل گرفتید ، سعی کنید روی چیز دیگری تمرکز کنید. توجه شما به چیزی باعث فعال شدن CEN می شود و DMN را خاموش می کند. این شبکه ها مانند سوئیچ نور هستند: وقتی یکی در حال اجرا است ، دیگری خاموش است و برعکس. ورود به “لحظه فعلی” به یک مفهوم سلامتی محبوب تبدیل شده است زیرا این یک هک CEN است. DMN در گذشته و آینده زندگی می کند ، و توجه به آنچه در “اکنون” اتفاق می افتد ، به CEN روشن می شود.
2. رویکرد درمانی
راه دیگر برای جدا کردن از صدای نامشخص ، دیدن آن به عنوان “قسمت” است. در روش درمانی محبوب به نام سیستم های داخلی خانواده (IFS) ، شخص به عنوان گروهی از قطعات شناخته می شود. به عنوان مثال ، فرزند درونی نماینده شما در سنین جوانی است ، مدیران قوانین و عادات را تنظیم کنید تا شما را به طور موثر در محیط خود ادامه دهید و آتش نشانان وقتی در معرض خطر واقعی یا درک شده قرار دارید از شما محافظت کنید. سپس خود خود را مشاهده می کنید-غیرقانونی ، بخشی از شما را مشاهده می کند که همه دوست داشتنی و آگاه است. وقتی با خود ناشایست هستید ، معمولاً یک است مدیر یا آتش نشانی چه کسی معتقد است که از شما محافظت می کند. آنها شما را به سمت کار بیش از حد سوق می دهند ، کارهایی را که نمی خواهید انجام دهید ، می پذیرند ، یا اینکه واقعاً چه احساسی دارید پنهان کنید – همه در تلاش برای حفظ صلح و حفظ امنیت شما.
دفعه بعد که خود را سخت می کنید ، با آن صدا صحبت کنید. در تلاش است تا شما را از چه چیزی محافظت کند؟ چه احساسی دارد که کمک می کند؟ ببینید که آیا می توانید با اتصال به بخش عمیق تر ، ساکت تر و دوست داشتنی خود به خود دسترسی پیدا کنید. به عنوان خود ، دلسوزی قسمت منفی را ارائه دهید. تمام تلاش خود را برای کمک کرد. خود می تواند به بخشی بگوید که می تواند کار سخت را متوقف کند. خود از ما مراقبت می کند ، تا آن قسمت بتواند عقب نشسته و آرام شود و باعث تسکین و شفابخشی شود.
این که آیا شما با استفاده از یک رویکرد علوم اعصاب ، افکار انتقادی خود را رد می کنید یا با IFS دلسوزی برای قطعات خود پیدا می کنید ، هر دو به یک هدف دست می یابند ، و به شما کمک می کنند تا با انتقاد از خود “از هم جدا شوند”. هنگامی که از اعتقاد به افکار منفی جلوگیری می کنید ، کمتر مارپیچ می شوید.
اگر این روند غیرقابل تحمل به نظر می رسد یا باعث ناراحتی شما می شود ، در نظر بگیرید که به یک متخصص بهداشت روان مراجعه کنید. این می تواند قدرتمند باشد که از طریق این مراحل با یک مشاور که می تواند فضا را در اختیار داشته باشد و در طول مسیر پشتیبانی کند ، کار کند.
[ad_2]