از بچگی به من یاد داده اند که استقامت کنم. “اگر در ابتدا موفق نشدید، سعی کنید، دوباره تلاش کنید” این چیزی است که آنها در مدرسه، خانه، و در مورد همه آن برنامه های ویژه بعد از مدرسه به ما گفتند (برای کسانی که به اندازه کافی بزرگ هستند که آنها را به خاطر بسپاریم). به ما آموختند که هر چند بار هم که شکست خوردیم به تلاش ادامه دهیم.
در بیشتر موارد، این درس تأثیر مثبتی بر زندگی و شغل من داشته است. این به من کمک کرد تا ذهنیت رشدی ایجاد کنم، با این باور که هوش و موفقیت به میزان سختی کار شما مربوط می شود و نه با استعدادهای بیولوژیکی خاص. از آنجایی که من بسیار هدف گرا بوده ام، در مدرسه خوب عمل کرده ام، به یک کالج عالی رفتم و حرفه ای موفق داشته ام.
منبع: pxhere/public domain
من با این مانترا در بزرگسالی، در 30 سالگی و در اوایل دهه 40 زندگی خود را ادامه دادم. این درس آنقدر به من چسبید که تا به امروز اگر فیلم یا سریالی را شروع کنم، باید تمومش کنم، مهم نیست چقدر بد است اگر کتابی را شروع کنم، هر چقدر هم که متنفر باشم، تا آخرین صفحه می خوانم.
در واقع، من دو سال از عمرم را صرف خزیدن کردم شوخی بی نهایت توسط دیوید فاستر والاس، که بیش از 1000 صفحه است و از نظر اندازه بسیار بزرگ است. من هر روز این وسیله را با خودم به مترو میبردم و زیر بغلم میکشیدم زیرا بزرگتر از آن بود که در کیفم جا شود. من این کار را هر روز ادامه دادم، حتی با وجود اینکه کاملاً از کتاب متنفر بودم (توهینی به طرفداران دیوید فاستر والاس نیست)، زیرا آن را شروع کردم و قرار بود آن را تمام کنم.
من می دانم که چرا کتاب را شروع کردم – زیرا نیویورک تایمز از آن به عنوان یکی از بهترین کتاب های بیش از 100 سال گذشته یاد کرد. اما چرا در حالی که کار وقت گیر، استرس زا و کاملاً ناخوشایند شده بود، اینقدر مجبور به اتمام آن شدم؟
تحقیقات زیادی در مورد اینکه چه چیزی ما را برای دستیابی به اهدافمان ترغیب می کند وجود دارد، و تحقیقات کلاسیک نشان داده است که دنبال کردن یک هدف به این دلیل که فکر می کنید هدف برای شما جالب است و شخصاً برای شما معنادار است، با موفقیت در دستیابی به آن هدف مرتبط است. در مقابل، دنبال کردن یک هدف به این دلیل که شخص دیگری به شما می گوید، یا به دلیل پاداش خارجی، مانند پول یا محبوبیت، یا به دلیل اینکه نیویورک تایمز به شما گفته شود، اغلب منجر به حذف آن هدف می شود (کوستنر و همکاران، 2008).
مشخص شده است که این در روابط صادق است، و زمانی که انگیزه شخصی برای بهبود یک رابطه عاشقانه دارید، به احتمال زیاد در بهبود آن رابطه پیشرفت خواهید کرد (هولدینگ و همکاران، 2020). همچنین با عادات غذایی نشان داده شده است: اگر انگیزه دارید عادات غذایی خود را به دلیل معنی دار و شخصی تغییر دهید، به احتمال زیاد به آن هدف خواهید رسید (A. Holding et al., 2024).
اما آیا این همیشه ایده خوبی است جدا کردن از اهداف ما؟ به عبارت دیگر، آیا ترک کردن کار مشکلی ندارد؟
تصمیم گیری بین اینکه آیا باید هدفی را رها کنید یا به حمل و نقل کامیون ادامه دهید، چیزی است که بسیاری از ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم، و این چیزی است که محقق دکتر آن هولدینگ آن را یک بحران اقدام. طبق کار او، زمانی که یکی از اهداف ما غیرممکن به نظر میرسد، یا دیگر چیزی نیست که میخواهیم به آن دست یابیم، بحران کنش را تجربه میکنیم، یا به این دلیل که خستهکننده، وقتگیر، یا فقط به نظر غیرممکن به نظر میرسد (هولدینگ و همکاران. ، 2017).
درست مانند آنچه پیشبینی میکند که آیا ما احتمالاً یک هدف را با موفقیت انجام میدهیم، بهترین چیزی که پیشبینی میکند آیا از آن بحران اقدام خارج میشویم این است که به دلایل شخصی، مستقل یا به دلیل برخی بیرونی انگیزه رهایی از آن هدف را داریم. دلیل، مثل اینکه ما نگران این هستیم که دیگران چه فکری می کنند. به عبارت دیگر، زمانی که عوامل داخلی برانگیخته می شوند، راحت تر رها می شوند (هولدینگ و همکاران، 2017)
چالش های ترک
انگیزه شما برای رها کردن هرچه که باشد، تحقیقات هولدینگ نشان داده است که ماندن بر اهدافی که دیگر به دلیل تعهد یا احساس گناه انجام نمیدهیم، بسیار شبیه به هدف پایان دادن به آنها هستم. شوخی بی نهایت، می تواند منجر به استرس، افسردگی و کاهش رفاه کلی شود (هولدینگ و همکاران، 2021).
بهعنوان کسی که مسئولیتهای بزرگسالی زیادی از جمله شغل، خانواده، وام مسکن، صورتحسابها و تعهدات اجتماعی مختلف را انجام میدهد، باید جدیتر از همیشه به کنار گذاشتن برخی از اهدافم فکر کنم. بهعنوان یک ستاره طلایی «تمامکننده»، به خودم افتخار میکنم که تمام کارهایی را که شروع کردهام، مهم نیست که چقدر پیش پا افتادهام. اما خواندن این تحقیق باعث شد متوجه شوم که حفظ اهداف کم معنا چقدر استرس زا بوده است.
در نتیجه، برای تصمیمگیری سال نو امسال، بهجای تهیه فهرستی از کارهایی که باید انجام شود، فهرستی از کارها تهیه کردهام. انجام ندادن. این لیست شامل مواردی مانند گذراندن وقت با خانواده یا انجام کار من نیست. در عوض شامل چیزهایی میشود که به نظر من اهمیت خاصی ندارند، اما فقط به خاطر تمام کردنشان به آنها پایبند هستم – چیزهایی مانند اتمام فصل 2 یک برنامه تلویزیونی که درخشش خود را از دست داده است، آن دسته از درسهای گیتار که هرگز برای آنها تمرین نمیکنم، و اینها کلوپ کتاب اضافی که هرگز حوصله خواندن برای آن را ندارم. به جای صرف کمی زمان برای همه چیز، می خواهم زمان بیشتری را صرف چیزهایی کنم که واقعا برایم معنادار هستند، و زمان کمتری را برای چیزهایی که معنی ندارند.
اخلاق داستان؟ اگر فعالیتی وجود دارد که به نظرتان خیلی جالب نیست، ترک آن اشکالی ندارد. اگر چیزی روی کاغذ خوب به نظر می رسد، اما در واقعیت، انرژی و منابع شما را تخلیه می کند، آن را دور بریزید. و اگر فقط به این دلیل که نگران چیزی هستید که در صورت دور شدن شما چه فکری میکنند دیگران را نگه دارید، شاید وقت آن رسیده است که فرار کنید.
میدانم که به ما گفته میشود که همه چیز را ببینیم—سخت کار کنیم تا به اهدافمان برسیم، به سمت خود متمایل شویم. اما در واقع، ما برای انجام همه کارها وقت نداریم، و مطمئناً نمیتوانیم همه آنها را داشته باشیم، بنابراین شاید اینطور باشد. زمان عادی شدن خم شدن به بیرون.
بنابراین امسال، میتوانید یک هدف جدید اضافه کنید – اما در نظر بگیرید که برخی از اهداف قدیمی را که دیگر برای شما مفید نیستند کنار بگذارید. گاهی اوقات، رها کردن اشکالی ندارد، و ممکن است احساس بهتری نسبت به آن داشته باشید.